سیدعلی موسوی گرمارودی شاعر و استاد دانشگاه با نام بردن از حداقل 10 منظومه حماسی با رویکردهای ادبی شیعی که تحت تاثیر فردوسی سروده شدهاند، تاکید کرد: در میان همه این آثار «علینامه» جایگاهی ممتاز دارد چرا که هم بر آن آثار فضل تقدم دارد و هم زبان این کتاب به طور طبیعی به زبان فردوسی نزدیکتر است و مانند دیگر شاعران از زبان فردوسی تقلید نکرده است.
محمد جعفر یاحقی استاد دانشگاه نیز این کتاب را پدیدهای جدید در ادبیات شیعی ارزیابی کرد و گفت: پدیدههایی مثل این منظومه پیشداوریها و آموزههایی نظیر این که ادبیات شیعی را صفویان ایجاد کردهاند، به هم میریزد و به ما یادآوری میکند که باید در نظام فرهنگی خود تجدیدنظر کنیم و با توجه به آنچه در آثار طبری و بیهقی و دیگران آمده است تاکید کنیم که فرهنگ شیعی، فرهنگ صفوی نیست.
یاحقی با تاکید بر این که احتمالا تلاش میشده که این بخش از فرهنگ ما مهجور بماند و حتی از بین برود، گفت: با کشف این کتاب حلقه مفقودهای در ادبیات تشیع کشف شد که پیش از آن از ابن حسام خوسفی آغاز میشد.
یاحقی «علینامه» را نقیض و نظیرهای برای شاهنامه توصیف کرد و گفت: ربیع سراینده «علینامه» در کل کتاب تنها یک بار نام ایران را ذکر میکند. این کتاب نشانگر آن است که تقابل اندیشه دینی و ملی در آن دوران در اوج بوده است. فردوسی هم از سوی شاعرانی چون «ربیع» مورد هجوم بوده است و هم از سوی شاعران درباری چون معزی و فرخی.
یاحقی و گرمارودی البته درباره قوت شاعرانگی مجموعه «علینامه» اختلافنظر داشتند، چرا که گرمارودی معتقد بود با چاپ نسخه چاپی این کتاب و رفع مشکلات ناشی از کتابت، ارزشهای ادبی آن بیشتر نمایان میشود ولی یاحقی معتقد بود، سراینده این مجموعه شاعر برجستهای نبوده است و کتابش بیشتر از ارزش ادبی، ارزش تاریخی دارد. در این نشست همچنین دکتر سجاد ایدانلو با اشاره به این که نخستین اشاره مکتوب به مثنوی «علینامه» به مقالهای مربوط است که احمد آتش در سال 1334 در نشریه دانشکده ادبیات تبریز منتشر کرده است، گفت: جای تعجب است که تا سال 1379 که دکتر شفیعیکدکنی مقاله مفصلی در نشریه دانشکده ادبیات مشهد نوشت و این کتاب را معرفی کرد، چرا هیچ کس به این کتاب ارزشمند توجهی نکرد؟
ایدانلو با اشاره به یکی از نوشتههای شبلی نعمانی در یکی از آثارش به وجود کتابی به نام «عمرنامه» در زمان حیات فردوسی و در پاسخ به شاهنامه وی گفت: اگرچه نمیدانیم این کتاب نثر یا نظم بوده است؛ اما مشخص است که تقابل اندیشههای دینی با شاهنامه، تنها مختص شیعیان نبوده است و اهل سنت نیز در این باره آثاری را نوشتهاند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم