گفتگو با دکتر محسن جهانگیری ، استاد فلسفه

بای بسم الله محسن جهانگیری در دوران استخدام دولتی ، هیچ وقت دیر سر کلاسهایش حاضر نشده یا زودتر از موقع ، تدریس را تعطیل نکرده ؛ او حتی هیچ گاه غیبت نداشته دکتر از این بابت
کد خبر: ۲۸۲۰۸
، شکرگزار حضرت احدیت سبحان است که تا حالا موفق بوده و شرمنده کسی بویژه دانشجویانش نشده است . خودش می گوید: «این توفیقی است که خدا می ده ، ولی باید خود آدم هم مصمم باشه».

آیا فیلسوف ها عجیب اند؛
فیلسوف ، انسانی غیرمتعارف است ؛ یعنی در فیلسوف چیزی هست که در انسان های معمولی نیست.
کدام قسمت زندگی شما و کجای آن ، رنگ یا ماهیت فلسفی ندارد؛
فکر می کنم تمام زندگی من رنگ فلسفی دارد. به عقیده من ، زندگی هر انسانی نشات گرفته از نگرش فلسفی اوست .
آیا ازدواج شما هم فلسفی بود؛
بله.
زیباترین درک فلسفی؛
عشق به حقیقت.
زیباترین هیجان فلسفی؛
عشق به حقیقت ؛ یعنی خدا.
دوست دارید کدام حرف و عقیده تان جاودان شود؛
ایمان به خدا ، دوست داشتن انسان ها و حب وطن.
فلسفه ای برای عاشورا؛
ستم ستیزی و مردانگی.
و برای سکوت امام علی؛
گذشت .
فلسفه ای برای غیبت امام عصر؛
در یک جمله نمی گنجد.
از زندگی تان چقدر راضی بوده اید؛
پیامبر (ص) می فرمود: الحمدلله علی کل حال.
همرنگ دیگران شدن / بودن؛
تا مقصود از دیگران ، کی ها باشن .
هماهنگی و همرنگی با خودتان؛
هماهنگم آن طور که فکر می کنم ، عمل می کنم مگه می شه آدم با خودش هماهنگ نباشه؛
اهل نشست و برخاست؛
اصولا آدم معاشری نیستم جز مجالس و محافل علمی و فرهنگی ، جایی نمی روم.
احساس دلتنگی نمی کنید؛
به کارهای خودم می رسم این طوری راحتم.
شرکت در همایش چهره های ماندگار؛
سخنرانی کردم ، اما به میهمانی اش نرفتم من بیرون چیزی نمی خورم ، حتی یک چایی.
خانم تان ، این طوری سخت شان نیست؛
نه اتفاقا ؛ خانم من هم تقریبا با من همفکرند.
30سالگی تان را در آینه چه جوری می دیدید/ چی می دیدید؛
خودم را می دیدم ، حالا هم خودم را می بینم .
ذهن تان چه فرقی کرده؛
اساس ، همونه ؛ ولی بالاخره تحولی پیدا شده .
تحول فکری شما را به چی می شود تشبیه کرد؛ مثل چیست؛
مثل سایر چیزها.
از صداهای دلنواز؛
کسی که اشعار مولوی ، حافظ و سعدی را بخواند ، خیلی لذت می برم .
درباره خودتان (زندگی و آثار) به جای فرشتگان الهی قضاوت کنید:
سوال مبهم است .
قضاوت تان از کارمند خوب؛
کسی است که پایبند مقررات باشد.
بهترین همشهری؛
مقررات آن شهر را رعایت کند و قانون شکن نباشد. (مگه نشنیده اید که وسایل فرار سقراط را از زندان فراهم کردند؛ اما او گفت فرار ، بی احترامی به قانون میهن ام است؛ همیشه قانون ، مرا حفظ کرده ؛ یک بار هم من قانون را حفظ کنم).
دوست برگزیده؛
دوستی که حق انسان را رعایت کند؛ حق خودش را به حق انسان برتری ندهد؛ اگر راضی نیستم ، حرف مرا به کسی نگوید یا مرا رعایت کند.
انسان والا؛
قانون شکن نباشد.
بهترین دوست شما؛
کتاب .
علت این دوستی؛
چون کاری با من ندارد هر وقت دوست ندارم ، می گذارمش کنار تازه در کتاب ، اشخاص بزرگی با من حرف می زنند (ابن سینا).
اولین بار از مطالعه کدام کتاب لذت بردین؛
گلستان سعدی.
آن موقع چه چیزهایی نمی خواندید؛
اون وقت فلسفه نمی خواندم .
علاقه کودکی ها؛
علاقه زیادی به شعر و شاعری داشتم .
شعر و اکنون شما؛
حالا هم از خواندن آن جمله ها لذت می برم بسته به این که شعر از چه نوعی باشد.
در کدام شعر می گنجید؛
برو گنج قناعت جوی و کنج عافیت بنشین که یکدم تنگدل بودن به بحر و بر نمی ارزد .
آیا جهان را گرفته اید؛
سوال مبهم است.
جایگاه ادبیات در ذهن و روان ما ایرانی ها؛
زبان فارسی ، زبان شعر است ادبیات ، فطرت ثانوی ما ایرانیان است .
اگر شاعر بخواهد شعرش ماندگار باشد؛
باید اندیشه فلسفی داشته باشد.
شاعر برگزیده شما؛
مولوی .
پرتویی از مولانا؛
هگل از مولوی به عنوان «مولوی بزرگ» نام می برد.
سالهای عمرتان را به چه تشبیه می کنین؛
به جوی آبی که دیگر برنمی گردد.
الان روزگار را چطوری سپری می کنید؛
با مطالعه و تحقیق و تدریس و تالیف ، گاهی هم شعر می گویم دیدم که سراغ شاهنامه را می گرفتید به فردوسی علاقه دارم و شاهنامه را زیاد می خوانم.
از افسانه های مورد علاقه شما؛
افسانه رستم و اسفندیار.
تعارفی بودن؛
توضیح بدین مقصود از «تعارفی بودن» چیست.
تفریح های مورد علاقه؛
خواندن اشعار حافظ ، مولانا و سعدی .
کدام مجله ها را می خوانید؛
مجله های عرفانی و فلسفی.
کسی را که رنجاندید و سپس از او دلجویی کردید؛
به یاد ندارم کسی را از خود رنجانده باشم ، زیرا هرگز مظهر قهاریت خدا نبوده ام .
کنش شما در قبال یک مزاحم تلفنی؛
تلفن را قطع می کنم .
تصورهای اولیه (جوانی) از شهرت؛
سوال مبهم است.
نظر الان شما درباره آرزوهایی که در جوانی داشتید؛
آرزوهای جوانی من ، تحصیل و تحقیق و تالیف بود که بحمدالله تحقق یافته است.
برای دانشجوهایتان ، بیشتر دوست هستید یا استاد؛
یکسان.
اگر دانشجویی از شما خواهش کند که از طرف او خواستگاری کنید؛!
معذرت می خواهم.
چنانچه دانشجویی دیر به کلاس درس برسد؛
تذکر می دهم که منضبط باشد.
دانشجویی که حین درس (یا امتحان) پاسخهای بی ربط بدهد؛
هدایتش می کنم.
سفر امریکا را ترجیح می دهید یا حضور در کلاس درس را؛
حضور در کلاس.
دانشجویی که سوالهای بی ربط می پرسد؛
سوالهایش را تصحیح می کنم.
یا دانشجویی که پیاپی موی دماغ می شود؛
خیلی کم اتفاق افتاده.
برای نمره چطور؛
ورقه او را می آورم و در حضورش می خوانم .
اگر از شما بخواهند با این سن و سال و موقعیت ، در خوابگاه های دانشجویی زندگی کنید؛
تصور درستی از خوابگاه های دانشجویی ندارم .
اگر به جای فیلسوف ، کشاورز می شدید؛
راضی می شدم به کشاورزی هم علاقه دارم حلال ترین و پربرکت ترین روزی ها حاصل کشاورزی است ؛ ولی علاقه ام به علم و فلسفه بیشتر است .
یک ضرب المثل فلسفی؛
چون تو خواهی که جمله جهان بستانی ، رنج همه کس بباید کشیدن.
یک تکیه کلام فلسفی؛
وجود ، خیر محض است.
کسی که در فلسفه غرق نمی شود؛
ذهن فلسفی ندارد.
کدام فیلسوفی سوراخ دعا را گم کرده؛
هیچ فیلسوفی سوراخ دعا را گم نمی کند آنان که سوراخ دعا را گم می کنند ، متفلسفند نه فیلسوف.
فلسفه ، گشودن راز است؛
بله ، علم هم همین طوره.
آغاز فلسفه کجاست؛
در شناخت خداست.
عشق هم در فلسفه می گنجه؛
بله ، عشق به معنای عقلی .
پس پای استدلالیان در وادی عشق ، چوبین نیست؛
اسپینوزا معتقد بود بالاترین سعادت برای انسان ، عشق به خدا ، یعنی شناخت خداست .
خاطره یک «تجربه ایمانی» (مکه / کربلا / مشهد)؛
متاسفانه به کربلا مشرف نشده ام در مکه مکرمه ، در سعی میان صفا و مروه ، بانویی را دیدم به نظرم آمد با آن سیمای روحانی ، هاجر زن حضرت ابراهیم است هنوز هم سیمای او در خاطرم مانده است.
دوست داشتید ابن عربی بودید یا اسپینوزا؛
ابن عربی.
اگر می شد ، جای مولوی می نشستید یا دکارت؛
مولوی.
سوراخ دعا گم کردن یک عارف؛
هیچ عارفی براستی سوراخ دعا گم نمی کند آنان که سوراخ دعا گم می کنند، عارف نیستند؛ بلکه عارف نما هستند.
اگر هر روز صبح با اسپینوزا صبحانه میل می کردید؛
هرگز با اسپینوزا غذا نمی خوردم ؛ زیرا او آداب شریعت را رعایت نمی کرد، ولی من ملتزم به شریعت هستم.
اگر شما به جای سقراط بودین ، جام زهر را سر می کشیدین؛
حفظ جان تا حد امکان واجب و انتحار، حرام است.
برای شما چه چیزی عادی است و برای دیگران غیرعادی؛
سوال مبهم است ؛ مقصود از دیگران چیست؛
اگر تبلیغ فیلسوف ها در آگهی های تلویزیونی در اولویت قرار بگیرد؛
مردم ، اهل فکر و تامل می شوند.
آیا برای تخت جمشید ، فلسفه قائلید؛
قدرت نمایی.
آیا عقل خانم ها به فلسفه می رسد؛
البته .
توصیه اخیر شما به یک دختر خانم دانشجو؛
خوب درس بخوانید و کوشش کنید آنچه را که می خوانید ، خوب بفهمید.
قیاس ، مثل چیست؛
مالی که به آسانی و بدون زحمت به دست نمی آید.
استقراء چطور؛
مالی که به زحمت و کوشش تحصیل می شود.
تجربه درگیری فلسفی با یک آدم مهم؛
سوال مبهم است.
امضایتان چه شکلی است؛
علامت ضربدر که از یک طرف به هم وصل شده.
ریز می نویسید یا درشت؛
متوسط.
خوش خط اید؛
متوسط.
آیا به خرید منزل می روید؛
بله.
الان هم پول تو جیبی برمی دارید؛
از کجا؛
قزوین ، اکنون در ذهن شما؛
گاهی.
اهل رمان خواندن هستید؛
نه .
از ویل دورانت :
کاش به جای این همه فلسفه ، رمان می خواندم ! سوال مبهم است.
مقام ادبی فرانسیس بیکن؛
فیلسوف نویسنده از نظر ادبی ، همسنگ شکسپیر دانسته شده.
جایگاه فلسفی اش؛
پدر فلسفه جدید تجربی.
یکی دیگر از پدران این وادی؛
دکارت ، پدر فلسفه جدید عقلی است.
مقام و موقعیت سیاسی بیکن؛
او می گفت خانواده ام مرا برای سیاست تربیت کرده درست هم بود؛ او مرد سیاست بود به مقام صدارت عظمای انگلستان نایل آمد ، اما سیاست او را به زمین زد.
نکته ای درباره این افراد: علامه طباطبایی؛
استاد استادان.
غلامحسین ابراهیمی دینانی؛
استاد صاحب نظر در حکمت.
اسلامی کریم مجتهدی؛
استاد صاحب نظر در فلسفه غرب.
یک جمله درباره فرار مغزها؛
در یک جمله نمی گنجد.
برگردیم به ژرفای جهان اندیشگی بیکن
او به نقل از مسیح می گوید زنده ها را میان مرده ها دفن نکنید (یا جستجو نکنید) ، که مقصود از زنده ها الهیات و حقایق دینی است و مرده ها همان افکار فلسفی آدمها. به عبارتی ، یعنی این دو را با هم خلط نکنید.
ترجیح شما در نظامهای فلسفی؛
به نظر من فلسفه ، فلسفه اسپینوزا است.
چه کسانی با شما هم رای اند؛
خیلی ها معتقدند اگر فلسفه درست دنبال شود ، منطقا به فلسفه اسپینوزا منجر می شود.
ویژگی بارز اسپینوزا؛
براستی اسپینوزا جرات فیلسوف بودن را داشت آنچه را که می دانست ، جرات داشت بگوید.
جرات شما به نسبت او چقدر یاغی است؛
نه ، من جرات اسپینوزا را ندارم.
آیا به این دلیل که بیشتر مذهبی هستید؛
اسپینوزا فلسفه را با الهیات خلط نکرد.
(در افق اسپینوزا) اگر فلسفه با الهیات خلط شود؛
فلسفه ، سفسطه و دین پر از بدعت می شود.
چه کسی پیش از اسپینوزا چنین می اندیشید؛
خیلی ها ، از جمله فرانسیس بیکن ، فیلسوف تجربی مذهب انگلیسی .
چرا فلسفه اسلامی را با فلسفه های عقلی (دکارت ، اسپینوزا) می سنجند؛
چون اصل و مدارشان ، عقل است.
عقل با چه عنوانی؛
عقل به معنای متداول به عبارت دیگر ، عقل جزوی این عقل ملتزم به شریعت نیست ، اگرچه ممکن است متضاد با آن هم نباشد.
آنچه محور عرفان نظری است؛
در عرفان نظری چیزی که مهم است ، آن سوی عقل (طوری ورای طور عقل) است.
اصطلاح عرفانی اش؛
از آن به شهود ، فتوح و مکاشفه تعبیر می شود.
با چه صراط و وسیله ای؛
استاد ، بدون هیچ واسطه ای حقایق را به قلب عارف الهام می کند.
و این استاد؛
استاد ، خدا آمد بی واسطه صوفی را پس عرفان نظری به یک معنی همان فلسفه است؛ یعنی فکر و استدلال است.
شباهت عرفان نظری با علم کلام؛
هر دو گروه - عرفا و متکلمان ملتزم به وحی و شریعت اند.
رنگی از این اندیشه؛
منطقی کز وحی نبود از هوی است هم چو خاکی بر هوا بر شد ، هبا ست.
وقتش شده که سری به دکارت بزنیم؛
او متوجه شد علوم گذشته ، اعتبار خود را از دست داده.
پس به فکر تاسیس فلسفه افتاد؛
فلسفه ای که در عین سازگاری با علوم جدید، حداقل ضدمسیحیت نباشد؛ بنابراین در فلسفه دکارت ، احیانا ناهماهنگی هایی مشاهده می شود.
سه جوهری که دکارت به آنها اعتقاد داشت؛
نفس که ماهیتش فکر است خدا که ماهیتش کمال است و جسم که ماهیتش بعد است.
ثنویت دکارت؛
بدن تحت حکومت قوانین طبیعی است ؛ اما نفس ، آزاد است و محکوم این قوانین نیست .
لازمه این تلقی؛
حکومت در حکومت. و در نتیجه انسجام نداشتن اصول فلسفی دکارت .
اسپینوزا به چه جوهری اعتقاد داشت؛
او فقط به یک جوهر یعنی خدا اعتقاد داشت فکر و بعد از صفات جوهر و خداست .
حمایت او از دین؛
نه ، او خود را فقط ملزم به تابعیت عقل خود می دانست.
جایگاه آزادی اراده انسان در این فلسفه؛
آن را انکار می کند و روی مرجعیت و بلکه ضرورت ، تاکید می ورزد و اصل علیت را حاکم بر همه عالم و از جمله اعماق انسان می شناسد.
انسان در دیدگاه اسپینوزا؛
انسان نه دو چیز (نفس و بدن) بلکه یک چیز است .
به چه شکل؛
مثل سکه ای دورو یا خطی که از یک طرف محدب و از سوی دیگر مقعر می نماید.
خلاصه؛
فلسفه اسپینوزا منسجم تر و منطقی تر از فلسفه دکارت است ؛ اگرچه به نظر من دکارت عالم تر Scientist از اسپینوزای ریاضیدان بزرگ و صاحب نظر بود.

علی اکبر مظاهری
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها