مکث

فیلم دیدن با سینما رفتن فرق دارد

داریوش ارجمند در نقش امیرکبیر فیلم ناصرالدین شاه آکتور سینما در یک دیالوگ ناب می‌گوید: اگر نیت یکساله دارید؛ برنج بکارید. اگر نیت 10 ساله دارید؛ درخت غرس کنید. اگر نیت صد ساله دارید، آدم تربیت کنید، سینماتوگراف آدم تربیت می‌کند... در کشور ما هم انگار اهالی فرهنگ و هنر این دیالوگ نمادین را از صد سال پیش تاکنون آویزه گوش کرده‌اند که سینما را با هر جان کندنی که بوده حفظ کرده‌اند و نگذاشته‌اند چراغ این هنر در سردر سینماها خاموش شود. آنها از روش‌های مختلفی برای روشن نگه داشتن این چراغ استفاده کرده‌اند که یکی از آنها راه‌اندازی شبکه نمایش خانگی بود؛ شبکه‌ای که با اما و اگرهای زیادی تاسیس شد و با تردیدهای زیادی راهش را ادامه داد اما اکنون از آن می‌توان به عنوان شبکه‌ای معتبر و یکی از حامیان جدی سینمای ایران یاد کرد.
کد خبر: ۲۸۴۰۷۵

موسساتی که شبکه نمایش خانگی را شکل داده‌اند، هر روزه چندین فیلم سینمایی ایرانی و خارجی را در دسترس مردم قرار می‌دهند. طی این سال‌ها ثابت شده که مردم از فیلم‌های ایرانی که به این شبکه راه پیدا می‌کنند، استقبال می‌کنند چون مطمئن هستند فیلم‌هایی را که در سینماها ندیده‌اند، می‌توانند براحتی به شکل لوح فشرده تهیه کنند و در خانه و در کنار خانواده آنها را تماشا کنند. زمانی این استقبال شکل جدی‌تر به خود گرفت که فیلم‌های جدید با فاصله کمی از پایان اکران در سینماها به این شبکه راه پیدا کردند.

برخی تهیه‌کنندگان و توزیع‌کنندگان سینما براین باورند که این توزیع سریع باعث افت فروش فیلم‌ها در زمان اکران می‌شود چون مردمی که می‌دانند این فیلم‌ها بزودی در شبکه نمایش خانگی توزیع می‌شود، دیگر رغبتی برای رفتن به سینما نخواهند داشت.آنها منتظر می‌مانند تا لوح فشرده این فیلم در بازار عرضه شود تا به دیدن آن بنشینند اما این گروه این اصل را فراموش می‌کنند که سینما یکی از تفریحات مورد علاقه مردمی است که در جامعه شهری زندگی می‌کنند و تفریحات اندکی دارند.

فیلم دیدن با سینما رفتن فرق دارد، شبکه نمایش خانگی این امکان را برای مردم فراهم کرده که فیلم تماشا کنند و به مدیران شهری و فرهنگی و هنری ثابت کنند فیلم را می‌شناسند و به تماشای آن علاقه دارند اما امکان رفتن به سینما را ندارند؛ امکان خوب و زیبایی که از آنها دریغ شده چون مسوولان برای کلانشهرهایی چون تهران به اندازه کافی سالن‌سازی نکرده‌اند و سینماهای این شهرها نسبت به پراکندگی جغرافیایی که در آنها وجود دارد بسیار اندک است. از تعداد سالن‌ها که بگذریم، به مساله‌ای که این روزها بسیار مهم شده می‌رسیم، مساله‌ای به نام ترافیک که یقه همه شهرهای بزرگ را گرفته است.در کنار ترافیک سرسام‌آور باید به نبود پارکینگ هم اشاره کرد. شهرهای بزرگی مثل تهران به اندازه کافی پارکینگ ندارند و در قوانین جدید راهنمایی و رانندگی در اکثر حاشیه خیابان‌ها نمی‌توان اتومبیل پارک کرد. حالا همه این مشکلات را در کنار هم قرار دهید و تصور کنید یک خانواده تصمیم بگیرند به سینما بروند. آنها ابتدا مسیری را که باید طی کنند محاسبه می‌کنند، بعد شلوغی خیابان‌ها را مجسم می‌کنند، سپس فکر می‌کنند ماشینشان را کجا پارک کنند و در آخرین مرحله تصمیم می‌گیرند به سینما نروند و بعد از این‌که فیلم به شبکه نمایش خانگی راه یافت آن را بگیرند، ببینند و همراه تخمه، میوه و چای خوردن از تماشای فیلم لذت ببرند. اما آنها می‌دانند که فیلم دیدن با سینما رفتن فرق دارد.

سال‌هاست برخی سینماگرانی که سینما و مشکلات شهری را می‌شناسند به مدیران شهری و فرهنگی یادآور می‌شوند برای توسعه سینما همان قدر که به ساخت سالن‌های بزرگ و پردیس‌های چند طبقه نیاز داریم، سالن‌های کوچک و محلی هم احتیاج داریم اما کو گوش شنوا؟!

طاهره آشیانی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها