نگاهی به سریال نردبام آسمان

ضرورت تقویت درام

«نردبام آسمان» ترکیب واژگانی زیبایی دارد و با مضمون سریالی که می‌خواهد به احوال زندگی منجمی سترگ و پیشرو بپردازد همگام است. این اثر بازنمایی چهره اندیشمند مسلمانی را هدف قرار می‌دهد که از برجسته‌ترین عالمان کاروان جهان علم به شمار می‌آید.
کد خبر: ۲۸۰۳۱۶

غیاث‌الدین جمشید کاشانی طبیب، ریاضیدان و منجم مسلمان و ایرانی بود که در حدود 790 ه‌.‌ق در شهر تاریخی کاشان تولد یافت و به سال 832 ه‌.‌ق هم دیده از جهان فروبست. وی کاشف عدد پی، مخترع کسور اعشاری، کاشف توان‌های منفی و مخترع ماشین محاسبه به شمار می‌رود.

ساخت سریال یک‌سال به درازا انجامید و از سویی اولین ساخته کارگردانش محسوب می‌شود. دوران کودکی غیاث‌الدین همزمان بود با یورش‌های وحشیانه مغول به ایران و داستان نیز همان‌گونه که در قسمت‌های آغازین آن دیدیم با همین فضا و حوادث خونبار است که شروع می‌گردد. در همین اوضاع و احوال پرغوغاست که تولد غیاث‌الدین و زنده ماندن او را باید یکی از نقطه عطف‌های تاریخ ایران به‌حساب آورد. در سکانس تولد ایشان و پس از ساعاتی از چشم به جهان گشودن غیاث‌الدین، در حالی که پدر مشغول معالجه مجروح تیرخورده‌ای بوده از مرگ فرزندش اطلاع می‌یابد، اما آن فرزند مرده با اوراد و اذکاری که از سوی پدر در گوش‌اش خوانده می‌شود دوباره زنده می‌گردد و از آن هنگام است که سریال در بستر روایتی خطی، مقطع به مقطع سال‌های دوران کودکی، جوانی و بزرگسالی او را دنبال می‌کند.

سریال از جهت محتوا و ساخت درام همچون آثار مشابه دیگر است مثل روشن‌تر از خاموشی، شیخ‌‌بهایی یا ابوعلی‌سینا. در این ایده همه هم‌عقیده هستیم که پردازش شخصیت‌هایی که در تمدن ایرانی اسلامی روشنی و فروغ پردرخششی داشته‌اند گاهی اجتناب‌ناپذیر است، اما بسیار مهم خواهد بود بدانیم این تلاش چگونه و با چه ساختاری انجام خواهد گرفت.

واقعیت آن است که با مطالعه زندگی بعضی از آن بزرگان، درمی‌یابیم انعکاس مجاهدت‌های علمی و دینی شماری از آنها از طریق نمایشی به گونه‌ای موثر امکان‌پذیر نیست یا برای چنین منظوری باید تمهیدات خلاقه‌تری را پیش گرفت.

با این نگاه وقتی به مرور آثار پیشین مشابه «نردبام آسمان» می‌پردازیم می‌بینیم شماری از آنها اگرچه از نظر محتوایی غنی از کار درآمده‌اند، اما از جهت دراماتیکی پرداخت لا‌زم روی آنها صورت نگرفته . در کنار عدم تعادلی از این گونه، گاه مسائل دیگری پیش می‌آید و اثر را با چالش‌هایی روبه‌رو می‌کند، مثلا در روشن‌تر از خاموشی مباحث فلسفی‌ای که بین او و زبدگان هم‌دوره‌اش انجام می‌گیرد یا در صحنه‌هایی که به بسط نظر مشهورش می‌پردازد، پرداخت آنها به طریقی انجام می‌گیرد که زمینه‌های فهم مخاطب عام را با مشکل مواجه کند. مخاطبان خاص هم در صورتی به درک روشنی از آن مضامین دست خواهند یافت که یا دانشجوی همان رشته یا از افرادی که مطالعه و تاملاتی درباره موضوع داشته‌اند، باشند.

در «نردبام آسمان» این مشکل به هنگام مجادلات فلسفی یا علمی یا بیان دیدگاه‌های غیاث‌الدین محمد به چشم می‌آید که مجادله او به هنگام کودکی‌اش در مکتب‌خانه، پیرامون جبر و اختیار از این گونه است. این صحنه نمایی از خوش‌استعدادی او را در آن سنین به ما نشان می‌دهد و بر طرفداری وی از اختیار تاکید می‌کند.

تعادل میان مضامینی که غنی و عمیق‌اند، با ساختار روایی‌ای دلنشین خلاقیت بیشتر بخصوص در حوزه درام را طلب می‌کند. این رویکرد غالبا در آثاری نمود می‌یابد که به شخصیت‌های بزرگی پرداخته می‌شود که رفتار و اندیشه‌هایشان آمیخته با جلوه‌های دینی است. در این موقعیت آن شخصیت که باید اصلی‌اش تلقی کنیم، همیشه مثبت است. وی دارای تضاد و تناقض‌های درونی نیست که تحول وجودی او را به دنبال دارد. از این رو درگیری‌هایی که وی خواهد داشت غالبا بیرونی است و با مسائلی مثل مشکلات و سختی‌های زندگی، رنج دانش‌اندوزی و سنگ‌اندازی بعضی جریان‌های فکری و فرهنگی متحجر یا حاکمان ظالم خواهد بود.

«نردبام آسمان» در پردازش شخصیت غیاث‌الدین محمد همین نگاه را دارد. روایت، شروع را زمان تولد او قرار می‌دهد، در حالی که ظواهر حکایت از مرگ نوزاد دارد توسل پدر به خداوند و ائمه و ذکر یاعلی او کودک را به حیات عادی بازمی‌گرداند. همین صحنه غیاث‌الدین محمد را در کنار برجستگی‌ علمی‌اش که داشته، در ساحتی قدسی قرار می‌دهد و این گونه است که او به شخصیتی علمی و دینی بدل می‌شود و پردازش رفتار و اندیشه‌های شخصیتی او به ناگزیر چارچوب محدودتر می‌یابد.

در این فضا برای این که درام شیرین و دلنشین باشد، متن می‌تواند با آفرینش شخصیت‌های فرعی قوی این حس را به وجود آورد و از این رهگذر مخاطب را با مضمون بیشتر همراه کند.

به عنوان مثال در سریال امام علی(ع) نقش‌آفرینانی نظیر معاویه، عمروعاص، ابن‌ملجم و قطام که محرک او برای قتل پیشوای اول شیعیان بود، چنین موقعیتی داشتند. شخصیت‌های فرعی نردبام آسمان از حاکم گرفته تا خاتون یا آن جوان همراه غیاث‌الدین محمد، این خصلت را ندارند و اگر هم داشته باشند آن قدرت و قوت دراماتیکی جذاب را از خود نمی‌نمایانند.

گزینش غیاث‌الدین جمشید کاشانی برای سریال نمایشی از آن رو که برای غالب‌ ما ناشناخته بود مناسب به‌نظر می‌رسد.

با دیدن «نردبام آسمان» و نظایر آن، علاوه بر این که با گذشته پرافتخار تمدن و فرهنگ ایرانی اسلامی‌مان پیوند می‌خوریم تماشای سختی و تنگنا و تلاش‌هایی که این بزرگان داشته‌اند، می‌تواند از جنبه‌های گوناگون برایمان الهام‌بخش باشد.

در این سریال می‌بینیم او در فضایی پر از تنش، نزاع و جنگ و خونریزی به دنیا می‌آید و در ادامه نیز با تهدید و توطئه‌های حاکم و سپس ماجراهایی از این قبیل روبه‌رو می‌گردد، اما همه این سختی و ناامنی‌ها موجب نمی‌شوند تا او لحظه‌ای از مجاهدت‌های علمی‌اش غافل گردد. نکته دیگری که معمولا در این گونه آثار نمود می‌یابد بازنمایی نیروهای تنگ‌نظر و وابسته به قدرتی است که همواره با نظرات و اندیشه‌های نوآورانه مخالفت می‌کنند.

ساخت چنین آثاری به معنای ارج گذاردن به معرفت‌جویی و جستجوی دانش و خلاقیت و نوآوری خواهد بود و می‌تواند فضای علمی و فرهنگی جامعه‌مان را پرطراوت‌تر نگاه دارد.

محمدرضا کریمی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها