مشاور خانواده

کد خبر: ۲۸۳۹۳۲

امیر رضا از اصفهان. همسرم را دوست دارم، مدت زیادی هم نیست که ازدواج کردم اما مشکل من این است که به خاطر هر مساله کوچکی آنقدر جر و بحث می‌کنم که کار به دعوا کشیده می‌شود. این رفتار من باعث سردی رفتار همسرم با من شده، نمی‌دانم واقعا باید چه کار کنم.

قبل از هر چیز شما و همسرتان باید بپذیرید بحث و دعوا هم بخشی از روابط شما را تشکیل می‌دهد، باور این قضیه بسیار مهم است. همه ما در زمان و مکان‌های مختلف ممکن است رفتارهای متفاوتی از خودمان بروز دهیم. اما وقتی به نظر می‌رسد بحث و دعوا جز این که باعث انزجار و لطمه دیدن احساس شده و به رابطه سالم صدمه وارد می‌کند، شما باید بفهمید واقعا فایده دیگری ندارد و باید آن را متوقف کنید. در مواقعی که در حال بحث کردن با همسرتان هستید، سعی کنید دیدگاه متضادتان را متعادل کنید. اگر هم ایمان دارید که مقصر شمایید از همسرتان عذرخواهی کنید. تمرین کنید که آرام باشید و حرفتان را تمام و کمال، اما با‌ آرامش بزنید. طبیعی است که تغییر به آسانی برای شما میسر نیست اما از آنجا که همسر و زندگیتان را دوست دارید، باید تمرین کنید. بدون شک با کمی انعطاف و تحمل موفق می‌شوید.

یک زن 21 ساله از تهران: 3 سال است ازدواج کرده‌ام و خیلی همسرم را دوست دارم، اما متاسفانه همسر من هیچ‌گاه به من ابراز علاقه نمی‌کند، البته چندین مرتبه از او خواستم و او توضیح داده که من را خیلی دوست دارد ولی نمی‌تواند ابراز کند. مساله اینجاست که من واقعا نیاز دارم از همسرم محبت ببینم. لطفا به من بگویید چطور با این قضیه برخورد کنم.

شما باید به یک نکته توجه داشته باشید و آن این‌که شاید در خانواده همسرت اصلا چیزی به عنوان ابراز علاقه از طرف یک مرد وجود نداشته باشد. مثلا پدرشوهر یا برادرشوهرت نسبت به همسرانشان ابراز علاقه لفظی دارند یا خیر.

از طرفی ممکن است همسرت آنقدر مغرور باشد که نخواهد به صورت علنی به تو ابراز علاقه کند، ولی با رفتارش به تو نشان بدهد که دوستت دارد. ضمنا به یاد داشته باش که از همسرت هیچ‌وقت چیزی را به زور نخواهی. سعی کن با زبان خوش و مهربانی خواسته‌ات را با او در میان بگذاری. اگر قبول کرد که هیچ، اگر نه سعی کن تو هم آگاهانه کمتر به او ابراز علاقه کنی ولی از هیچ چیز برایش کم نگذار. مطمئن باش دیر یا زود او هم متوجه اشتباهش می‌شود.

شایسته از تهران. مشکل من این است که به همسرم شک دارم، البته از زمانی این شک در من ایجاد شد که با یک تماس تلفنی از سوی دختری مواجه شدم که مدعی بود با همسر من دوست بوده. هرچند همسرم این قضیه را انکار می‌کند و قسم می‌خورد که این‌چنین نبوده و این دختر تنها یک مزاحم تلفنی است، اما از آنجا که من همسرم را خیلی دوست دارم، نمی‌توانم این قضیه را فراموش کنم. لطفا مرا راهنمایی کنید که چگونه این موضوع را فراموش کنم.

خیلی کم راجع به مشکلتان توضیح دادید ولی آنچه مسلم است این است که شک زمانی ایجاد می‌شود که شناخت نسبت به شخص مقابل کافی نباشد. اگر شما شناخت‌تان از همسرتان کامل باشد باید در هر حال قبل از این‌که دیگری شما را دچار تردید کند، حرف همسرتان را بپذیرید و قضیه تمام بشود. اما این‌که شما به حرف یک غریبه بیشتر از حرف شوهرتان اطمینان دارید، ناشی از عدم شناخت شما از شوهرتان است. موضوع را قبل از حل شدن در ذهن خودتان فراموش نکنید، چون ممکن است باز مورد دیگری پیش بیاید که به این مورد اضافه شود. بنابراین باید عامل شک شما برطرف شود و تنها چیزی که این موضوع را در زندگی شما حل می‌کند شناخت و اطمینان کافی است. البته اگر خودتان عقیده دارید که به شوهرتان به دلیل علاقه مفرط حساسید، باید گفت که باید روی خودتان هم کار کنید و سعی کنید منطقی رفتار کنید. به خودتان بقبولانید که باید افکار بدبینانه را کنار بگذارید و به زوایای زیبای زندگیتان تکیه کنید. ضمنا بهتر است روابطتان طوری دوستانه باشد که همسرتان از گفتن گذشته‌اش به شما دچار وحشت نشود، ولی زمانی هم که موضوعی را با شما در میان گذاشت، کنکاش نکنید. هر کدام از ما گذشته‌ای مربوط به خودمان داریم که به دست گذشته‌ها سپرده شده و مخلوط کردن با زمان حال شاید صحیح نباشد، ولی آنچه مهم است این است که گذشته افراد در آینده آنها مشکل ایجاد نکند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها