در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این خانواده در روزها و شبهایی طولانی در کنار هم حضور دارند و با سختیها و مشکلات مختلفی دستوپنجه نرم میکنند تا با وسایل و ابزاری قدیمی که در این صنعت وجود دارد؛ فیلم یا سریالی قابل قبول بسازند. اینکه نتیجه کار چطور میشود و تا چه حد قابل قبول از کار در میآید؟ موضوعی است که بستگی به عوامل و مسائل مختلفی دارد تا اثر نهایی با کیفیتی قابل قبول یا ضعیف عرضه شود اما گاه پشت صحنه این فیلمها و سریالها از خود اثر نمایشی دیدنی تر و جذاب تر است. سریال «نردبام آسمان» که در شبهای ماه رمضان میهمان سفره افطار مخاطبان تلویزیون شد یکی از همین آثار نمایشی است که داستانی پر فراز و نشیب را طی کرده تا به مرحله نمایش برسد.
***
از سریال امام حسین(ع) تا سریال شهر آشوب
ساخت سریالهای تاریخی در تلویزیون ایران همواره در میان تهیهکنندگان خاصی شکل میگیرد. تعداد این تهیهکنندگان به کمتر از تعداد انگشتان دودست میرسد. پروانه پرتو، حسن بشکوفه، محسن علیاکبری، محمود فلاح، حبیبالله کاسهساز، محمدرضا تختکشیان، فرجالله سلحشور، محمد مسعود، رضا انصاریان و چند نام پراکنده دیگر افرادی هستند که در این سالها ساخت و تولید سریالهای تاریخی را در سیما بر عهده داشتهاند. تولید چنین سریالهایی همواره فعالیتی سخت و پیچیده تلقی میشود. اغلب این سریالها در مسیر تولید خود با مشکلات مختلفی مواجه میشوند و گاه کار آنها به توقفهای کوتاه و بلند میکشد. صرف نظر از میزان توان سازندگان چنین سریالهایی، این نکته بسیار مهم است که در کشور ما زیرساخت لازم برای ساخت چنین آثاری به شکل کامل وجود ندارد و وقتی گروهی به سراغ ساخت چنین آثاری میروند، با همان توان استانداردی که به سراغ ساخت فیلمها و سریالهای عادی میروند وارد چنین حیطه ای میشوند و این مساله در ادامه کار در برخی مواقع مشکلساز میشود. در چنین موقعیتهایی ممکن است یک سریال تاریخی از این مرحله پر فراز و نشیب با سلامت عبور کند و یا اینکه برای همیشه در این مرحله متوقف بماند. سریال تلویزیونی «امام حسین(ع») محصول شبکه دو سیما که در پاییز سال 1382 در بیابانهای اطراف یزد مقابل دوربین رفت یکی از همین سریالهای تاریخی بود که مدت کوتاهی پس از آغاز فیلمبرداری متوقف شد و دیگر هیچ گاه رنگ دوربین را به خود ندید. آن روزها اخبار پراکندهای درباره علت توقف این سریال شنیده میشد. وجود مشکلاتی در فیلم نامه و ضعف بازی از جمله بازیگران برخی از دلایلی بود که درباره توقف این سریال شنیده میشد. در چنین شرایطی که سریالی تاریخی دچار تعطیلی میشود، فشار فراوانی به تهیهکننده سریال وارد میآید و ضررهای عجیب و غریبی در انتظار اوست. محسن علیاکبری تهیهکننده سریال امام حسین (ع) بیش از یک سال را در شرایطی گذراند که هر لحظه تصور میکرد بار دیگر قرار است سریال خود را مقابل دوربین ببرد اما این اتفاق رخ نداد و پرونده این سریال برای همیشه بسته شد. زمانی که سفارش ساخت سریال «شهر آشوب» به این تهیهکننده داده شد، تعبیر اغلب دستاندرکاران سیما این بود که سفارش ساخت این سریال به علیاکبری برای این منظور بوده که ضرر و زیانهای این تهیهکننده از توقف ساخت سریال امام حسین(ع) جبران شود. بههمیندلیل بود که علیاکبری دیگر برای این سریال به سراغ ساخت دکورهای جدید نرفت و ترجیح داد تا با تغییر شکلی جزئی در دکورهای ساخته شده برای سریال امام حسین(ع) در شهرک سینمایی غزالی، از این دکورها که برای شهرهای کوفه و مدینه ساخته شده بود، برای فیلمبرداری بخشهایی از داستان سریال شهر آشوب که در شهرهای سمرقند و بخارا رخ میداد استفاده کند. در روزهای آغاز پیش تولید سریال در سال 1384 نیز حتی لباسهای سریال امام حسین (ع) نیز از انبارها بیرون آمد تا با تغییر شکل برای این سریال به کار گرفته شود اما انگار تقدیر همراه این تهیهکننده میانسال نبود و قرار بود تا داستان سریال «شهر آشوب» نیز با گرفتاریها و مشکلات فراوان گره بخورد. سریال شهر آشوب که در سالهای بعد با نام «نردبامی بر آسمان» مقابل دوربین رفت و امروز با عنوان «نرد بام آسمان» از شبکه یک در حال پخش است، مسیری طولانی و پر فراز و نشیب را طی کرد تا به این نقطه برسد. برای مرور وضعیت این سریال بد نیست کمی به گذشته برویم و در سال 1384 اولین خبرهای منتشر شده درباره این سریال را مرور کنیم.
***
«با ساخت سریال شهر آشوب/ سیما فیلم پیشرفتهای دوره مغول را به تصویر میکشد.»
این تیتر و روتیتر یکی از اولین خبرهایی بود که درباره این سریال در روزهای اول سال 1384 منتشر شد. در ابتدای این خبر آمده بود: «محسن علیاکبری و یداالله صمدی این روزها در کنار هم تولید سریال داستانی شهر آشوب را در دست گرفتهاند تا پیشرفت علوم در مقطعی از تاریخ کشور ایران را تصویر بکشند.» از قول تهیهکننده این سریال هم آمده بود: «داستان سریال شهر آشوب در قرن نهم هجری رخ میدهد. این سریال در 20 قسمت 45 دقیقهای به شیوه 35میلیمتری تولید خواهد شد و در آن حدود 20 بازیگر نقشهای اصلی را ایفا خواهند کرد. احتمالا چند بازیگر ازبک و تاجیک نیز در این سریال حضور داشته باشند.... این سریال به زندگی دو دانشمند این عصر با نامهای غیاثالدین جمشیدکاشانی و معینالدین کاشانی میپردازد که بسیاری از اکتشافات علمی این دوران را این دو دانشمند یافتهاند که از جمله آنها میتوان به ساخت رصد خانه الغ بیگی، کشف یک فرمول مهم ریاضی و ... اشاره کرد که این فرمول در دنیا امروز به نام غیاث الدین جمشید کاشانی ثبت و تدریس میشود.»
علی غفاری به عنوان برنامهریز و مجری طرح، حسن پویا به عنوان مدیر فیلمبرداری، عبدالحمید قدیریان به عنوان طراح صحنه و لباس و فرهاد کینژاد مدیر تدارکات از افرادی بودند که در تولید فیلمهای قبلی نیز در تیم این تهیهکننده حضور داشتند. قرار بود در کنار این گروه یدالله صمدی کارگردان فیلمهای اتوبوس، ساوالان، دمرل و سارای ساخت این سریال را به سامان برساند. فیلمنامه هم نوشته «فریدون دانشمند» بود. دانشمند در گفتگویی اعلام کرده بود کل رویدادهای این سریال طی یک سال در قرن نهم هجری رخ میدهد. محور داستان آخرین سالهای حکومت مغولها در ایران به پادشاهی شاهرخ است. این حکومت پیش از سلسله صفویه شکل گرفته و همسر شاهرخ هم همان گوهر شاد است که در مشهد مسجدی کنار حرم امام رضا علیه السلام ساخت. شاهرخ از این دو دانشمند در دربار خود حمایت میکند و این مساله باعث رشد بسیاری از علوم میشود. درسریال شهر آشوب پیشرفت علوم نجوم، ریاضی، نقاشی و موسیقی در این مقطع تاریخی از ایران به تصویر کشیده میشود و در کنار روایت زندگی علمی این شخصیتها زندگی خصوصی آنها نیز روایت میشود که این مساله جذابیت زیادی را برای داستان به وجود میآورد.
قرار بود فیلمبرداری این سریال حدود یک سال طول بکشد. کاخ الغ بیک در هرات، کاخ اسکندر در کاشان و رصدخانه سمرقند جزو فضاهایی اعلام شد که باید ساخته شوند. این مساله هم اعلام شد که برای بخشی از فضاهای داستان همچون: شهرهای کاشان، سمرقند و هرات هم از دکورهای سریال امام حسین(ع) که در شهرک سینمایی ساخته شده استفاده خواهد شد. پس از این مرحله بود که فعالیتهای پیش تولید مربوط به این سریال آغاز شد. مطالعه بیش از 2000 عکس تهیه شده از بناها و موزههای کشور ازبکستان برای بررسی تاریخ تحولات علمی، دینی و هنری 600 سال قبل ایران بخشی از کار بود. از طرفی گروهی که تا ابتدای شکلگیری سریال کنار هم قرار گرفته بودند اقدام به بازنویسی فیلمنامه و دیالوگ نویسی این اثر کردند. در همان مقطع زمانی این بحث نیز مطرح شد که بخشهایی از این سریال در کشور ازبکستان مقابل دوربین خواهد رفت. نیمه دوم اسفند سال 83 عوامل این سریال طی سفری 8 روزه به کشور ازبکستان علاوه بر بازدید از مکانهای تاریخی باقیمانده از عصر مغول در این شهر و نیز موزهها، مذاکراتی با روسای مرکز فیلمسازی این کشور ازبک کینو انجام داده بودند. آنها مصمم بودند بخشهایی از داستان را در این کشور مقابل دوربین ببرند زیرا علی رغم گذشت 600 سال از زمان وقوع قصه،هنوز بناهای مربوط به آن دوره در این کشور سالم باقی مانده بود. یکی از بناهایی که در این مرحله بسیار جلب توجه کرد، جایی به نام ریگستان بود که از نظر معماری شباهت زیادی به میدان نقش جهان اصفهان داشت و قرار بود بخشهای مهمی از قصه در آن رخ دهد.
از دیگر ایدههایی که برای ساخت این سریال مطرح بود استفاده از چند بازیگر تاجیکی برای حضور در این سریال بود. در آن مقطع زمانی یعنی اوایل سال 84 سریال در چشم باد که این روزها شاهد پخش آن از شبکه یک سیما هستیم؛ از برخی بازیگران تاجیکی برای نقشهای خود استفاده کرده بود.
بازیگران تاجیکی به دلیل آشنایی با زبان فارسی و نیز نزدیکی فیزیک و چهره به ازبکها ،گزینههای مناسبی برای ایفای نقش شخصیتهای این سریال بودند. سریال تا آن مقطع حدود 360 بازیگر داشت که چهرههای آنها ترکیبی از اقوام ایرانی،مغولی و افغانی بود. حسین یاری و امین زندگانی نیز قرار بود در نقش دو بازیگر اصلی این سریال مقابل دوربین بروند. آنها حتی تست گریم هم دادند و قراردادی نیز امضاء کردند اما با آغاز فیلمبرداری سریال در 16 مرداد سال 84 که مانند دیگر سریالهای این کارگردان در مراسمی مفصل افتتاح شد؛ تنها حسین یاری در نقش معینالدین کاشانی مقابل دوربین رفت و امین زندگانی هیچ گاه فرصت ایفای نقش غیاثالدین جمشید کاشانی را نیافت.
در آن مقطع «قربان صابر» یکی از بازیگران تاجیکی انتخاب شده برای ایفای این نقش نیز مدت کوتاهی مقابل دوربین نقش آفرینی کرد اما بعدا جعفر دهقان جایگزین او شد. علت این تغییر تصمیم از سوی این بازیگر تاجیک نیز این بود که روزی به کارگردان گفت: «من هیچ وقت حتی 10 روز هم از همسر و فرزندانم دور نبودم چه برسد به پنج ماه و حتی سه ماه» و به همین دلیل بازیگر دیگری جایگزین او شد.
به مرور زمان و با نزدیکی به زمان برگزاری جشنواره فیلم فجر، ساخت سریال نیز به حاشیه رفت و بحث ساخت فیلم سینمایی در اولویت قرار گرفت. فیلمی که حتی برای رساندن آن به جشنواره تدوینگر را در سر صحنه مستقر کردند. در همان زمان که این فیلم در بخش مسابقه جشنواره فیلم فجر نمایش داده میشد، یدالله صمدی کارگردان این فیلم در گفتگو با خبرنگار جامجم در پاسخ به این سوال که «تعدد شخصیتها باعث میشود که تماشاگر نتواند روی همه آنها متمرکز شود. با توجه به ادامه فیلمبرداری این اثر در آینده احتمال دارد داستان را تکمیلتر کنید و یا با کم و زیادکردن بعضی از شخصیتها برخی از صحنههای فیلم را تغییر دهید»؟ گفت:«به این سوال مسوولان تلویزیون باید پاسخ دهند. آیا بودجهای برای ادامه کار این مجموعه تدارک دیده شده است؟ اگر پاسخ مثبت باشد این اتفاق هم میافتد.»
یدالله صمدی انصراف میدهد
بعد از پایان جشنواره فیلم فجر تا مدتی نامحدود ادامه تولید این سریال سوالی بود که گهگاه از سوی خبرنگاران مختلف از تهیهکننده و کارگردان این سریال پرسیده میشد. در سال 86 بحث بازنویسی فیلمنامه این سریال مطرح بود و اینکه فیلمنامه باید تغییر کند. چنین بود که روزی خبر رسید یدالله صمدی کارگردان سریال تلویزیونی « شهرآشوب» بعد از گذشت پانزده ماه از توقف تولید این سریال تلویزیونی، از ادامه ساخت این سریال انصراف داد. در آن روزها خبری از سوی سیما فیلم منتشر شد که در آن اشاره شده بود نام این مجموعه از «شهرآشوب» به «نردبامی بر آسمان» تغییر یافته و فیلمنامه کار نیز توسط حسین ترابی بازنویسی شده است. تهیهکننده سریال در توجیه این مساله نیز گفته بود «با توجه به تغییراتی که در فیلمنامه صورت گرفت و تحقیقات کاملی درخصوص موضوع این اثر انجام شد، به نکات جالبی رسیدیم که در فیلمنامه وجود نداشت و باعث شد تا داستان از فیلمنامه قبلی فاصله بگیرد. یدالله صمدی هم پس از مطالعه فیلمنامه جدید از ادامه کار در این مجموعه انصراف داد.»
بازنویسی فیلمنامه مرحلهای از کار است که معمولا درباره سریالهای تاریخی حتی در مرحله ساخت کمابیش رخ میدهد. سریال کلاه پهلوی که این روزها در حال ساخت است نیز مدتی قبل چنین مسیری را طی کرد.
«محمد حسین لطیفی» وارد میشود
معلوم نیست در زمان نگارش این خبر محمد حسین لطیفی کارگردان سریال «نرد بام آسمان» در حال حاضر در چه وضعیت و حال و روزی به سر میبرد. او نیز مانند «سیروس مقدم» در طول سالهای اخیر به کارگردانی تبدیل شده که تهیهکنندگان مختلفی به دنبال موقعیتی برای کار کردن با آنها هستند. لطیفی سابقهای طولانی در ساخت سریالهای مختلف برای تلویزیون دارد. از آثار شبه سیاسی مانند «فرار بزرگ» گرفته تا سریالی با حال و هوای مذهبی مانند «صاحبدلان» و اثری حادثهای عشقی مانند « وفا.» اما در تلویزیون ساخت سریال تاریخی برای کارگردانها اساسا «چیز دیگری» است و تا سر صحنه سریالهایی این چنینی قرار نگیرند انگار پرونده حرفهای آنها کامل نمیشود. براساس همین استدلال نیز محمدحسین لطیفی سالها منتظر فراهمشدن موقعیتی برای ساخت سریالی تاریخی بود. گفتگوهای تلفنی فراوانی را به خاطر دارم که لطیفی در آن به این مساله اشاره میکرد و حتی از فیلمنامهای نام میبرد که مربوط به اوایل روی کار آمدن رضا خان و اواخر حکومت قاجار بود اما انگار هیچ گاه اعتمادی برای ساخت سریال تاریخی در مسوولان نسبت به وی ایجاد نشده بود.
سابقه همکاری این کارگردان با تهیهکننده «نردبام آسمان» به سال 1375 و ساخت فیلم سفارشی و خوشساخت «سرعت» باز میگردد که در زمان خود اثر موفقی به حساب میآمد. در نهایت این لطیفی بود که بعد از توقف دو ساله سریالی که با کارگردانی «یدالله صمدی» مقابل دوربین رفته بود، بار دیگر موتور این سریال را به حرکت انداخت و در سال 86 صاحب نردبامی بر آسمان شد. در ترکیب جدید گروه سازنده دیگر نه خبری از حسن پویا به عنوان مدیر فیلمبرداری بود و نه عبدالحمید قدیریان به عنوان طراح صحنه و لباس در این کار حضور داشتند. فیلمنامهای هم که با نام «فریدون دانشمند» ثبت شده بود در طول دو سال نامهای مختلفی از حسین ترابی مو سفید کرده گرفته تا سعید رحمانی و حامد عنقای جوان را به خود دید.
در ترکیب بازیگران نیز تغییری جدی رخ داده بود و از داریوش کاردان در نقش (پدر قیاسالدین جمشید کاشانی) و زهرا سعیدی (مادر) او گرفته تا بهار ارجمند، علیرضا کمالینژاد، انوشیروان ارجمند، ویشکا آسایش، شبنم قلیخانی، ماهچهره خلیلی، حسین معلومی، برزو ارجمند، شهرام قائدی و... در جمع بازیگران حضور یافتند. درباره نقشهای اصلی کار نیز که قرار بود توسط حسین یاری و امین زندگانی ایفاء شود، دچار تغییر شد و نقش معین الدین جمشید کاشانی و غیاثالدین کاشانی دچار تغییر شد و نقش معینالدین به عهده برزو ارجمند گذاشته شد و ایفای نقش غیاثالدین به وحید جلیلوند گوینده رادیویی و تلویزیونی سپرده شد تا در اولین نقش آفرینی خود، چهره ای دیگر را نیز به جز چهره همیشگی مجری از خود نشان دهد. حتی قرار بود بخشهایی از این سریال هم در اصفهان مقابل دوربین برود اما براساس قاعده «جمع شدن» کار، بخش عمده تولید کار نیز در تهران متمرکز شد.
نکته مهم در این زمینه این است که نردبام آسمان کاملا متفاوت با نسخه سینمایی شهر آشوب است و هردو این آثار تفاوتی شدید با هم دارند. هرچه هست لطیفی با ساخت این سریال به موقعیتی که همیشه دوست داشته نزدیک شده و حاصل این کار احتمالا یا او را برای همیشه از چنین فضایی دور خواهد کرد و او مانند مهدی فخیمزاده ترجیح خواهد داد تا بخشش عطای سریالسازی تاریخی به لقای آن به سراغ کارهای معاصر برود و یا اینکه در ادامه این مسیر او به کارگردانی پخته در این عرصه تبدیل خواهد شد.
نگاهی به سریال تلویزیونی «نردبام آسمان»
بازار رقابت میان سریالهای ماه رمضان و نوروز زمانی داغ میشود که چند سریال با استفاده از عناصر جذابی مانند: بازیگر، داستان، فیلمنامه و... با هم به رقابت بپردازند اما امسال بنا به دلایل مختلفی بازار این سریالها چندان پر رونق نشد، بهگونهای که هیچ یک از این سریالها با حواشی و جنجالهای سالهای قبل مواجه نشدند. شاید به همین دلیل است که امسال این آثار به جای رونقی مطلق با رونقی نسبی مواجه شدهاند. سریال نردبام آسمان اثری بود که تماشای آن نیاز به تامل و آرامش داشت و چنین چیزی در سی شب پشتسرهم فراهم نمیشود. در چنین ایامی معمولا مخاطب عادت به تماشای سریالی دارد که حتی با ندیدن چند قسمت از آن نیز چیزی را از دست ندهد که این مساله خلاف ذات سریالی تاریخی از این نوع است.
تجربه ثابت کرده سریالهای تاریخی تنها زمانی نزد مخاطب موفق میشود که بتواند نسبتی با شرایط روز برقرار کند. سریال نردبام آسمان چنین نسبتی را برقرار نمیکند و به همین دلیل تلاش میکند تا انرژی خود را بر روایت یک داستان پر فراز و نشیب استوار کند. ویژگی مهم ساختههای محمدحسین لطیفی که در این سریال نیز دیده میشود «انتخاب بازیگران» آن است. بازیگران زیادی در سینما و تلویزیون هستند که برخی از بهترین بازیهای خود را در آثار این کارگردان ارائه دادهاند. از حسین یاری و عبدالرضا اکبری در فیلم «سرعت» تا باران کوثری در فیلم «خوابگاه دختران» و نیز مجموعه بازیهای پوریا پورسرخ در ساختههای این کارگردان.
دیالوگنویسی نردبام آسمان شاهد یک تغییر نیز بود. اغلب بازیگران با لحنی فاخر سخن میگفتند اما غیاثالدین با لحنی امروزی جملات خود را بیان میکرد. این شیوه دیالوگنویسی که پیش از این در آثار کارگردانی مانند داوود میرباقری اتفاق افتاده در این سریال چندان خوب از آب در نیامده بود و به نوعی مخاطب را سردر گم میکرد.
رضا استادی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: