انقلاب مخملی از رویا تا واقعیت

اعترافات نرم

انقلاب مخملی یا کودتای نرم اکنون برای ایرانیان کاملا ملموس شده است. حوادث پس از انتخابات این آشنایی را به وجود آورد، انتخاباتی که با حضور 85 درصدی مردم می‌رفت تا به یکی از نقاط عطف جمهوری اسلامی ایران تبدیل شود، اما با طراحی‌های برگرفته از الگوی انقلاب مخملی به اغتشاش و درگیری انجامید و مسائلی در پی داشت که باعث وارد آمدن خسارت‌هایی به منافع ملی کشورمان شد. با نگاهی به تاریخچه این گونه رویدادها که به انقلاب مخملی مشهور هستند می‌توان زادگاه این شیوه تهاجمی را در مراکز آکادمیک کشورهای غربی و بخصوص آمریکا پیدا کرد که در کشورهای مختلفی ازجمله شوروی سابق و کشورهای تازه استقلال یافته ازجمله گرجستان، ‌اوکراین و قرقیزستان اجرا شده است.
کد خبر: ۲۸۰۱۴۴

نظریه‌پرداز اصلی این تفکر، شخصی به نام جین شارپ (Gene Sharp) ، دکتر فلسفه و استاد علوم سیاسی چندین دانشگاه آمریکاست که از اواسط قرن بیستم نظریه خود را تبیین و بسط داد و معروف‌ترین کتاب وی با عنوان «از دیکتاتوری تا دموکراسی» (From Dictatorship to Democracy) در سال 1993 یعنی حدود 16 سال پیش منتشر شده است.

این کتاب که خلاصه‌ای از مبانی نظری آموزه‌های کودتای نرم را بیان می‌کند توسط موسسه آلبرت اینشتین به منظور استفاده «مبارزان راه دموکراسی» در رژیم‌های به زعم ایشان دیکتاتوری، به زبان‌های مختلف ازجمله فارسی ترجمه شده است.

مبانی این گونه عملیات‌های مداخله جویانه که غالبا توسط کشورهای غربی و بویژه آمریکا دنبال می‌شود بر این اساس تعریف شده است که باید روی افکار جریانات سیاسی، مطبوعات و جوان‌ها کار کرد و در مواقعی چون انتخابات که جامعه با برخی شکاف‌ها مواجه می‌شود جریان‌های همسو را وارد ساختار قدرت کرد.

کشوری چون آمریکا در چند کشور توانسته با چنین ترفندی، حکومت مورد نظر خود را روی کار بیاورد و از آنجا که این تغییرات توسط نیروهای داخلی انجام شده، ایالات متحده خود را از اتهام دخالت مستقیم در امور سایر کشورها دور نگاه داشته است.

در جمهوری اسلامی ایران هم به دنبال سلسله حوادثی که در دوره اصلاحات از سوی برخی از فعالان سیاسی این جریان انجام شد کشورهای غربی و بویژه آمریکا به این نتیجه رسیدند که می‌توانند با سرمایه‌گذاری روی چهره‌های تندرو جبهه دوم خرداد، طرح موردنظر خود را پیاده کنند. همین سرمایه‌گذاری و نفوذ فکری بود که باعث شد تا افراطیون جریان اصلاحات که در چند سال قبل سابقه تحصن در مجلس شورای اسلامی و طرح خروج از حاکمیت را در پرونده خود داشتند در این دوره از انتخابات با شعار تقلب، جمع زیادی از هواداران خود را به خیابان‌ها بکشانند که در قالب این تجمعات فضای کافی برای اقدامات خرابکارانه اغتشاشگران هم فراهم شد.

مروری بر اعترافات متهمان حوادث اخیر به خوبی موید میزان تاثیر نفوذ افکار و اندیشه‌های غربی در چهره‌های برجسته جریان اصلاحات و عوامل حوادث اخیر است.

هرچند می توان نام اعترافات نرم را برای این اظهارات نهاد اما به هیچ وجه از ارزش و اعتبار تاثیر گذاری آن نمی کاهد. اعترافات نرم همجنس براندازی نرم است و الزاما نباید در آن به دنبال بمب و سلا‌ح و ... گشت.

بدون شک سعید حجاریان یکی از شاخص‌ترین این چهره‌هاست که به دنبال حوادث اخیر بازداشت شد و در حال حاضر نیز در بازداشت به سر می‌برد. او که تا پیش از استعفای چند هفته قبل خود، عضو شورای مرکزی حزب مشارکت ایران اسلامی بود کسی است که در دوره حکومت اصلاح‌طلبان نظریه «فشار از پایین، چانه‌زنی از بالا» را مطرح کرد. این نظریه به معنی استفاده از نیروی هواداران در کف خیابان،‌ برای رسیدن به مقاصد سیاسی در سطوح بالای حکومت است که امتداد این نظریه را می‌توانیم در حوادث بعد از انتخابات شاهد باشیم.

حجاریان در اعترافاتی که چندی پیش در دادگاه رسیدگی به اتهامات عوامل اغتشاشات اخیر از سوی او قرائت شد، بروشنی به نحوه تاثیر برخی اندیشه‌های منحرف غربی در افکار خود پرداخت و چنین گفت: «من بعد از ارتحال حضرت امام(ره) و آغاز دولت سازندگی به معاونت سیاسی مرکز تحقیقات استراتژیک برگزیده شدم. در آنجا بود که فهمیدم برای هدایت پروژه‌ها تجربه علمی سیاسی کارساز نیست و لاجرم باید آموزش دانشگاهی هم داشته باشم لذا فوق‌لیسانس و دکترای خود را در علوم سیاسی اخذ کرده و انبوه نظریات و ایدئولوژی‌های سیاسی نادرست در ذهنم تلمبار شد بدون آن که بازنگری و نقد آنها را داشته باشم.»

حجاریان پس از این مقدمه به شروع موج اصلاحات و بخصوص تشکیل جبهه مشارکت اشاره می‌کند که باعث شد او به عنوان یک تئوریسین مطرح شود. او در این باره می‌گوید: «ما به تئوری راهنمای عمل نیاز داشتیم و طبعا از من توقع می‌رفت به عنوان نظریه‌پرداز دست به کار شوم و تحلیلی علمی از شرایط جامعه، دولت و نیروهای سیاسی عرضه کنم تا راهنمای عمل حزبی قرار گیرد.»

سعید حجاریان، نداشتن دیدگاه انتقادی را از عوامل افتادن در تله علوم انحرافی غربی عنوان کرده است و می‌گوید: «متاسفانه در ایران با ضعف علوم انسانی بخصوص در رشته‌های جامعه‌شناسی و علوم سیاسی مواجهیم و با وجود گسترش مراکز آموزشی عالی و کثرت دانشجو در رشته‌های علوم انسانی، متون آن عمق چندانی ندارند ومطالب با ترجمه‌های اغلب ناقص و بدون نقد در اختیار دانشجویان گذاشته می‌شود.»

وی می‌افزاید: «حجم وسیعی کتاب بعد از انقلاب ترجمه شده که بسیاری از آنها جنبه ایدئولوژیک دارند و در کنه آنها می‌توان ردپای مکاتب مختلف از مارکسیسم ارتدوکس تا نئولیبرالیسم را مشاهده کرد و این کتب به وفور دردسترس مشتاقان است.»

این تئوریسین جریان اصلاحات در ادامه اعترافات خود اضافه می‌کند: «علاوه بر این فارغ‌التحصیلان علوم انسانی (بخصوص در دانشگاه‌های خارج) که به عنوان اعضای هیات علمی استخدام می‌شوند، ناخودآگاه حامل آخرین دستاورد‌های این علوم به ایران هستند و هم‌اکنون می‌توان مشاهده کرد که دیدگاه‌های پست‌استوراکتورالیسم، پست مارکسیسم، فمینیسم و انواع مکاتب غربی تحت عنوان علم ترویج می‌شوند.»

احزاب اصلاح طلب، بستر ورود اندیشه‌های غربی به ایران

مروری بر اعترافات دیگر متهمان و همچنین بررسی آنچه پس از انتخابات اخیر اتفاق افتاد، نشانگر این است که بنیانگذاران انقلاب‌های نرم تنها به نفوذ از طریق ترویج اندیشه‌های خود در قالب دروس دانشگاهی بسنده نکرده‌اند، بلکه در قالب موسسات مختلف و نزدیک شدن به چهره‌های سیاسی کشورهای هدف، تحقق خواسته‌های خود را به صورت مستمر پیگیری می‌کنند.

به گفته یحیی‌کیان تاجبخش یکی از نظریه‌پردازان انقلاب مخملی در ایران و یکی از متهمان پرونده حوادث اخیر، ریشه این شورش‌ها و عملیات‌ها به گذشته دور برمی‌گردد که نهادهایی در آمریکا از 40 سال قبل برای پیشبرد برنامه‌های براندازانه در قالب ترویج دموکراسی یا تغییر رژیم‌ها تاسیس شدند و منشاء تفکر و ایدئولوژی آنها چندین اتاق فکر در آمریکا مانند موسسه رند، میراث آمریکایی و پروژه قرن جدید آمریکاست که تلاش می‌کنند ایدئولوژی آمریکایی را به عنوان ایدئولوژی برتر مطرح کنند.

تاجبخش در اعترافات خود به نهادهای آشکاری همچون صندوق حمایت از دموکراسی که در زمان ریاست جمهوری رونالد ریگان تاسیس شد، اشاره می‌کند و می‌گوید: این نهاد برای پیشبرد برنامه‌های براندازی در قالب پیگیری دموکراسی و حقوق بشر به وجود آمد و در کنار این نهاد، نهادهایی نیمه پنهان و حتی پنهان فعال شدند و تقریبا از 10 سال پیش افراد و احزابی در داخل ایران با فعالان سیاسی داخل آمریکا به مذاکرات پنهان پرداختند.

براساس اعترافات این متهم حوادث اخیر کسانی که از طرف غربی‌ها برای گفتگو به غرب دعوت می‌‌شدند، از سوی بنیادهایی مانند سوروس و راپیفلر حمایت مالی شدند و هر چند وقت یک بار در سوئد و سوئیس دور هم جمع می‌شدند و در قالب پروژه ردیف 2 با هم گفتگو داشتند.

تاجبخش در اعترافات خود به این نکته مهم اشاره کرده است که با توجه به نبود ارتباط رسمی دیپلماتیک بین ایران و آمریکا، نهادهای آشکار و پنهان و حتی نیمه پنهان آمریکایی اتصالات بین احزاب اصلاح‌طلب و گروه‌های همسو در آمریکا را با هماهنگی سرویس‌‌های اطلاعاتی و کاخ سفید به عهده داشته‌اند.

آمریکا در چند کشور توانسته با چنین ترفندی، حکومت مورد نظر خود را روی کار بیاورد و از آنجا که این تغییرات توسط نیروهای داخلی انجام شده، ایالات متحده خود را از اتهام دخالت مستقیم در امور سایر کشورها دور نگاه داشته است

یحیی کیان تاجبخش با مروری بر گذشته از برخی چهره‌های مطرح اصلاح‌طلب نام می‌برد که اکنون هم تعدادی از آنها به اتهام دست داشتن در اغتشاشات اخیر در بازداشت به سر می‌برند. به گفته کیان تاجبخش بازگشت به 20 سال پیش نشان می‌دهد محمد عطریانفر از سران حزب کارگزاران در سال 75 به دعوت بنیاد سوروس در راس یک هیات رسانه‌ای به آمریکا سفر کرد و در آنجا با شخص آقای سوروس ملاقات کرد و روند تعامل اصلاح‌طلبان با موسسات آمریکایی از همان جا آغاز شد.

وی می‌افزاید: خانم فاطمه حقیقت‌جو از سوی آقای سوروس برای یک سال تحصیل در یکی از دانشگاه‌های آمریکا بورسیه گرفت و بیشتر دعوت‌ها به واشنگتن از افراد مختلف در حوزه‌های گوناگون از طرف خانم هاله اسفندیاری در موسسه وود روویلسون صورت می‌گرفت و بیشتر برنامه ایران از طرف موسسه روویلسون و سوروس و کارنگی و پیفلر بود که در این میان موسسه ویلسون ابتدا خود را غیردولتی و مستقل جلوه می‌داد، اما در حقیقت این موسسه محصول کنگره آمریکا بود.

کیان تاجبخش، ورود سوروس و جریانات مشابه به ایران را عملا از دو بستر احزاب اصلاح‌طلب و NGO های همسو با تفکر و ارزش‌های غربی عنوان می‌کند.

او در ادامه، انتخابات را بهانه‌ای برای اجرای برنامه از پیش تعیین‌شده در راستای انقلاب‌های انتخاباتی خوانده و می‌گوید: عوامل اصلی اغتشاشات اخیر مجموعه دستگاه‌های پنهان و نیمه‌پنهان سرویس‌های اطلاعاتی آمریکا و برخی کشورهای غربی بودند.

تقلب، اسم رمز آشوب

تاجبخش در بخشی از اعترافات خود اقداماتی چون ایجاد شبهه درخصوص صیانت از آرا و زیر سوال بردن نظام انتخاباتی و نهادهای برگزارکننده انتخابات را از تاکتیک‌های پیگیری طرح‌های انقلاب مخملی عنوان می‌کند و این مساله در اعتراف دیگر متهمان حوادث اخیر نیز مورد تاکید قرار گرفته است. به عنوان مثال محمدعلی ابطحی، عضو مجمع روحانیون مبارز که در جریان اغتشاشات اخیر بازداشت شد در اعترافات خود، تقلب را به عنوان اسم رمز آشوب‌های اخیر عنوان کرده است. او انتخابات ریاست جمهوری دهم را انتخاباتی متفاوت از سایر انتخابات‌ها دانسته که حدود 2 یا 3 سال برای آن کار شده بود و می‌افزاید: اصلاح‌طلبان پس از شکست در 3 انتخابات به نوعی برای محدود کردن رهبر معظم انقلاب و اعتقادات مردم در این انتخابات حرکت کردند.

ابطحی که سابقه ریاست دفتر ریاست جمهوری در دوره اصلاحات را در کارنامه خود دارد، اصلی‌ترین اتفاق در این انتخابات را مساله تقلب می‌داند که در طول برگزاری، قبل و بعد از انتخابات همواره مطرح بود.

وی با اشاره به اعلام پیروزی موسوی قبل از پایان رای‌گیری و تبریک زودهنگام سیدمحمد خاتمی به وی می‌گوید: همه این مسائل نشان‌دهنده نوعی تفاوت دیدگاه در بحث تقلب است.

ابطحی در ادامه افزود: تقلب واقعا در ایران وجود نداشت چرا که در انتخابات سال 84 وقتی فاصله کروبی و احمدی‌نژاد کمتر از نیم میلیون بود، وزارت کشور خاتمی نپذیرفت که کلمه تقلب مطرح شود و بنده تعجب می‌کنم که در این انتخابات با وجود اختلاف 11 میلیونی چگونه بحث تقلب پذیرفته می‌شود.

نظرسنجی‌های ساختگی عامل باورپذیری ادعای تقلب

با وجود چنین اعترافاتی از سوی ابطحی، با نگاهی به چند روز نخست پس از انتخابات ملاحظه می‌کنیم که ادعای تقلب از سوی برخی از فعالان سیاسی و مردم پذیرفته شده بود و همین امر باعث شکل‌گیری تجمعاتی گسترده در روزهای بعد از انتخابات شد. علت چنین پدیده‌ای را می‌توان در اعترافات هدایت آقایی عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی یافت. آقایی که از جمله بازداشت شدگان حوادث اخیر است، تکیه بر نظرسنجی‌ها را از اشتباهات استراتژیک فعالان سیاسی در انتخابات ریاست جمهوری عنوان می‌کند. وی با بیان این‌که در کشور ما نظرسنجی تنها یک واژه است اظهار کرد: در این نظرسنجی‌ها جامعه آماری یا قوانین آن مشخص نیست. آقایی به عنوان مثال به نظرسنجی اشاره می‌کند که توسط حزب کارگزاران در 4 یا 5 منطقه از تهران انجام شد. وی با بیان این‌که با چنین نظرسنجی حتی نمی‌توان در مورد خود شهر تهران نیز قضاوت کرد اعلام می‌کند در ایام انتخابات بر چنین نظرسنجی‌هایی تکیه می‌شد و آنها را پایه قضاوت‌ها قرار می‌دادند.

عضو حزب کارگزاران در ادامه می‌افزاید: نکته‌ای که گاهی مورد غفلت برخی رهبران سیاسی واقع شد این بود که آنها فراموش می‌کردند با کسی رقابت می‌کنند که رئیس‌جمهور کشور است و می‌توان گفت با 70 درصد فعالیت‌های اقتصادی یا زندگی مردم درگیر است و در دنیا کم‌سابقه است که چنین رقابتی به نتیجه برسد.

ادعایی فوق‌العاده بزرگ تحریک‌کننده و خطرناک

سعید شریعتی عضو حزب مشارکت ایران اسلامی که در جریان حوادث اخیر از عضویت در این حزب استعفا کرد، یکی دیگر از متهمان است. او در اظهارات خود در دادگاه، بزرگ‌ترین اشتباه میرحسین موسوی را نوع مواجهه وی با مساله نتایج انتخابات و نحوه اعلام آن دانست و گفت: ادعای فوق‌العاده بزرگ، تحریک‌کننده و خطرناک ایشان صرفا مبتنی بر برخی گزارش‌های ناکافی و ناموثق بود. چنین مساله‌ای از سوی سیاستمداری پخته و با سابقه چون موسوی بعید بود.

وی با بیان این‌که پس از اعلام نتایج انتخابات، آقای موسوی بدون مشورت و بدون مستند ادعای فوق‌العاده بزرگی را مطرح کرد افزود: متاسفانه حزب ما نیز تنها ساعاتی پس از انتشار بیانیه آقای موسوی و صرفا با تکیه بر ادعاهای ایشان مردم را دعوت به اعتراض کرد و علی‌رغم هشدار برخی از دوستان در جلسه حزب، خود را شریک در هزینه‌ها و آسیب‌های وارده نمود.

شریعتی ادامه داد: این در حالی بود که حزب ما استراتژی کلان خود را سیاست‌ورزی جامعه محور متکی به پارلمانتاریسم اعلام کرده بود و ادعای چنین تقلب بزرگی یعنی اعلام پایان پارلمانتاریسم و انتخابات در ایران و یعنی اعلام پایان کار حزب ما. وی افزود: با چنین ادعایی دیگر هیچ فرد عاقلی حاضر به گوش دادن به ندای ما برای دعوت به انتخابات‌های دیگر نخواهد بود.

تغییر تهدیدات از سخت به نرم

مجموعه این اعترافات و حوادثی که در قبل و بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم اتفاق افتاد، نشان می‌دهد تهدیدات دشمنان علیه جمهوری اسلامی ایران در سال‌های اخیر متفاوت از گذشته است و اگر در دهه‌های گذشته، کشورهایی نظیر آمریکا تلاش داشتند با استفاده از تهدیدات نظامی ایران را مهار کنند، امروز اهداف خود را از روش‌هایی دیگر پی می‌گیرند. امروزه تهدید علیه انقلاب از تهدیدات سخت به سمت تهدیدات نرم و بخصوص در ابعاد فرهنگی و سیاسی تغییر ماهیت داده است و اگر این موضوع مورد توجه قرار نگیرد، ممکن است انقلابی که برای آن خون‌های فراوانی ریخته شده است، به راحتی و از طریق دیگر از بین برود.

بی‌جهت نیست که رهبر معظم انقلاب اسلامی از حوادث اخیر به عنوان فتنه‌ای عمیق یاد کردند و برخی مسوولان، این حوادث را به عنوان بزرگ‌ترین حوادثی دانسته‌اند که در طول تاریخ جمهوری اسلامی در جهت تهدید محتوای انقلاب انجام شده است. شاید هنوز عده‌ای به کار بردن واژه انقلاب مخملی برای حوادث اخیر را مناسب نمی‌دانند، اما باید توجه داشت که همین اتفاقات در بسیاری از کشورها در بستر انتخابات و با ادعای دموکراسی صورت گرفت و از آن نتیجه هم گرفتند.

حسن جوادی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها