دختر جوان در اظهاراتش به بازپرس مشفق گفت: یک سال و نیم پیش با مردی به نام پدرام آشنا شدم و تصمیم به ازدواج گرفتیم، اما خانوادهام پس از تحقیق از وضعیت زندگی مرد خواستگار، متوجه شدند او برای زندگی با من مناسب نیست.
به این ترتیب از پدرام خواستم مرا برای همیشه فراموش کند، اما او حرفهایم را نمیپذیرفت و بارها با تماس تلفنی و سد کردن راهم در خیابان، برایم ایجاد مزاحمت میکرد. ابتدا توجهی به مزاحمتهای وی نمیکردم، اما مرد خواستگار به مزاحمتهایش ادامه میداد تا اینکه از یک هفته قبل با ارسال پیامکهای غیراخلاقی مرا تهدید کرد که اگر با او ازدواج نکنم، برای من پرونده سیاسی تشکیل داده و مرا همراه اعضای خانوادهام روانه زندان خواهد کرد.
شاکی اضافه کرد: چند شب قبل از حادثه هم با فریاد زدن نام من در خیابان، زنگ یکایک منازل همسایههایمان در غرب تهران را نیمهشب به صدا درآورده و باعث مزاحمت همسایهها شده بود.
وی ادامه داد: تهدیدهای خواستگار انتقامجو ادامه داشت تا اینکه شب گذشته او با منزلم تماس گرفت و پس از فحاشی و تهدید، گفت تصویر مرا چاپ کرده و آن را روی زنگ خانه همسایهها نصب کرده است و اگر تا 2 روز دیگر برای ازدواج با او پاسخ مثبت ندهم، تصویر مرا در محلههای دیگر نیز منتشر خواهد کرد.
ابتدا گمان بردم شوخی میکند، اما روز بعد هنگام خروج از خانه متوجه شدم تصویر من روی زنگ در خانههای چند نفر از همسایهها نصب شده است.
به دنبال این شکایت، با دستور قضایی پروندهای تشکیل شد و در اختیار اداره آگاهی تهران قرار گرفت تا در ادامه تحقیقات تکمیلی، خواستگار انتقامجو دستگیر و تحقیق از وی آغاز شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم