پوسترهای سینمایی و پوسترسازان ایرانی

نشیب و فراز مکرر

چهارم شهریور، سالگرد تولد مرتضی ممیز بود که در اوایل زمستان، 4 سال پیش دار فانی را وداع گفت. ممیز در حوزه‌های مختلف گرافیک، استادی و توانمندی خود را بارز کرد که یکی از این عرصه‌ها به حوزه مواد تبلیغی گرافیکی فیلم‌های سینمایی مربوط می‌شد. به همین مناسبت، در این مجال مروری گذرا خواهیم داشت به موقعیت پوستر فیلم در مناسبات سینمای ایران.
کد خبر: ۲۸۱۹۲۹

تقریبا همزمان با تولید اولین فیلم‌های سینمایی، پوستر فیلم نیز خلق شد. در اواخر قرن 19 برادران لومیر از طراحی به نام لوران هیل دعوت به کار می‌کنند تا اولین مواد تبلیغی گرافیکی را برای تولیدات آنها و سایر شرکت‌ها ترسیم کند. در ایران نیز این روند از همان لحظه ورود سینما به ایران نضج گرفت. در اوایل پوسترسازی عمدتا با مرکب مشکی بر کاغذهایی در ابعاد مختلف و به رنگ‌های قرمز و آبی و زرد چاپ می‌شد و در مناطق تهران، خراسان، تبریز و گیلان به زبان‌های فارسی و روسی و فرانسوی و البته گاهی ارمنی و انگلیسی عرضه می‌شد.

در آن زمان این مواد تبلیغی البته اعلان نامیده می‌شد (جالب است که مرحوم ممیز نیز در گفتگویی تعریفش از پوستر فیلم را با همین واژه شکل می‌دهد: «پوستر یعنی اعلان؛ وظیفه اعلان هم مشخص است. عملکرد اعلان را همه می‌دانند چیست. بنابراین اعلان می‌کنند که فلان فیلم ساخته شده و می‌آید روی اکران. فکر نکنیم چون اسمش انگلیسی شده قضیه عوض شده است.)» و سطحشان پر از حروف بود تا تصویر اما رفته‌رفته گراوری از بازیگر نقش اول فیلم، در گوشه‌هایی از صفحات اعلان جا خوش می‌کند که این نیز به مرور زمان افزایش می‌یابد. از شخصی به نام سروری به عنوان اولین طراح پوستر فیلم در ایران یاد می‌کنند؛ اما در سال‌های نخست تولید فیلم در ایران عمدتا این صاحبان سینما بودند که سفارش پوستر می‌دادند و چاپخانه‌دارها به اجرای آن می‌پرداختند.

از اواخر دهه 20 که سینمای ایران وارد دومین دوره حیاتش می‌شود، بازار پوستر نیز رونق می‌گیرد و با کنار هم گذاشتن گراورهایی از بازیگران مطرح‌تر و درج نام فیلم و سازنده‌اش و یکی دو هنرپیشه اصلی با حروفی در اندازه‌های بزرگ و کوچک، تولیدات انبوه‌تر شکل می‌گیرد. در کنار الگوهای فرنگی، از شمایل ایرانی نیز بهره گرفته می‌شد و مخصوصا در رسم‌الخط؛ متنها حروف فارسی نیز رفته‌رفته مخصوصا با رواج ماشین‌های چاپ مسطح در کنار تصاویر بازیگران، شکل و شمایل گرافیکی‌تر به خود می‌گیرد، اما با رواج فیلمفارسی و مختصات نازل آن، پوسترهای سینمایی نیز بشدت نمودهای مبتذل و دم‌دستی و ساده‌انگارانه به‌خود می‌گیرند. بهره‌گیری از تصاویر نیمه‌عریان بازیگران زن و زد و خوردهای آنچنانی بازیگران مرد، جای دیگری برای بروز خلاقیت‌های احتمالی باقی نمی‌گذاشت و همه چیز در سوداگری مبتنی بر سکس و خشونت خلاصه می‌شد و برای همین، افراد هنرمند در این حوزه سخت تنها و غریب بودند.

اما از اواسط دهه 40 دگرگونی‌هایی بارز در امر پوسترسازی به چشم می‌خورد که البته تا حد زیادی نیز نشأت گرفته از تولید فیلم‌های متفاوت ایرانی بود که در جریان‌هایی مانند موج نوی سینمای ایران و یا آغاز کار بخش سینمایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان مصداق داشت. حضور گرافیست‌های خبره‌ای همچون مرتضی ممیز، ابراهیم حقیقی، قباد شیوا، فرشید مثقالی و... توانست آبرو و وجهه‌ای شاخص به این حوزه بدهد. این افراد با ارائه‌های گرافیکی خود توانستند زبانی تصویری و هنرمندانه به پوسترها تزریق کنند و جدا از این که کار تبلیغ فیلم مربوطه را در این تصاویر انجام می‌دادند، خود دست به خلق اثر هنری متمایزی می‌زدند و در عین حال در پرورش ذهن و دید گرافیکی مخاطبان نه‌چندان آگاه در این زمینه نقش بسزایی ایفا کردند. این روند به مقطع انقلاب برخورد که با توجه به ارزش‌های حاکم در متن انقلاب اسلامی، پوسترهای سینمایی نیز از بسیاری از نمودهای نازل بصری مرتبط با عریان‌گرایی و خشونت‌مداری خارج شدند و راه برای طراحان هنرمندتر هموارتر شد. البته تاثیر شور و حال انقلابی در اواخر دهه 50 در برخی از پوسترها، جلوه‌ای آشکار داشت و المان‌هایی همچون رنگ قرمز و طرح اسلحه از عناصر تکرارشونده در این باب بود.

در دوران بعد از انقلاب اسلامی با تثبیت‌یافتگی سینما و برنامه‌ریزی‌های مربوطه در نهادهای رسمی و مدیریتی، پوستر فیلم نیز وجهه مناسب‌تری کسب کرد و حتی در جشنواره‌ها صاحب موقعیتی برای رقابت و داوری و کسب جایزه شد. در عین حال ورود پرشور و حال نقاشان جوانی مانند ایرج اسکندری، حبیب‌الله صادقی، حسین خسروجردی، کاظم چلیپا، ابوالفضل عالی، علی وزیریان و... به این عرصه توانست اقتضائات فکری و ذوقی متناسب با جامعه نوین برآمده از تحولات انقلابی را به حوزه مزبور بیفزاید.

دهه 60 دوران طلایی پوستر فیلم در ایران بود و متانت و وقار جاری در گوشه‌گوشه غالب پوسترهای فیلم‌های وزین، نظر و ذهن بسیاری از علاقه‌مندان را به خود جلب می‌ساخت. پوستر فیلم‌هایی همچون تاتوره (ابراهیم حقیقی)، آن سوی مه (محمدرضا دادگر)، تیغ و ابریشم (آیدین آغداشلو)، مدار بسته (امیر اثباتی)، دستفروش (حسین خسروجردی)، پرده آخر (حمید رحمانیان) و بسیاری دیگر از مصداق‌ها و نمونه‌ها، موید این روند مثبت بود.

خود مرحوم ممیز از سرآمدان این رشته و فن به شمار می‌رفت. بسیاری معتقدند اصولا او بود که طراحی پوستر در سینمای ما را متحول ساخت. غالب پوسترهای به‌یاد‌ماندنی سینمای ایران متعلق به ممیز است. گاو، آرامش در حضور دیگران، ستارخان، خاک، مغول‌ها، طبیعت بی‌جان، دایره مینا، گوزن‌ها، غریبه و مه، و سوته‌دلان از جمله کارهای او در سالیان دور هستند و کمال‌الملک، تنوره دیو، خانه عنکبوت، اجاره‌نشین‌ها، ناخدا خورشید، خانه دوست کجاست، کلید، شاید وقتی دیگر، در مسیر تندباد، مادر، دلشدگان و زیر درختان زیتون هم از جمله پوسترهای بعد از انقلاب او به شمار می‌آیند؛ پوسترهایی که همگی جزو مواد تبلیغی ماندگار سینمای ماست. وجود نشان عقرب و نگاتیو فیلم و چهره بی‌روح جهانگیر الماسی در پوستر شبح کژدم، تصویر قاب گرفته نصیریان و انتظامی و نمایی از جنبش مردم در سطوح بالا و زیرین پوستر ستارخان، خط باریک نهری نازک که شخصیت اصلی تنوره دیو را از سایر اهالی روستا جدا می‌کند در پوستر همین فیلم، تناوب تصویر کمال‌الملک و جمشید مشایخی در ارائه‌ای سنتی و ملی در زمینه‌ای تیره در پوستر فیلم کمال‌الملک و... از نمونه جلوه‌هایی است که می‌توان به شکل مصداقی در گزیده‌هایی از آثار او تعقیب کرد.

ممیز در جایی درباره پوسترهای خوب و میزان ارتباط مردم با آن گفته است: «من فکر نمی‌کنم که مردم از پوسترهای خوب گریزان باشند. این سلیقه‌ای است که تهیه‌کنندگان اعمال می‌کنند؛ اصلا سلیقه مردم نیست. پوستر باید کمپوزیسیون داشته باشد مثل هر اثر هنری دیگر. پوستر باید یک ترکیب و صفحه‌آرایی خاصی داشته باشد... گرافیست باید ضمن بلد بودن کار، مخاطب و سفارش‌دهنده خودش را بشناسد.»

در طراحی درست پوستر فیلم عوامل و عناصر مختلفی را دخیل می‌دانند. وضوح و قابلیت درک، علاقه‌برانگیز، واجد نوآوری، بیان مختصر و مفید گرافیکی و پرهیز از شلوغی بی‌مورد، ترکیب مناسب حروف و تصاویر، هماهنگی متن و زمینه باهم، پرهیز از فریب بیننده، دوری از اغراق نامتناسب با فضای فیلم چه در انتخاب و کاربرد رنگ و چه در شمایل‌سازی آدم‌ها و موقعیت‌ها و... از جمله این امور است. اما به نظر می‌رسد به‌رغم پیشرفت نسبی در این حوزه، سینمای ایران همچنان و مخصوصا در طی سالیان اخیر از پوسترهای نازل و بازاری لطمه می‌بیند. اکنون با انبوه پوسترهایی مواجه هستیم که تنها چهره بازیگران زن و مرد فیلم (مخصوصا آنها که جذاب‌ترند، ولو این که دارای نقشی بسیار فرعی در فیلم باشند) را کنار هم قرار می‌دهند؛ در حالی که هریک به گوشه‌ای زل زده‌اند و در بین و یا بالا و پایین این چهره‌ها هم نام عوامل فیلم نوشته شده است. البته بسیاری از جلوه‌های نازل به سفارش‌دهنده پوستر برمی‌گردد که عمدتا از بین تهیه‌کنندگان و یا پخش‌کنندگان فیلم‌هاست. با توجه به رواج رایانه در سالیان اخیر، کارهای بزن‌دررویی هم اوج گرفته است و کافی است سفارش‌های دم‌دستی تهیه‌کنندگان و سرمایه‌گذاران با کمترین کار روی تمهیدات فتوشاپی و غیره انجام گیرد. شاید لازم باشد متولیان و دلسوزان مناسبات سینمایی با تامل در باب نقش سفارش‌دهنده، مجری و طراح و مخاطب و نیز دستگاه‌های مسوول فرهنگی مانند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و نیز انجمن‌های مرتبط، این موقعیت نامطلوب را مورد بازنگری دقیق‌تری قرار دهند و برای تعالی مجدد این حرفه و از انزوا درآوردن هنرمندان و طراحان اندیشمند و خلاق، راه چاره‌ای را بیندیشند.

مهرزاد دانش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها