فکر میکنید وزارت علوم دولت نهم چقدر موفق بوده و آیا در طول دوره تصدی توانسته از ظرفیتها و امکانات، حداکثر استفاده را ببرد؟
وزارت علوم دولت نهم به اعتقاد من یکی از موفقترین وزارتخانههای این دوره بوده و دوران بسیار موفقی در طول آموزش عالی کشوررا طی کرده است . دلایل هم مشخص است. ما توانستیم در این 4 سال کارهایی انجام دهیم در زمینه های مختلف مرتبط با شرح وظایف این وزارت از جمله در زمینه های فرهنگی ، آموزشی ، پژوهشی و فناوری که وقتی آنها را به صورت کمی دربیاوریم و با مدت مشابه آن مقایسه کنیم. میبینیم که اعداد و ارقام واقعا بالاست و منحنیهایی که معمولا از این اعداد و ارقام رسم میشوند، نشان میدهند که نسبت به دوران قبل روند رشد قابل ملاحظهای داشته که در ادامه صحبتها اگر وقت اجازه داد به این آمارها اشاره خواهم کرد. در ابتدای کار برنامهای به مجلس شورای اسلامی دادیم که در آن یک سری کارها را پیشبینی کردیم که میبایست در طول این دوره انجام میشدند. تمام آنها در دستور کار ما قرار گرفت و خوشبختانه خیلی از این برنامهها اجرایی شد و به نتیجه رسید و البته بعضی از آنها هم برای اجرایی شدن زمان لازم دارند. در کنار این برنامهها خیلی از برنامههای دیگری که در طول این 4 سال به واسطه برخی نیازهای کشور و موقعیتهای جدید بخصوص برخی رهنمودهای رهبر معظم انقلاب پیش آمد به برنامه اضافه کردیم. ما فکر میکنیم که از آن برنامهای که قرار بود انجام دهیم 150 درصد انجام دادیم. یعنی خیلی بیشتر از آنچه قرار بود. در کل دوره موفقی داشتیم ضمن آن که شما میدانید وقتی ما وزارتخانه را تحویل گرفتیم فضای سیاستبازی فوقالعاده در دانشگاهها نمود داشت و ما میخواستیم فضای دانشگاهها را به سمت رسالت جدی آنها و فضای علمی ببریم. اینها انرژی زیادی از من گرفت و خوشبختانه نتیجه داد.
یعنی شما کاملا موفق شدید فضای سیاستبازی حاکم در دانشگاهها را اصلاح کنید؟
ما فضای سیاستبازی دانشگاهها را با اعمال قانون و تاکید بر قانونگرایی و ایجاد برنامههای متنوع سیاسی تعدیل کردیم. در واقع ضمن این که دانشگاهها را درگیر مسائل سیاسی کردیم، از سیاستبازی دور نگه داشتیم و در این فاصله موفق شدیم توان و تولیدات علمی کشور را چند برابر کنیم.
همان طور که اشاره کردید، یکی از موضوعاتی که اتفاقا از جمله دستاوردهای این دوره محسوب می شود، افزایش رشد تولیدات علمی کشور در قالب مقالات منتشر شده درISI وISC بوده است. آیا شما این موضوع را کاملا مثبت میدانید؟
قطعا همین طور است. بالاخره وقتی در سند چشمانداز میخواهیم از لحاظ علمی مقام اول آسیای جنوب غربی باشیم. یکی از نیازهای آن چاپ مقالاتی است که در عرصههای بینالمللی جایگاه دارند و یکی از آن پایگاههاISI است.
آقای دکتر اگرچه افزایش تولیدات علمی در قالب مقالات جهش قابل توجهی داشته و به نوعی یک ارزش محسوب میشود؛ اما همین مساله انتقادات زیادی را در پی داشته است. کما این که عدهای از منتقدان به این وضعیت معترض هستند و آن را گونهای شعبدهبازی صوری برای رفع تکلیف و دستگاهی جدید برای استادانی میدانند که به دنبال ارتقای علمی و کسب اعتبار شخصی هستند و تاکید میکنند که طرفداران نظامISI کارکرد و جایگاه آن را در ایران تغییر دادهاند و بدون در نظر گرفتن ارزش محتوایی راه را برای تقلبهای علمی گشودهاند.
یقینا رشد علمی عوامل مختلفی دارد و ما باید به صورت یک بسته آن را نگاه کنیم، در آن بسته یک جایی برای مستندات علمی مربوط به پایگاههای مختلف حتما وجود دارد؛ اما اگر ما تمام هم و غم خود را فقط به این موضوع اختصاص دهیم، مطمئنا کار اشتباهی خواهد بود. از جمله کارهای بزرگی که اتفاقا آن هم از افتخارات دولت نهم است، آییننامه ارتقای اعضای هیات علمی است که از زمان شروع تا ورود به فاز اجرایی 3 سال زمان برده و در نهایت در اول بهمن 87 ابلاغ شده است. براساس این آییننامه و در حالی که تا قبل از این بیشتر دانشگاهها ازISI به عنوان حق وتو استفاده میکردند، موضوعات جدیدی را وارد کردیم. تنها به ISI تاکید نداریم، تمام پایگاههای استنادی معتبر بخصوصISC مورد نظر ما قرار گرفتند و در کنار آن تصنیف کتاب را خیلی جدی و به عنوان حق وتو مورد توجه قرار دادیم و به این ترتیب، دغدغه بسیاری از دانشگاهیان از جمله حوزه علوم انسانی را به نوعی مرتفع کردیم. در ضمن به اختراعاتی که مورد تایید وزارت علوم هستند، در این آییننامه بها دادیم. همچنین پژوهشهای کاربردی که نتیجه آنها ممکن است در دنیا جدید نباشند ؛ اما یک مشکل کشور را حل کرده باشد، مورد توجه قرار گرفتند. بنابراین ما در این آییننامه به صورت همهجانبه به مساله علم توجه کردیم و انتظار هم این است که تمام جوانب دیده شود و تنها به یک مورد به عنوان دستاورد اشاره نشود.
اما در بسیاری از موارد ازهمین موضوع پژوهشهای کاربردی که به آن اشاره کردید و در واقع میتوان به کمک آن بسیاری از مشکلات کشور را حل کرد، دچار موازیکاری و دوبارهکاری هستیم. شما چقدر سعی کردید جلوی این موازیکاریها را بگیرید؟
موازیکاری تا حدودی معقول و اتفاقا یک جاهایی لازم است. در واقع پروژههای کلان و مهم معمولا در قالب چند گروه انجام میشود؛ اما گاهی اوقات پروژهها استراتژیک نیست که باید در این صورت از موازیکاری جلوگیری کرد. یکی از کارهایی که در اولین جلسه شورای عالی علوم، تحقیقات و فناوری که در سال 85 تشکیل شد در آنجا قانونی را تصویب کردیم تا براساس آن سامانه اطلاعات پژوهشی کشور را ایجاد کنیم. وقتی این مصوبه به ما ابلاغ شد، به پژوهشگاه اسناد و مدارک علمی ایران )IRAN-DOC( ارجاع دادیم و خوشبختانه این سامانه بزودی راهاندازی خواهد شد. امیدواریم که این بحث از این به بعد هم در شورای عالی تحقیقات علم و فناوری و دبیرخانه آن که در وزارت علوم است خیلی جدی گرفته شود چون ما بابت این سامانه هزینه زیادی را متحمل میشویم و همکارانمان برای به ثمر رساندن آن زحمات فراوانی کشیدهاند و امیدواریم که به کمک آن جلوی خیلی از موازیکاریها گرفته شود.
البته در این بخش یعنی نمایهسازی پایان نامهها و پژوهشها ، جهاد دانشگاهی و صندوق حمایت از پژوهشگران هم کارهای مشابهی انجام دادهاند و به نوعی همین موضوع هم دچار موازیکاری شده است.
کاری که ما انجام دادهایم قابل مقایسه با کارهایی که در جاهای مختلف انجام شده نیست. در همینIRAN-DOC بحث پایاننامه تحصیلات تکمیلی را داریم که کار بزرگی است که در این دولت انجام دادهایم. البته ارسال پایان نامهها بهIRAN-DOC از سالها قبل صورت گرفته که جا دارد از بانی این حرکت تشکر کنیم؛ اما جهش آن در این دوره بود
مورد دیگری که شامل موازیکاری میشود کار بر روی نقشه جامع علمی بوده که وزارت علوم همزمان با شورای تخصصی که برای این منظور در شورای عالی انقلاب فرهنگی تشکیل شد، نقشهای جداگانه را ترسیم کرده است. آیا این موضوع را جزو موازیکاریهای مثبت و ضروری میدانید؟
اتفاقا یکی از مواردی که به نفع کشور تمام شد همین موضوع بود. ما خدا را شاکریم که وزارت علوم هم درگیر این کار شد. البته جهت اطلاع باید بگویم وقتی رهبر معظم انقلاب فرمایشی در مورد نقشه جامع علمی کشور داشتند، ما بلافاصله کار را شروع کردیم. یکی از دلایل ما هم این بود که جزو برنامههای قبلی ما طرح تحول راهبردی علم و فناوری کشور قرار داشت. ما ایدههای زیادی در این طرح داشتیم که میتوانست در نقشه لحاظ شود؛ بنابراین ضمن این که طرح تحول را دنبال کردیم که سال قبل هم منتشر شد نقشه جامع را هم دنبال کردیم. وقتی دو نقشه بیرون آمد، قرار شد یک تیم روی آنها کار کنند، که خوشبختانه به این نتیجه رسیدیم که چقدر خوب شد این دو کار همزمان صورت گرفت؛ چون هر کدام از این دو دارای نقاط قوت و ضعفی بوده اند ( لازم به ذکر است نقاط قوت نقشه جامع ارائه شده توسط وزارت علوم بسیار بالاست . )
درخصوص حمایت از پژوهشگران و نخبگان چطور؟ به نظر میرسد در این بخش هم وظایف وزارت علوم و معاونت علمی ریاست جمهوری به نوعی با یکدیگر تداخل داشته و در برخی موارد هم موازیکاری انجام شده؟
مطمئن باشید وزارت علوم هیچ وقت به دنبال موازیکاری نیست آنقدر شرح وظایف وزارت علوم زیاد است که فرصتی برای به دنبال موازیکاری رفتن باقی نمیماند و نیاز هم به این کار نداشته و ندارد. پس اگر موازیکاری انجام شده در جای دیگر بوده است. امکان ندارد شما حتی یک مورد را مثال بزنید و بگویید در شرح وظایف سایر دستگاهها بوده ولی آن را وزارت علوم انجام داده است، اما از معاونت علمی هم میتوانید سوال کنید آیا موازیکاری انجام دادهاند یا نه.
به هر حال با تشکیل معاونت علمی یکسری از وظایف مربوط به حوزه علم و فناوری کشور به آنها محول شد، آیا این وظایف از عهده وزارت علوم برداشته شده و به معاونت سپرده شده است یا نه؟
نه شورای عالی انقلاب فرهنگی 2 وظیفه مهم را بر عهده معاونت گذاشته بحث بنیاد ملی نخبگان که هرچند ما هم با این بنیاد در ارتباط هستیم، اما ربطی به وزارت علوم ندارد و دومی تقویت ارتباط دانشگاه و صنعت البته پیش از این هم دانشگاه با صنعت ارتباط داشته اما این ارتباط قوی و منسجم نبود. معاونت علم و فناوری یکی از وظایفش این بود که با تفویض اختیاری که از سوی ریاست جمهوری به آن داده شده است بتواند شرایطی را فراهم کند که ارتباط بین صنعت و دانشگاه شاهد جهش بزرگی شود.
مگر مراکز رشد و پارکهای علم و فناوری که زیرمجموعه وزارت علوم هستند با هدف ارتباط بیشتر بین دانشگاهها و صنعت و از بین بردن شکاف بین آنها ایجاد نشدهاند؟
بله ما پارک علم و فناوری داریم معاونت علم و فناوری هم بایستی بسترهای حمایتی ایجاد کند که صنعت و دانشگاه برای همکاری و تعامل بیشتر پای کار بیایند و همدیگر را باور کنند .
البته در حال حاضر به نظر میرسد تمام فعالیت این معاونت در اعطای بودجه پژوهشی به مراکز علمی خلاصه شده.
یکی از مکانیزمهایش حتما همین است که از یک درصد بودجهای را که در قانون بودجه سال جاری و سال قبل برای ارتباط بیشتر صنعت و دانشگاه تصویب شده ، با برنامه ریزی، کنترل و نظارت به درستی هزینه شود و در نهایت این همکاری به رفع مشکلات صنعت کشور منتهی شود. در کنار این مورد باید یک سری برنامههای حمایتی دیگر هم باشد. اگر این باشد اصلا موازیکاری با وزارت علوم نیست و اتفاقا یک پشتوانه قوی برای این وزارتخانه محسوب میشود. باید برنامهریزی شود و صندوق حمایت از شرکتهای دانشبنیان و حمایت از مخترعان و... تصویب شود.
یعنی 2 سال و نیمی که از تاسیس معاونت گذشته، زمان کافی نبوده است؟
نه، ضمن این که زمان کافی نبوده و برنامه منسجم هم شاید وجود نداشته، دلیل آن هم این بوده که یک نهاد تازه تاسیسی بوده است.
حالا این سوال مطرح میشود که آیا اصلا نیازی بود که یک مجموعه مجزا برای سر و سامان دادن حوزه علم و فناوری کشور تاسیس شود؟
آن بحثی است که رئیسجمهور در شورای عالی انقلاب فرهنگی مصلحت دیدند شاید یکی از دلایلش این باشد که برخی دستگاهها فکر کنند دلیلی ندارد ما از بابت همکاریها تابع وزارت علوم باشیم. البته همینجا بگویم که وزارت علوم هیچوقت چنین تفکری نداشته و یقینا در آینده هم نخواهد داشت و رویکرد یک رویکرد ملی و فرابخشی است.
آقای دکتر در دوران وزارت شما معاونت علمی تاسیس شد و همین موضوع باعث تنشزایی بین وزارتخانه و معاونت و اعضای آنها بود. شما چقدر سعی کردید تا سیاست تنشزدایی را اجرا کنید؟
متاسفانه برداشتی ایجاد شده که معاونت علم و فناوری، معاونت توزیع پول است. این تفکر اشتباه است و در واقع خود معاونت هم باید به صورتی برنامهریزی کند که چنین استنباطی ایجاد نشود همکاران معاونت علم و فناوری کمکهای خوبی به انجمنهای علمی، پارکها و ... کردند که ما تشکر میکنیم، اما رسالت معاونت این کمکها نیست. بلکه ایجاد بسترها و زمینه هایی که به صورت قانونی و نظامند و همیشگی چتر حمایتی از همه عوامل دخیل در تولید علم و فناوری و تجاری سازی آن به وجود آید .
در واقع رسالت معاونت تکمیل چرخه نوآوری و شکوفایی است و بیشتر باید بحث شکوفایی را سر و سامان بدهد.
بله کمک به چرخه مهم است. کمک به انجمنهای علمی و پارکها کار وزارت علوم است. اگر بودجهای وجود دارد خوب است که در قالب وزارت علوم که نظارت بهتر و بیشتری بر این مراکز دارد، تخصیص پیدا کند. نیازی نیست که معاونت وارد این گود شود و بهتر است به دنبال مباحث کلان تجاری کردن برود.
پس برای اینکه بحث معاونت را جمع کنیم: شما معتقدید که معاونت برای هزینه بودجههای پژوهشی باید از وزارت علوم به عنوان مشاور استفاده میکرد و سپس باتوجه به اختیاراتش برای تسریع روند کار میانبر میزد. آقای دکتر اما در حال حاضر یکی از مشکلات دانشگاهها کمبود بودجه است و این موضوع را نهتنها به صورت غیرمستقیم بلکه در تور رسانهای که وزارت علوم برای خبرنگاران تدارک دیده بود به صورت مستقیم شنیدیم و دیدیم.
خیر اینطوری نیست. آنچه که آنها را ناراضی کرده بحث بودجه پژوهش است که از محل یک درصد باید به آنها تعلق بگیرد. بین صحبتهای امروزمان هم به این موضوع اشاره کردم که اگر با این بودجه مناسبتر برخورد میشد بودجه بیشتری به دانشگاهها میرسید. ما فکر کردیم چرا وزارت علوم باید هر سال دچار کسری بودجه باشد نتیجه کار این بود که بودجهای که به دانشگاهها تعلق میگیرد واقعی نیست و بحثی به عنوان سرانه دانشجویی را تعریف کردیم که در آن عوامل مختلفی را که در هزینه دانشگاه موثر بودند محاسبه کردیم و مصر بودیم که برای سال 85 بودجه وزارت علوم براساس این سرانه باشد. کار سختی بود و برای اولین بار در کشور این کار صورت میگرفت و جالب بود که در برنامه چهارم هم پیشبینی شده بود که دستگاهها باید براساس سرانه بودجه بگیرند که البته هیچ دستگاهی این کار را نکرد. تنها دستگاهی که در سال 85 این کار را انجام داد، وزارت علوم بود این موضوع مشکلاتی هم برای ما داشت به عنوان مثال قبلا دانشگاهها آمار دقیقی به ما نمیدادند و برای اینکه مقدار بیشتری از صندوق رفاه دانشجویی بودجه بگیرند یا از سازمان مدیریت و برنامهریزی سابق بتوانند برای مبالغ بیشتر چانهزنی کنند ولی ما آمار واقعی میخواستیم و از دانشگاهها خواستیم که آمار واقعی ارائه کنند تا بودجه بگیرند.خود این سرانه دانشجویی باعث شد تا سامانه آمار وزارت علوم راهاندازی شود و بودجههای واقعی به دانشگاهها تعلق بگیرد البته در این سامانه پارامترهای خاص دیگری دخالت داشت، به عنوان مثال دانشگاهی مثل دانشگاه تهران که نسبت دانشیار و استاد آن نسبت به استاد یار و مربی خیلی زیاد است یا مناطق محروم برای اینکه بتوانند رشد کنند احتیاج به تزریق بودجه اضافی داشتند و ما اینها را لحاظ کردیم.
مگر در سرانه دانشجویی خرید تجهیزات جدید یا امکان دسترسی به کتابخانه، اینترنت و ... لحاظ نشده بود؟
همه این موارد لحاظ میشود و این موضوع باعث شد که دانشگاههای ما در بحث بودجه جاری مشکل بسیار کمی داشته باشند، اما در بحث عمرانی مشکل بود.
خوب با توجه به این اقدامات، پس چرا روسای دانشگاهها همچنان معترض هستند. یعنی آنها توسعه دانشگاهها و بودجههایی را که بیشتر از سالهای پیش، به آنها اعطا شده، نادیده میگیرند؟
حالا به این موضوع هم اشاره میکنم. نکته دیگر این است که تجهیزات برخی دانشگاههای قدیمی ما، کهنه شده، نه این که تجهیزات نداشته باشند، اما فرض کنید یکMRI دارند که 10 سال پیش، خریداری کردهاند و الان نمیتواند جواب تحقیقات جدید را بدهد و علاوه بر این که دقت مدلهای جدید را ندارد، کار یک ساعته را باید در 3 روز انجام دهد. پس حتما باید تجهیزات این دانشگاهها هم نو شوند که البته همین مساله، بودجه میطلبد.
به گفته خود شما که این مبالغ در سرانه دانشجویی دیده شد، پس مشکل کجاست؟
دو سه کار در این خصوص انجام شد که خوب بودند اما صد درصد جواب ندادند و نیاز است که از سال آینده نیز به صورت قویتر دنبال شوند. یکی این که حدود 100 میلیارد تومان در متمم بودجه برای خرید تجهیزات گذاشتیم، حدود دویست و خردهای میلیون دلار به صورت فاینانس که در 4 سال بودجه به مرحله اجرایی نرسیده بود را زنده کردیم و خوشبختانه با مجمع تشخیص مصلحت صحبت کردیم و مشکل مرتفع شد، البته برای این موضوع دردسرهای زیادی کشیدیم که نمیخواهم وارد جزئیات آن بشوم؛ به هر حال، آن خریدها در حال انجام است؛ هرچند ما از لحاظ این که تحریم هستیم، مشکلاتی داریم. در ضمن در بودجه سال 88 جدای از بحث سرانه و بودجه وزارت علوم قرار شد تا 150 میلیارد تومان اضافی برای خرید تجهیزات دانشگاهی در بودجه وزارت علوم به پیشنهاد دولت در اختیار وزیر قرار بگیرد که البته وقتی این لایحه به مجلس رفت، مجلس این طور تشخیص داد که این بودجه در اختیار وزیر نباشد و خود مجلس، آن را بین دانشگاهها توزیع کرد. بنا بر این در بودجه امسال دانشگاهها، پول خوبی برای خرید تجهیزات دیده شده، اما چون جزو پول خودشان است، بازخورد بیرونی ندارد و فکر میکنند حقشان بوده و جزو سرانه بوده؛ در حالی که این بودجه اضافی بوده است. در همین جا خواهش من از دولت و مجلس محترم به عنوان یک کارشناس این است که به این موضوع کمک کنند و طبیعی است وزیر علوم هم باید پافشاری لازم را داشته باشند که همین 150 میلیارد تومان حداقل برای 3 2 سال در بودجه بیاید و از مجلس محترم میخواهیم اگر دولت پیشنهاد کرد، بگذارند توزیع این بودجه در اختیار وزیر باشد چون آن وقت علمی تر میشود مدیریت کرد.
آقای دکتر! چون فرصت من تمام شده اجازه بدهید درخصوص یکی از مباحثی که انتقادهایی را از شما در پی داشته هم صحبت کنیم و آن بازنشستگی استادان است.
واقعیتش این است که بحث بازنشستگی مثل تمام امور دیگر قانون و مقررات وجود دارد. اعضای هیات علمی، قوانین ویژهای دارند و با دیگر کارکنان دولت، متفاوت است. اختیارات زیادی درخصوص مقررات استخدامی یا بازنشستگی اعضای هیات علمی به هیاتهای امنا داده شده است. این مقررات از قبل از انقلاب هم بوده و در دنیا هم همینطور است.
البته یکی از منتقدان شما معتقد بود در کشورهای پیشرفته استادان هر زمان که خودشان تشخیص دهند، بازنشسته میشوند و تاکید کرده بود که در حالی بازنشستگی استادان انجام میشود که ما در کشورمان اعضای هیات علمی به تعداد کافی نداریم.
اصلا اینطور نیست من دوستانی دارم که با درجه استاد تمامی حتی به سن 65 سالگی نرسیدهاند و بازنشسته شدهاند.
همین فرد تاکید کرده بود که ما به ازای هر 30 دانشجو، یک استاد تمام داریم که این اعداد با استاندارد جهانی فاصله دارد.
این صحبت هم درست نیست. بحث بازنشستگی اعضای هیات علمی در همه جای دنیا هست و تقریبا در همه جا هم این موضوع را به هیات امنا واگذار کردهاند. ما تعداد زیادی از بازنشستگان قبل و بعد از انقلاب داریم و در واقع بازنشستگی استادان، قوانین مخصوص به خود را دارد ضمن اینکه نسبت یک به سی که اشاره کردید صحت ندارد و هم اکنون در دانشگاههای دولتی ما این نسبت یک به هفده ونیم می باشد .
البته برای این موضوع مثالهایی آمده است که براساس آنها، اگرچه بسیاری از افراد بازنشسته شدهاند اما عدهای دیگر مثل رئیس قبلی دانشگاه تهران همچنان به کار خود ادامه میدهند.
این یک حرف دیگر است. اگر مثال آورده شد که کسی زودتر از زمان مقرر بازنشسته شده، مهم است وگرنه من خودم صد تا اسم به شما میدهم که سن آنها از 65 بیشتر است و هنوز بازنشسته نشدهاند.
پس ادامه به کار عدهای از استادان، کاملا قانونی است؟
بله آن هم مقررات دارد که اشاره میکنم. باید دید کسی خلاف مقررات بازنشسته شده است یا نه من با اطمینان میگویم که یک مورد در کشور هم نداریم. اما جهت عکس آن همیشه بوده. برای این که اختیار به هیات امنا داده شده است که عدهای در موارد استثناء با درخواست رئیس دانشگاه و گزارش توجیهی به کار خود ادامه دهند. به عنوان مثال، افرادی که عضو هیات علمی نمونه دانشگاههای کشور شدهاند، با تصویب هیات امنا تا 70 سالگی در صورت تمایل خودشان بازنشسته نمیشوند. در صورتی که استاد معمولی تا 65 سالگی به بازنشستگی میرسد.از جمله همانگونه که شما اشاره فرمودید ریاست سابق دانشگاه تهران، استاد نمونه کشوری است و تا 70 سالگی میتواند به کار خود ادامه دهد بنابراین تنها ایشان نیست و بسیاری از استادان نمونه کشوری همچنان پس از 65 سالگی مشغول هستند. حتی ما موضوع بیشتری تصویب کردیم که هیات امنا در دستور خودشان قرار دادهاند در بحث استاد برجسته و استاد ممتاز (که البته شاخصهای خاصی داشته باشد، با توجه به این تعاریف به عنوان مثال دانشگاه تهران شاید 4 تا 5 استاد اینچنینی داشته باشد.) به آنها اجازه دادیم بیشتر از 70 سالگی هم در فعالیت قبلی خودشان بمانند. بنابراین سلیقهای نیست و مقررات وجود دارد.
این موضوع باعث نمیشود روسا و هیات امنا دانشگاه ها در این خصوص سلیقهای عمل کنند؟
نه، اجرای این قانون، سلیقهای نیست چون بالاخره 30 سال برای بازنشستگی مربیان واستادیاران در نظر گرفته شده است. اما در مورد دعوت به کار از همینجا از روسای دانشگاهها میخواهم سیاسی عمل نکنید و براساس نیاز رفتار کنید موارد زیادی در دولت قبل میشناسم که سیاسی عمل شد ولی در دولت ما، یک مورد سیاسی نداشتیم.
موضوع دیگر مربوط به رتبه دانشگاههای ما میان دانشگاههای جهان است. باز هم منتقدان شما میگویند که وضعیت رتبه دانشگاههای ما نهتنها از دوره هشتم بدتر شده و هنوز نتوانستهایم به فهرست 500 دانشگاه برتر دنیا برسیم، حتی نسبت به 40 سال پیش که دانشگاههایی همچون تهران و صنعتیشریف در دنیا شناخته شده بودند هم وضعیت مناسبی نداریم.
من 40 سال پیش را نمیدانم، اما یکی از افتخارات ما در دولت نهم بحث رتبهبندی دانشگاهها بود که البته پروژهای است که باید به ثمر بنشیند. خوشبختانه در برنامه کاری من بحث رتبهبندی دانشگاهها وجود داشت، اما از جمله کارهایی که ما افزون بر وظایف انجام دادیم، بحث رتبهبندی دانشگاههای جهان اسلام بود. شاید در این رتبهبندی ما بظاهر ضرر کنیم، اما مطمئنا جایگاه ایران چون جایگاه خوبی است، در نهایت به نفع ما تمام خواهد شد.
آیا این موضوع باعث میشود که رتبهدانشگاههای ایران بالاتر بیاید و در کل چرا به جای اینکه ما سعی کنیم در سطح جهان به رقابت بپردازیم، دنیای خود را کوچکتر کنیم و بکوشیم در جهان اسلام فعالیتهای خودمان را با کشورهای دیگر مقایسه کنیم؟ آیا این موضوع برای آن نیست که در ظاهر رتبه بالاتری کسب کنیم؟
یکی از دلایلی که ما جهان اسلام را در اولویت قرار دادیم، این است که سران کنفرانس اسلامی حدود 4 سال پیش مصوبهای را گذراندند که براساس آن 20 دانشگاه برتر کشورهای اسلامی را مورد حمایتهای مالی قرار دهند تا بتوانند در رقابتهای بینالمللی در رتبههای زیر 500 قرار بگیرند و درواقع این موضوع مکمل هدف اصلی ما و قرار گرفتن دانشگاههای کشور در رتبههای زیر 500 است و در این میان میخواستیم از حمایتهای مالی)OIC( هم بهرهمند شویم و به این ترتیب با یک تیر دو نشان بزنیم. به موازاتی که بحث رتبهبندی دانشگاههای جهان اسلام را مطرح میکردیم، از داخل کشور هم غافل نشدیم و از همان سال اول به بررسی پرداختیم که چرا ما رتبه نداریم و تا حدودی به دلایل آن پی بردیم. یکی از دلایل آن این بود که در رتبهبندیها پارامترهایی مثل جایزه نوبل یا تعداد دانشجویان خارجی وجود دارد که ما به این زودی به دست نمیآوریم ولی برخی موارد مثل توسعه تحصیلات تکمیلی را براحتی میتوانیم کسب کنیم و خوشبختانه جزو برنامههای ما بود و همانطور که میدانید، ما بیش از 3 برابر توسعه داریم. یکی دیگر از موارد، نرخ استاد به دانشجو بود که اتفاقا شما در جایی به آمار اشتباه آن اشاره کردید. قبل از دولت نهم حدود یک به 19 بود و الان به یک به هفدهوخردهای رسیدهایم که کاملا با برنامه چهارم هماهنگ است و باید از برنامه پنجم به نسبت یک به شانزده برسیم. بنابراین در دانشگاههای دولتیمان مشکلی نداریم. البته دانشگاه پیام نور و آزاد قضیهشان فرق میکند. اما مشکل دیگر ما تعداد استادیار به مربی است که باید افزایش یابد و به حداقل 70 درصد برسیم، خوب برنامهریزی خوبی از قبل در این ارتباط انجام شده بود و ما آن را ادامه دادیم. یکی دیگر بحث مستندسازی بود که در این زمینه ما دچار ضعف جدی در کشور هستیم ما مستندسازی را باید خیلی جدی بگیریم، جالب است بدانید که در کاری که سازمان مدیریت و برنامهریزی راجع به مباحث کارآیی دستگاهها در سال 84 83 انجام داد، وزارت علوم در بین 49 دستگاه رتبه چهل و ششم را داشت که واقعا فاجعه است. بعد از تشخیص این ضعف، خیلی خوب کار کردیم و در سال 86 85 رتبهها اعلام نشد، اما جایگاه، خیلی بالا آمد و در سال 85 به زیر بیست و در سال 86 یقینا زیر 10 رسیدیم، ضمن آنکه در بخش آمار سال قبل رتبه اول را در کشور کسب کردیم. اینها همه به هم ربط دارد یعنی ما سامانه آماری را در سرانه دانشجویی و رتبهبندیها استفاده کردیم که در حقیقت زیرساختهای پایهای را فراهم کردیم. یکی دیگر از مشکلات و کمبودهای ما در کشور، بحث و بومتری است واقعا ما در کل کشور ضعیف هستیم. حتما در برنامه پنجم باید در این زمینه کار کنیم باید در فناوری اطلاعات پیشرفت کنیم؛ چون خیلی عقب هستیم در بحث و بومتری به همراه دانشگاهها دستورالعمل فرستادیم و خوشبختانه برای اولین بار در سال 86 میبینیم که دو دانشگاه به رتبههای بالا و حولوحوش 500 دست پیدا کردند. دانشگاه صنعتی شریف به زیر 500 و دانشگاه تهران در حدود پانصد و خردهای و این رتبهها در سال 87 هم تکرار شد یعنی تا سال 84 هیچکدام از دانشگاههای ما زیر 1500 نبودند ، با این برنامهریزی از سال 86 جواب داد و نتیجه گرفتیم.
یعنی در آمار امسال و سالهای بعد رتبه دانشگاههای کشور ما باز هم بالاتر خواهد رفت.
امیدواریم با توجه به برنامهریزیها و زیرساختهای انجام شده ظرف دو سال آینده تعداد بیشتری از دانشگاههای ما در بین 500 دانشگاه برتر قرار بگیرند و البته انتظار هم همین است. ارتقای تحصیلات تکمیلی دانشگاهها هم موضوع مهم دیگری بود که با فشار بردانشگاهها پیشرفت خوبی در این زمینه داشتیم و در حال حاضر خیلی از دانشگاههای ما دارای بیش از 40درصد تحصیلات تکمیلی هستند. در حالی که متوسط کشور باید 30 درصد باشد. پس در رتبهبندی کار بزرگی برای اولین بار در دولت نهم انجام دادیم و پس از این که مشکلاتی که اشاره کردم درخصوص رتبهبندی دانشگاههای جهان اسلام مرتفع بشود، میتوان به وضعیت بهتر دانشگاههای کشورمان در سطح جهان امیدوار بود.
باتوجه به این زیرساختهایی که آماده شده، وزارت علوم 4 سال آینده را چگونه میبینید؟
خوشبختانه زیرساختهای خوبی را فراهم کردیم و کافی است از آنها بهرهبرداری خوبی صورت بگیرد اگر این کار انجام شود، مطمئن هستم که چند برابر کاری که در دولت نهم انجام شده در دولت دهم محقق خواهد شد. بالاخره فضایی که ما وزارتخانه را تحویل گرفتیم، همراه با سیاست بازی بود و برخی از مدیران وزارتخانه رفتار و گفتمانشان شبهاپوزیسیونی داشت تا آنها را سر و سامان داد و گفتمان علمی را حاکم کرد انرژی و زمان زیادی میگیرد، در حالی که وزیر جدید اصلا این مشکلات را ندارد.
البته خیلیها انتخاب یک شخصیت سیاسی و انتخاباتی برای یک وزارتخانه علمی و فرهنگی را زیاد مناسب نمیدانند آیا شما فکر نمیکنید پس از تلاشی که به گفته خودتان برای مبارزه با سیاست بازی و آرام کردن جو دانشگاهها داشته اید آنها دوباره به شرایط دوره قبلی برگردد؟
انشاءالله این طور نمیشود و واقعا فضای علمی که ایجاد شده، باید با یک نرخ بالای رشدهمچنان ادامه پیدا کند و همه به آن کمک کنیم و فراموش نکنیم که بالاخره همه ما کشورمان را دوست داریم و برای ارتقای آن بایستی با از خود گذشتگی و جهاد علمی در توسعه علم و فناوری کشور و دسترسی به قله های رفیع در این حوزه، به ویژه رسیدن به مرجعیت علمی تلاش شبانه روزی داشته باشیم .
بهاره صفوی
برای دیدن متن کامل مراجعه کنید به
www.jamejamonline.ir
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم