در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
عوامل گوناگونی موجب آسیب دیدن پیوند عاطفی خانواده میشوند و انسجام آن را به خطر میاندازند. در دنیای پرشتاب فناوری امروز، ابزارهایی وجود دارند که افراد را به صورت انفرادی به خود مشغول میکنند و آنها را از تعامل با دیگران بازمیدارند. رسانههای جمعی و وسایل ارتباطی از این دسته ابزارها هستند. بهرهبرداری غیرفرهنگی از ابزارهای فنی موجب شده که کارکرد آنها عمدتا برای تقویت فردگرایی سوق پیدا کند.
رسانههای جمعی، بویژه رسانههای دیداری و شنیداری و غیرمتعامل، به دلیل کارکرد متنوعی که دارند و اینکه مرتب تغییر میکنند، بتدریج جای ارتباط بین فردی از نوع چهره به چهره را گرفتهاند و موجب شدهاند فضای انفرادی، به جای فضای جمعی و عاطفی در خانواده حاکم شود. گسترش تکنیکی رسانههای شنیداری و رایانهای، ارتباط مستقیمی با فردگرایی و دوری از فضای روانی و عاطفی خانواده دارد. به عبارت دیگر، این ابزارها، بتدریج فضای روانی و محیطی گفتگو را در یک ارتباط بین فردی خدشهدار میکنند و اعضای گروه را به جای همگرایی، به واگرایی سوق میدهند. تاجایی که اعضای خانواده با اینکه در یک فضای فیزیکی مشترک زندگی میکنند، تعاملی با هم ندارند. بتدریج هدفهای آنها هم هدفهای متفاوتی میشود. تعامل واقعی فرد به جای آنکه با افراد دیگری در محیط انسانی اتفاق بیفتد، با رسانههای الکترونیکی شکل میگیرد و به دلیل برتری تکنولوژیکی و تجهیزات خیرهکننده رسانهای، نوعی انفعال در شخصیت او ایجاد میکند. نتیجه این میشود که افراد خانواده به جای گفتگوی صمیمی با یکدیگر که میتواند به تقویت پیوندهای عاطفی و انسجام اعضای خانواده منجرشود، با ابزارهای الکترونیکی ارتباط برقرار میکنند، ارتباطی که فاقد بار عاطفی، احساسی و هیجانی است.
زنجیرهای گسسته
آقای سلیمانی، 45 ساله، مهندس برق است. ساعت 7 صبح از خانه خارج میشود، در حالی که روز را با خواندن روزنامهای شروع میکند که سر میز صبحانه آن را ورق میزند. همزمان اخبار را از رادیو گوش میکند و جز خداحافظی حرفی به همسرش نمیزند. شب ساعت 8 به خانه میرسد و تا قبل از شام باز هم خبرها را مرور میکند: «من به شنیدن خبر معتادم و باید هر چند ساعت یک بار همه خبرها را مرور کنم. سر کار فرصت نمیکنم همه مقالههای روزنامه را بخوانم و میگذارمشان برای شب تا قبل از خواب.» و بعد هم که خواب است تا ساعت 7 صبح!
خانم سلیمانی، 39 ساله است و بعد از رفتن همسر و بچهها از خانه، سراغ تلویزیون میرود. او به گفتگوهای پزشکی و مشاوره خانواده علاقه دارد و تا ظهر این برنامهها را پیگیری میکند. سریالها و تکرارشان را هم از دست نمیدهد. میگوید: «اینها تجربه است و در زندگی به دردم میخورد. البته وقتی هم که بچهها به خانه میآیند دیگر هیچکدام فرصت دنبال کردن فیلمها و برنامهها را به من نمیدهند.»
آسیب ارتباطی، بیشتر در دو نوع ارتباط بروز میکند. یکی ارتباط بین فرزندان و والدین و دیگری، ارتباط بین زن و شوهر. تجربیات نشان میدهند که هرچه ارتباط میان فرزندان و والدین و همچنین ارتباط میان همسران به دلیل تغییر مخاطب کم شود، پیوند عاطفی و هیجانی و همچنین همگونی شناختی میان اعضای خانواده هم کمتر میشود که این موضوع انسجام خانواده را به خطر میاندازد. در واقع رسانهها به جای اینکه فرصتی باشند برای تقویت ارتباط بین اعضای یک خانواده، هر کدام را به سمت علایق فردیشان میکشاند و اگر از پیشزمینههای فاصله گرفتن آنها از هم وجود داشته باشد، این رسانهها کمک خوبی برای دورتر شدن آنها از هم است. به طور طبیعی اعضای خانواده با هم تفاوتهایی دارند و زن و مرد به خاطر تفاوتهای جنسیتیشان ویژگیهایی دارند که علایق آنها را با هم متفاوت میکند. مثلا در حالی که زنان به رسانه ای مثل تلویزیون علاقه دارند که در آن سریالهای مختلف با شخصیتهای مختلف پخش میشود و برنامههای دیگری برای تقویت ارتباط جمعی و در اختیار گذاشتن تجربههای عمومی دارد، مردان که کمتر درگیر روابط عاطفی هستند و نیازشان به گرفتن حمایتهای عاطفی از طریق به اشتراک گذاشتن تجربهها کمتر است، بیشتر به دنبال رسانهای هستند که آنها را در ابعاد اجتماعی و شغلی مشغول و مطلع نگه دارد. آنها بیشتر جذب روزنامهها و رسانههایی میشوند که اطلاعات سیاسی و اقتصادی و اجتماعی را در اختیارشان بگذارد؛ در مقابل نیازهای فرزندان هم با پدر و مادرها متفاوت است. دخترها با توجه به ویژگیهای جنسیتیشان، دنبال رابطههای دوستانه و برقراری پیوندهای عاطفی هستند، در حالی که پسرها دنبال ایجاد ارتباطهایی برای پاسخ دادن به کنجکاویهایشان میگردند و نوجوانان در مجموع از رسانهها به عنوان فضایی برای اجتماعی شدن استفاده میکنند و به خصوص رسانههایی را ترجیح میدهند که امکان کسب تجربه را بیشتر برایشان فراهم میکند. رسانه مورد علاقه جوانها و نوجوانها اینترنت است و ابزار مدرن مورد پسندشان تلفن همراه. البته باید به این نکته هم توجه کرد که نسل جدید خانوادهها که از جوانان تشکیل میشوند، به استفاده از اینترنت و تلفن همراه بیشتر گرایش دارند و امروز کمتر میتوان تفاوتی در گرایش اعضای خانواده به یک فناوری خاص دید. نمونهاش این که در خانه آقای رحمتی که مدیر یک شرکت بازرگانی است، تلفن همراه هیچ وقت خاموش نمیشود و همسرش گله دارد که مدتهاست هیچ گفتگوی بیمزاحمی نداشتهاند و هر سفر و مهمانی که رفتهاند، با حضور دیگران از طریق تلفن و دریافت پیام از حالت خانوادگی خارج شده است.
زندگیهای چندگانه
تمام کشورها لیگ فوتبال خودشان را دارند و لیگ فوتبال ایران هم جز چند ماه در بقیه سال برگزار میشود. آرش، 19 ساله از بچگی عاشق فوتبال بوده و تمام مسابقههایی را که از تلویزیون پخش میشود دنبال میکند. بخش دیگری از وقتش را هم صرف چرخیدن در اینترنت میکند و کارش خواندن وبلاگها، سر زدن به اتاقهای گفتگو و بازی رایانهای است: «روزی 8 ساعت از رایانه استفاده میکنم. در فهرست دوستانم 100 نفر هستند که باید به همهشان جواب بدهم و رابطهام را با آنها حفظ کنم. بازی هم که لذت خودش را دارد.» خواهر 22 ساله او یک کاربر دیگر اینترنتی است که خودش یک وبلاگ دارد. او هفتهای یک بار وبلاگش را «به روز» میکند و با تعدادی از خوانندگان وبلاگش ارتباط بیرونی هم دارد و گاهی آنها را بیرون خانه ملاقات میکند. او یادش نمیآید که آخرین بار کی همگی با هم به مهمانی رفتهاند، چون در خانواده آنها هر کس روابط خودش را دارد و تفریح مشترکشان کم است.
آمارهای رسمی نشان میدهند که ایرانیان نزدیک به چهار ساعت ونیم در روز تلویزیون تماشا میکنند. این میزان در کشورهای دیگر به 6 ساعت میرسد. میزان استفاده از اینترنت و اتاقهای چت نیز در برخی کشورها بیشتر ازاین هم گزارش شده است. به این اضافه کنید زمان طولانی صحبت کردن با تلفن و فرستادن پیامک و... را که در تمام ساعتهای روز وقت مشترک اعضای خانواده را میگیرد. یک روانشناس، ورود ابزارهای رسانهای را به ورود بیگانه تعبیر کرده و میگوید: «به طور متوسط 6 روز در هفته، بیگانهای در خانه شما حضور دارد. بیگانهای که آزادانه در همه جای خانه سر میزند و تاثیر میگذارد. این بیگانه وظیفه سادهای دارد و آن محدود کردن توانایی ما و بچهها در تشخیص رویا از واقعیت است. ما به او اجازه میدهیم که در هر ساعتی وارد خانهمان شود. اگر ما درباره بیگانگان و غریبهها به بچههایمان هشدار میدهیم، اما درباره این بیگانه هیچ هشداری به بچهها نمیدهیم. این بیگانه یکسره حرف میزند و هرچه میخواهد میگوید و دیگران هم سراپا گوش میشوند.»
این بیگانه شکلهای مختلفی دارد؛ گاهی یک تلویزیون با قابلیت دسترسی به کانالهای مختلف است که هر کدام از اعضای خانواده بخشی از وقتشان را با هم و در خیلی از موارد جدا جدا پای آن میگذرانند. خانم خانه سریالهای رنگارنگ و مجلههای گوناگون را دنبال میکند و آقای خانه دنبال مسابقههای فوتبال و اخبار است. در همان زمان دختر خانواده برای دوستانش پیامک میفرستد و پسر خانواده جلوی رایانه نشسته است. آقا و خانم خانه برای اینکه اختلافی پیش نیاید، 2 تلویزیون خریدهاند و هر کدام در اتاقهای جداگانه برنامه مورد علاقهشان را تماشا میکنند. بچهها هم که هرکدام اتاق جداگانه دارند. شام و ناهار را جداجدا میخورند و وقتی بالاخره دل از تلویزیون، موبایل و رایانه میکنند، آنقدر دیر است و آنقدر خستهاند که فرصتی برای گفتگو نمیماند. به این ترتیب غریبه کار خودش را کرده است، نه فقط با بچهها حرف زده، که بزرگترها را هم به حرف گرفته است. کاهش یا به مفهومی دیگر فقدان گفتگوهای خانوادگی، پس از مدتی میزان شناخت افراد خانواده را از یکدیگر کاهش میدهد و به کاهش میزان اعتماد اعضای خانواده به یکدیگر میانجامد و نتایجی منفی را در پی خواهد داشت. این فعالیت اعضای خانواده پس از مدتی به گوشهگیری میانجامد و رغبت به زندگی اجتماعی و تعامل خانوادگی را کم میکند، اما نقشها در همین حد نماندهاند. گاهی این غریبه جز آنکه فرصت گفتگو را از اعضای خانواده میگیرد، نقشهای خطرناکتری را هم بازی میکند. آن هم در جایی که افراد با ورود به دنیاهای مجازی برآمده از این فناوریها، زندگیهای دوگانه و چندگانه را تجربه میکنند.
استفاده از اینترنت فرصت زندگی در یک فضای مجازی را فراهم میکند که در آن فرد ضمن اینکه ناشناس میماند، امکان ارتباطهای گسترده با دیگران را پیدا میکند و جذابیتهای ابتدایی این شکل از ارتباط، گاه آنقدر فرد را به این فضا عادت میدهد که ترجیح میدهد بخش بزرگی از زمان خود را در این زمان بگذراند و ضمن اینکه مرز میان خیال و واقعیت در زندگی او از بین میرود، شکل تازهای از زندگی را در او ایجاد میکند که امکان مدیریت همزمان این دو نوع زندگی را از او میگیرد. ارتباط با افراد مختلف در اتاقهای گفتگو، گاهی به مواردی خلاف اخلاق هم منجر میشود، طوری که ورود مردان و زنان در اتاقهای چت به عنوان «زندگی دوم»، زندگی اولشان را به مخاطره میاندازد. طبیعی است که زندگی دوم، میزان زیادی از انرژی و وقت گفتگوی همسران را به خود اختصاص میدهد. از طرفی، فرزندان جوان و نوجوان با تجربه ارتباطهای گسترده، بخشهایی از این ارتباط را از پدر و مادر پنهان میکنند که نتیجه امتداد این روابط، گاهی هزینههای سنگینی برای اخلاق و فرهنگ خانواده خواهد داشت.
سکه دو رو!
هرچند تصور غالب این است که استفاده گسترده از تلفن همراه و سرویسهای اینترنتی باعث از هم پاشیدن و گسست خانوادهها میشود، اما نتایج برخی بررسیها صحت این طرز تفکر را زیر سوال برده است. مثلا بررسیهای تازه یک موسسه علمی در کانادا نشان داده که زندگی خانوادگی در اثر استفاده از اینترنت و تلفن همراه تضعیف نشده است و در مقابل، خانوادهها با استرس و شتاب حاصل از زندگی مدرن که حاصل انبوه تماسهای تلفن همراه، ایمیلها، پیامکها و دیگر اشکال ارتباطات مدرن است، دست و پنجه نرم میکنند. بر اساس برخی نظرسنجیها، خیلیها معتقدند که فناوریهای مدرن باعث گسست خانوادههای آنان نشده و تلفن همراه و ارتباطات آنلاین اعضای خانواده را به هم نزدیکتر کرده است.
بر این اساس، هستند خانوادههایی که از ابتکارات مختلف عرصه فناوری خشنود هستند، چون با استفاده از این فناوریها در طول روز بسادگی به یکدیگر دسترسی دارند و میتوانند از حال هم مطلع شوند. به عبارت دیگر، فناوریهای جدید باعث شده عدم حضور فیزیکی اعضای خانواده در کنار هم، باعث قطع روابط عاطفی و احساسی آنها نشود. طبیعی است که با باز تعریف فناوریهای جدید و وسایل ارتباطی شاید بتوان زمینههایی برای اشتراک بین اعضای یک خانواده پیدا کرد به شکلی که استفاده از این ابزارها فرصت گذراندن زمان بیشتر بین اعضای خانواده فراهم کند. اگر استفاده درست از این ابزارها ترویج شود میتوان انتظار داشت که اعضای خانواده سرگرمیهای مشترک و دغدغههای مشترک پیدا کنند و با ایجاد تعادل در استفاده از این ابزارها آنها را به وسیله ای برای نزدیکتر شدن روابط تبدیل کنند. ضمن اینکه این نکته همواره مطرح است که آن چه افراد یک خانواده را از هم جدا میکند، این ابزارها نیستند و اگر افراد منزوی شدهاند و ترجیح دادهاند که از هم فاصله بگیرند، نتیجه تحولات مختلف فرهنگی و اجتماعی است.
نعیمه دوستدار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: