اصلا بحث سریالهای ماه رمضان بحث جالبی است، انگار آثاری که در این ماه از شبکههای مختلف تلویزیون پخش میشوند، با سریالهایی که در ماههای دیگر که به مناسبتهای مختلف به نمایش درمیآیند فرق دارند. این تفاوت شاید به این دلیل است که مخاطبان این سریالها با این ذهنیت به تماشای این آثار مینشینند تا از لحاظ معنوی به دیگاه جدیدی برسند یا بر درس عبرتهای آنها افزوده شود. البته در ایجاد چنین ذهنیتی، سریالهای سالهای قبل نقش مستقیم دارند. چون بیشتر این آثار با قرار گرفتن در زیر نام سریالهای ماورایی، این فکر را گسترش دادند که سریالهای ماه رمضان مناسبتی هستند و باید محتوای آنها چنان باشد که تفکر افراد را در جهت معنا ارتقا بخشد. درواقع در ابتدای تولید سریالهای مناسبتی در تلویزیون این آثار چنین رویکردی را هم در ساختار و هم در موضوع دنبال میکردند و سازندگان سریالها میکوشیدند در انتهای ماه رمضان پیام اثر خود را به شکل مستقیم به مخاطب القا کنند، حتی داستان این آثار در ماه رمضان اتفاق میافتاد، برای همین شخصیتهای قصه معمولا روزهدار بودند، اما به مرور زمان و کسب تجربه در مسیر تولید سریالهای ماه رمضان، داستانها شکل دیگری به خود گرفت و نویسندگان فیلمنامههای خود را ملزم نکردند که موضوع سریال حتما در ماه رمضان رخ دهد. آنها کمکم به این بینش رسیدند که پیام سریال مهم است و مناسبت حتما نباید مقید به یک ماه یا روز خاص باشد. آنها بتدریج به این نکته هم واقف شدند که نباید پیام اثر را مستقیم و قاعدتا در قسمتهای پایانی سریال به مخاطب ارائه کنند بلکه پیام باید غیرمستقیم و بتدریج به مخاطب رسانده شود تا او با دریافت تدریجی پیام آن را باور و بیشتر و بهتر بتواند با شخصیتهای سریال ارتباط برقرار کند. مخاطبان سریالهای ماه رمضان بعد از دیدن چند دوره از این سریالها به تجربیات خوبی دست یافته بودند و میدانستند که نباید به شخصیتی که مثلا یکشبه ره صد ساله را طی میکند و متحول میشود، اطمینان کرد. زمان گذشت و در این مسیر هم سازندگان سریالهای مناسبتی و هم مخاطبان به بینش جدیدی رسیدند. تا سال گذشته سریالهای ماورایی حرف جدیدی برای بینندگان داشتند، اما واقعیت این است که موضوعات ماورایی باید از درام محکمی برخوردار باشند، در این گونه درامها و قصهها معمولا نیروهای شر باید از نیروهای خیر قویتر باشند تا فراز و فرود فیلمنامه خوب از کار درآید و کشش لازم را داشته باشد؛ کششی که از رویارویی نیروی خیر و شر ایجاد میشود و نیروی شر با همه قدرتش در انتهای این آثار باید به زانو درآید و تسلیم نیروی خیر شود. در باور ما مسلمانان بزرگترین و مخربترین نیروی شر، شیطان است که میتواند با وسوسه آدمیان آنها را به نیروی شر تبدیل کند و شیطان تاکنون در لباسهای مختلف در سریالهای ماورایی دیده شده و دیگر نباید بیشتر از این به او بها داد. البته درباره معنا و موضوعات ماورایی میتوان سراغ سوژههای دیگر هم رفت، همان گونه که فیلمسازان ایرانی و خارجی با محور قرار دادن همین سوژهها فیلمهایی تحت عنوان معناگرا ساخته و اکران کردهاند، اما بیشتر این سوژهها یا ظرفیت تبدیل شدن به سریال را ندارند یا در رسانه فراگیری مانند تلویزیون که مخاطبان مختلف با سلایق مختلف را تحت پوشش خود دارد، قابل طرح نیستند.
چندین سال است که تلویزیون در شبکههای مختلف خود تولید سریالهای طنز روتین و شبانه را تجربه میکند و مسلما در این سالها بازتابهای گستردهای در این زمینه از جانب کارشناسان و مخاطبان گرفته است. تولید و پخش سریالهای کمدی در ماه رمضان بیشتر به این منظور بود تا شادی بر فضای این ماه مبارک غالب شود و ما ایرانیان باور کنیم که ماه رمضان ماه جشن و شادی است نه ماه ماتم و سکوت. سریالهای کمدی ماه رمضان در ابتدا خوب و جذاب بودند. این سریالها در کنار خنداندن مردم با نیشتر طنز، مسائل و معضلات جامعه را مطرح میکردند. این سریالها مخاطبان زیادی داشتند به همین دلیل بازتاب وسیعی پیدا میکردند. سریالهای کمدی بنا به ذات خود متکی به تحمل مخاطب نبودند. آنها در پوسته ظاهری خود مردم را میخنداندند و باعث میشدند عموم مخاطبان به صورت گسترده در هر کوچه و برزنی و در هر جمع خانوادگی یا دوستانهای درباره این سریالها که هر شب به روی آنتن میرفتند صحبت کنند. این گستردگی مخاطب باعث میشد تا در جامعه موجی ایجاد شود و نام یک یا چند سریال بر سر زبانها بیفتد. این شهرت همچنین باعث میشد که مطبوعات بیشتر به سراغ این سریالها بروند و موج سریالهای کمدی و بازتاب آنها را قویتر کنند، اما به مرور سوژهیابی برای سریالهای کمدی ماه رمضان هم با دشواری روبهرو شد و این سریالها دیگر نتوانستند حتی عموم مخاطبان را راضی کنند و از آنجا که حیات رسانهای مانند تلویزیون به نفس مخاطب وابسته است، مدیران تلویزیون تصمیم گرفتند تولید و پخش این گونه از سریالها را در ماه رمضان متوقف کنند، چون در این ماه بیشتر از ماههای دیگر سال انتقال پیام سریال مهم است و اگر سریالی پیام خاصی برای بینندگان خود ندارد و مثلا صرف سرگرم کردن او ساخته شده، نباید مروج لودگی و بیهودگی باشد.
بالا بردن تحمل مخاطب
همان گونه که در ابتدای این مطلب ذکر شد؛ برخی بر این باورند که سریالهای ماه رمضان امسال نتوانستهاند مخاطبان را راضی کنند، اما این قضاوت را میتوان قضاوتی شتابزده دانست چون سریالهایی مانند پنجمین خورشید و عبور از پاییز که مختص ماه رمضان امسال تولید شدهاند در درون خود پیامهایی دارند که چون به تدریج به مخاطب عرضه شده است تاثیر خود را هم به مرور بر مخاطب خواهد گذاشت. سریال پنجمین خورشید سوژهای بکر و تازه داشت. موضوع عبور از زمان و تغییر سرنوشت را شاید تاکنون در سریالها و فیلمهای خارجی زیاد دیده باشیم، اما طرح این موضوع در سریالی ایرانی کاملا نو و بدیع بود. پنجمین خورشید با داشتن این سوژه جدید، اما قصه خود را راحت بیان کرد چنان که اکثر مخاطبان با این سریال همراه شدند و بدون این که خواسته باشند پیامی خارقالعاده را از آن دریافت کنند به تماشای آن نشستند و فقط گاهی با خود زمزمه کردند که ای کاش هر آدمی یکی از این کتیبهها داشت تا با خورشیدهای آن میتوانست به آینده برود، از آن باخبر شود و بعد به زمان گذشته برگردد تا بتواند سرنوشت خود را چنان که دوست دارد و به صلاحش است طراحی کند. همه ما میدانیم این کتیبه وجود ندارد، اما بر لوح ضمیر همه آدمها خداوند کتیبهای قرار داده به نام عقل که با استفاده از آن میتوانند سرنوشت خود را به بهترین شکل طراحی کنند.
سریال عبور از پاییز از آن دست سریالهایی بود که مخاطب باید تحمل خود را بالا میبرد تا میتوانست با قصه و فضای آن ارتباط برقرارکند. عبور از پاییز موضوعی تازه داشت. این تازگی از این بابت بود که تاکنون مردم طماع، متکبر و زیادهخواه در تلویزیون به این شکل به نمایش گذاشته نشده بودند، اما ساختار عبور از پاییز، ساختاری ساده نبود که بیننده خیلی ساده با آن ارتباط برقرار کند و مثلا زن خانه هم آشپزی کند و هم داستان سریال را پیگیری کند. مخاطب سریال باید مینشست با فراغ بال به سایهروشنهایی که تصویربردار سریال برای هر نما طراحی کرده بود دقت میکرد، به بازیها و نوع بیان دقت میکرد تا میتوانست با داستان همراه شود و با شخصیتها همذاتپنداری کند. مسعود شامحمدی، کارگردان سریال آنقدر به مخاطب خود احترام میگذاشت که وقت او را در مسیر رفت و آمد شخصیتها از مکانی به مکان دیگر یا صبح و شب شدنها تلف نمیکرد و با تدوینی کاملا نو داستان خود را خیلی زود روی غلتک میانداخت. عبور از پاییز به هیچ وجه به مخاطب کمفروشی نکرد، چون برای پر کردن تایم قسمتها به اصطلاح به داستان خود آب نبست و بیهوده آن را کش نداد.
سریالهای ماه رمضان امسال شاید نتوانستند در جامعه موج ایجاد کنند و با استفاده از این موج به شهرت برسند، اما نشان دادند که تلویزیون راههای نو و ساختارهای تازهتری را در سریالسازی مناسبتی خود تجربه میکند.
طاهره آشیانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم