سرمربی اسکاتلندی و تمام نشدنی شیاطین سرخ از سال2006 که والنسیا در مسابقه ویگان با منچستریها، فقط در 20 دقیقه آخر به میدان آمد و در همان مدت اندک مدافعان منچستر را کاملا سردرگم کرد، در پی او بوده و علاقه به جذب وی داشته است.
از آغاز
البته همگان از آغاز میدانستند که والنسیا توان ویژه کریس رونالدو را در گلزنی ندارد و اگر مهاجم سابق اسپورتینگ لیسبون در 2 فصل گذشته مجموعا 72 گل برای یاران گیگز و اسکولز به ثمر رسانده بود، والنسیا در دو فصل گذشته از 7 بار گلزنی در 89 دیدار رسمیاش برای ویگان فراتر نرفته بود. با این اوصاف، این نکته که والنسیا در منچستر چندان به چشم نیامده و ستارهای پنهان مانده بوده، نباید تعجببرانگیز باشد، اما این که حتی نتوانسته است قوای دینامیک خود را به بازی یونایتد بیفزاید، اسباب تعجب شده است.
فرگوسن، مایکل اوون پرتجربه را نیز به عنوان بازیکن آزاد از نیوکاسل خریده تا قسمتی از گلهایی را که رونالدو برای یونایتد میزد به ثمر برساند، اما او نیز در 3 هفته نخست فصل جدید درخششی را که در مسابقههای تدارکاتی «پیش فصل» در شرق آسیا داشت، تکرار نکرده است.
با وجود این ایراد اصلی در کار یونایتد نه عملکرد اوون و نه حتی شیوه کار وین رونی، بلکه عدم تحرک و کمبود خلاقیت در خط میانی یونایتد تشخیص داده شده، به طوری که توپ و موقعیتهای خطرناک به اندازه کافی برای برباتوف و اوون ساخته نشده و لابد یکی از مقصران ماجرا آنتونیو والنسیاست که در ساختن موقعیتهای گل، کوتاهی داشته است. در این میان کسی به این نکته توجه نداشته که فرگوسن بازیهای زیادی به والنسیا نداده و او در دقایق اندک حضورش در میدان نتوانسته است ریتم لازم را بیابد و در جریان بازی قرار گیرد و هر موقع هم که جذب مسابقه شده، وجود آدمهایی مثل رونی، گیگز و اسکولز موقعیت بازیسازی را از او گرفته و صحنهگردانی به این آدمها اختصاص داشته است.
رکوردی تازه؟
شاید نیز همه اینها نتیجه سرگردانی سنتی و عادی یونایتد در ابتدای فصل باشد که هر سال مسابقهها را بد شروع میکند و امتیاز از دست میدهد، اما به آرامی به همان منچستر تهاجمی و کوبنده تبدیل میشود و اگر این گونه به ماجرا نگاه کنیم، اینها فقط مقدمات چهارمین قهرمانی متوالی منچستریونایتد در لیگ برتر انگلیس است که رکورد تازهای برای این مسابقهها خواهد بود.
حقیقت امر هرچه باشد، امیدهای فرگوسن به بارور شدن والنسیا اصلا کاهش نیافته و او هنوز شکوفایی وی را در ادامه فصل، انتظار میکشد.
سرمربی پیشین آبردین میگوید: «حسن بزرگ والنسیا این است که چون طی 2 سال پیشین در لیگ انگلیس توپ زده، کاملا با شرایط موجود آشناست و نیازی به وفق یافتن با محیط ندارد. شاید در ابتدای فصل برای ما ندرخشیده باشد، اما مطمئنم که در تیم ما جا خواهد افتاد. کافی است او را در فضاهای آزاد موجود به راه اندازیم و از مشارکت او در بازیسازی کم کنیم و در یکسوم انتهایی زمین فعالتر کنیم. نکته کلیدی قرار دادن او در جاهایی است که قادر به ضربه زدن به حریفان در آن نقاط باشد. این را میدانم که او به لحاظ گلزنی و آمار آن در سطح بالایی نیست و نمیتوان از وی همان انتظاری را در این زمینه داشت که مثلا از برباتوف داریم. در نقطه مقابل بررسی شکل بازی او به ما میگوید که توان جسمانی و میزان مشارکت و قوه پاسوری او در درجاتی بالا و به شکلی است که میتواند ما را به مقاصد و شماری از اهدافمان برساند.»
چرا؟
فرگوسن حتی در ته فکرش به این میاندیشد که کاری کند تا والنسیا قابلیتهای پنهان مانده و کمتر استفاده شدهاش در زمینه گلزنی را فعالتر و عیانتر سازد و به گونهای باشد که تاکنون کمتر از وی مشاهده شده است. فرگی میگوید: «یک سوال موجود این است که اگر والنسیا تا به حال کمتر گل زده، به چه سبب بوده و آن سبب را بیابیم و در پی رفع مشکل باشیم تا او در آینده بیش از این گل بزند.»
حتی اگر طرح و فکر فوق ثمر ندهد و والنسیا از آمار گلزنی قبلیاش فراتر نرود. او اوجگیری خود و راهیابیاش به منچستریونایتد را مدیون تلاش فراوانش ظرف 3 - 2 سال اخیر و پیرو موجی میداند که از جانب بازیکنان آمریکای جنوبی در بریتانیا به راه افتاده است. تا 4 - 3 سال پیش بریتانیا و لیگهای آن جولانگاه خوبی برای بازیکنان آمریکای جنوبی نبود و این اروپاییها بودند که در لیگ انگلیس میدرخشیدند، اما حالا مردان ظاهرا درجه دوم آمریکای لاتین شامل برزیل، آرژانتین، پاراگوئه و البته اکوادور با وفق یافتن با فوتبال بریتانیا توانستهاند حرفهای رساتری برای گفتن داشته باشند. والنسیا در منطقه لاگو ارگیو در دل جنگلهای اکوادور به دنیا آمد و به خاطر دشواریهای زیست در چنان محیطی قبل از 10 ساله شدن هرگز حتی یک ضربه به توپ نزده بود. با این حال او چنان شروع دیرهنگامی را به بهترین شکل جبران کرده است و اینک گرانترین بازیکن اکوادور به شمار میآید و شماری از هموطنانش را نیز در موقعیتهایی امیدبخش میبیند. یکی از آنها کریستین بنیتز است که در ازای 8 میلیون پوند به تیم بیرمنگام پیوسته که مربیگری آن با یک اسکاتلندی دیگر همچون الکس مکلیش است.
فقدان محسوس
با این حال اینک نگاهها به والنسیاست. مردی که اگر انتظارها را برآورده نکند، همسو با اوجگیری مجدد چلسی و قوی ماندن لیورپول میتواند به سقوط شیاطین سرخ در فصلی منجر شود که فقدان کریس رونالدو و کارلوس تهوز در بازیشان محسوس بوده ولی فرصت برای جبران در آن هنوز زیاد است.
مترجم: وصال روحانی
منبع: Daily Telegraph
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم