در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کافه کاغذی: خوابآلود عزیز راستش شعر تو مشکلات عمدهای دارد. اول این که تکلیفش با خودش معلوم نیست. یعنی معلوم نیست یک شعر موزون است یا سپید یا نو. بعضی از مصرعها وزن دارند کمابیش اما بعضی وزن را میشکنند و راستش را بخواهی بدجور هم میشکنند. پس تو پیش از هر چیزی هنگام گفتن شعر باید بدانی که چه جور شعری میخواهی بگویی. به نظرم سعی داشتهای شعر موزون بگویی اما مشکل اینجا است که نه تنها نتوانستهای این کار را بکنی، بلکه به خاطر رسیدن به همان وزن مجبور شدهای در کلماتت کمی دخل و تصرف کنی که به شعر لطمه جدی زده است. مثلا به این تکه شعرت توجه کن: دیدم او را دیشب، شب نه، گرگ و میشی غمناک ... اولا که معلوم نیست منظور تو از او کیست یا چیست. ثانیا مصرع اول کم و بیش وزنی دارد ضمن آن که تو به خاطر وزن کلمه اضافه «در» را حذف کردهای یعنی نگفتهای شب نه، در گرگ و میشی غمناک، در حالی که اگر شعر تو سپید بود عبارت گرگ و میشی غمناک میتوانست قشنگ باشد. ببین! درست است که میگویند شعر یک امر کاملا خلاقانه است که نمیتوان برای سرودنش هیچ دستورالعملی داشت ولی تو به عنوان شاعر باید بدانی که در شعرت چه میخواهی بگویی. یا در واقع اگر قرار است احساست را نسبت به چیزی یا کسی در قالب شعر دربیاوری باید بدانی که چطور میخواهی این کار را بکنی. یک کار دیگر هم باید انجام دهی و آن این که حتما حتما تکلیف خودت را با خودت روشن کن که میخواهی شعر بیوزن بگویی یا موزون. اگر قرار است شعر موزون بگویی یادت باشد که به قول فروغ وزن باید درست مثل یک نخ نامرئی از بین کلمات عبور کند اگر هم ... خلاصه فعلا جواب این سوالها را بده تا بعد ببینیم چطور میشود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: