داستان فوتبال به نوعی دیگر در عرصه هنر هم تجربه شده است. بعد از سالها سینماهای کشور تازه فرصت یافتهاند تا از وقت پربرکت بین اذان مغرب و اذان صبح برای نمایش فیلم بهره ببرند و تالارهای تئاتر شهر هم روزهای پرکاری را تجربه کنند.
2 سال قبل در همین روزنامه «جامجم» تیتر زدیم «تریبون تئاتر در ماه رمضان خالی ماند» که اشارهمان به تعطیلی تالارهای نمایشی در این شبهای مبارک بود. در این مدت با توصیههای اهالی تئاتر و اصرار رسانهها، تحول مثبتی در تعداد و کیفیت اجراهای نمایشی در تهران رخ داده است. دیگر نه میتوانید تالاری تعطیل در ماه رمضان پیدا کنید و نه نمایشی ضعیف را ببینید که باری به هر جهت به روی صحنه آمده باشد. در 17 روز ابتدای ماه رمضان، استقبال بسیار خوب مردم از نمایشهایی چون «خشکسالی و دروغ» با کارگردانی محمد یعقوبی، «باغ شکرپاره» از قطبالدین صادقی و «مرثیهای برای یک سبک وزن» با کارگردانی ایوب آقاخانی و دیگر سالنهای نسبتا پر از تماشاگر شهر تهران نشاندهنده آن است که برخلاف ادعاها و گفتههای پیشین، رمضانبه هیچ وجه ماه رکود هنرهای نمایشی نیست. در این میان باید به بیش از 10 اثر دیگر هم از گروههای آزاد نمایشی اشاره کرد که هر شب در سئانس آخر سینماهایی چون گلریز، پیام، حافظ، ایران و... به روی صحنه میروند و علاقهمندان خاص خود را دارند.
با تمام ذوق و شوقی که از رمضان تئاتری امسال به هر علاقهمند این هنر دست میدهد، نباید از کاستیها و ضعفهای این تجربه غفلت کرد. اول آن که متاسفانه این تنها تهران است که شاهد اجراهای متعدد تئاتری است و در دیگر شهرهای ایران چندان خبری نیست. در حالی که با یک بررسی جامعهشناختی در هر شهر میتوان نمایشهایی را متناسب با ماه رمضان به روی صحنه برد و ساعتی پس از افطار، مردم را به تالارهای تئاتر کمکار شهرستانها کشاند.
یکی دیگر از ضعفهای برنامهریزی در اجراهای نمایشی ماه رمضان، ساعت نامناسب به روی صحنه رفتن آنهاست. در حالی که ابتدای ماه رمضان گفته میشد تمام آثار یک ساعت پس از افطار به روی صحنه میروند، برخلاف انتظار دیدیم که اجرای نمایشها با فاصله زمانی کوتاهی بعد از اذان مغرب آغاز میشود. این زمانبندی اشتباه به هر دلیل که صورت گرفته باشد، هم ترمزی است بر اشتیاق بسیاری از علاقهمندان که چندان دوست ندارند وقت افطار را در بیرون از خانه باشند و هم مشکلاتی را برای مراجعان به تالارهای نمایشی به وجود میآورد. مردمی که حدود 15 ساعت روزه بودهاند و لب بر خوردنی و نوشیدنی بستهاند، به یقین نمیتوانند و درست هم نیست که 2 ساعت دیگر هم صبر کرده و بعد از تماشای نمایش، افطار کنند. از آنجا که سالن تئاتر هم جای خوردن و نوشیدن نیست، تماشاگران مجبور میشوند خیلی سریع و در شرایطی نه چندان مناسب، روزه خود را باز کنند و با عجله وارد تالار اجرا شوند. آن عده از علاقهمندان هم که در وقت کوتاه مابین افطار و اجرا به کافیشاپهای مجموعه تئاترشهر و تالار سنگلج مراجعه میکنند، چنان نقرهداغ میشوند که بعید است دیگر به آنجا سری بزنند. معلوم است که نظارتی بر قیمتهای خوردنیها و نوشیدنیهای عرضه شده در این مراکز وجود ندارد، چرا که در این صورت هزینه یک قوری چای 4 هزار تومان نمیشد و برای تکهای پنیر و چند قاچ خیار و گوجه، هیچ تماشاگری مجبور نبود بیش از 3 هزار تومان بپردازد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم