فوت مشکوک
محمدرضا ساکن کوچه فرزانه به کلانتری 21 اطلاع داد که همسرش بانو نازگل به علت خونریزی از بینی و دهانش فوت کرده است. کلانتری قضیه را به اداره پزشکی قانونی گزارش داد. در نتیجه پزشکی قانونی جنازه را معاینه کرد و چون فوت مشکوک بهنظر میرسید جسد برای تشریح به اداره پزشکی قانونی برده شد و موضوع از طریق کلانتری تحت بررسی قرار گرفت.
اطلاعات - 4 مهر 1332
قصاب خودکشی کرد
عبدالله تاجیک در قاسمآباد شهرری به شغل قصابی اشتغال داشت. از چندی قبل عدهای از طلبکارهایش به وی مراجعه نموده و طلب خود را مطالبه کردند ولی تاجیک پولی نداشت که به آنها بپردازد. او گوسفندهای خود را نیز فروخت و سرانجام چون دید که نمیتواند جواب طلبکارها را بدهد به فکر خودکشی افتاد و مقداری تریاک در آب حل کرد و خورد. هنگام غروب کسانش متوجه حال او شدند و برای معالجهاش اقدام کردند ولی اقدامات آنها مفید واقع نشد و تاجیک درگذشت. جناره وی به اداره پزشکی قانونی منتقل شد تا کالبد شکافی شود.
اطلاعات - 3 مهر 1333
مقابل دبیرستان نزاع سختی روی داد
ساعت 8 صبح عدهایاز روزنامهفروشان مقابل دبیرستان البرز اجتماع کرده و مشغول فروش روزنامه بودند، یکی از دانشآموزان به نام خسرو دالایی به آنها میگوید در اینجا جمع نشوید و ضمنا چند شماره روزنامه آنها را پاره میکند. در این موقع روزنامهفروشان که عده آنها در حدود یکصد نفر بود با چوب و سنگ به دبیرستان حمله کردند و همچنین چند ضربه چاقو از پشت به خسرو دالایی دانشآموز دبیرستانی زدند. در اثر این حادثه عدهای از دانشآموزان از دبیرستان البرز بیرون آمده و به عنوان کمک به دوست خود با روزنامهفروشان مشغول زد و خورد شدند و نزاع شدیدی بین طرفین روی داد. اولیای دبیرستان مراتب را به کلانتری اطلاع دادند و دو کامیون سرباز در ساعت 30/8 جلوی دبیرستان آمده و نزاعکنندگان به مجرد این که سربازان را مشاهده کردند متفرق و متواری شدند. خسرو دالایی که در این حادثه سخت مجروح شده بود از طرف اولیای دبیرستان به بیمارستان سینا فرستاده و در آنجا بستری گردید.
اطلاعات- 2 مهر 1332
در اثر ایجادسوءظن خانه دوستش را آتش زد
جلسه شعبه 4 دادگاه جنایی تهران تشکیل شد تا به اتهام شخصی به نام عبدالله رسیدگی کند. نماینده دادستان ضمن توضیح درخصوص ادعانامه خود چنین گفت: متهم با شاکی، علی دوست بود ولی علی پس از مدتی متوجه میشود که عبدالله از این اظهار دوستی نظر دیگری دارد. به همین جهت به او میگوید در غیاب من نباید به خانهام بروی. عبدالله از این سوءظن دوستش برآشفته میشود و کینه او را در دل میگیرد تا این که یک روز موقعی که زن علی از خانه بیرون رفته بود از فرصت استفاده میکند و به خانه آنها وارد میشود و خانه را با نفت آتش میزند.متهم این قضیه را در دادگاه انکار و گفت: من بیگناه هستم. سرانجام دادگاه وارد شور شد و در نتیجه متهم را به 2 سال حبس تادیبی محکوم کرد.
اطلاعات- 31 شهریور 1331