در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
حوزه سیاست بیش از هر حوزهای افراد را به پاسخگویی فرا میخواند. چراهایش بسیار است و لغزشها و شیبهایش خطرناک. صعودش پلهپله و سقوطش آنی است.
لذا اگر با استاد شجریان که پیش از این استاد آوازش میخواندیم با زبانی متفاوت سخن میگویم از این روست که این هنرمند کشورمان عزم سفر به عالم «سیاست» را کرده است. بدیهی است در این عالم سخن از ساز و آواز، دستگاه ماهور و دشتی و . .. نیست.
و این سخن نه از سبیل نقدی بر موسیقی، آهنگ و یا شعری است که استاد خوانده و نه در تمجید و نه در کوچکشماری تاثیر محمدرضا شجریان در تاریخ موسیقی ایران. این مختصر از زبان و قلم کسی جاری میشود که از آن زمانی که خود را شناخته با این صدا دمخور و آشنا بوده است.
و اگر ردپایی از سیاست در این نوشتار هست که هست، به دلیل گام نهادن هنرمندی است که بیآنکه قواعد عالم سیاست را بداند راه به بیراهه برده است و آن هم چه زود.
2- بهانه این نوشتار حتی نگاه انتقادی یک هنرمند به شرایط سیاسی کشور نیست که حق همه آحاد ملت است بلکه دیدن چهره مردی است که با اعتراض به صدا و سیما مانع پخش آثارش میشود اما مشتاقانه بر صفحه تلویزیون صدای آمریکا حاضر میگردد.
مردم خوب میفهمند کسی که طی سالهای بعد از انقلاب همواره با بهانههای مختلف از حضور در تلویزیون جمهوری اسلامی استنکاف ورزیده و امروز رسانه رسوای آمریکایی را بر میگزیند، با آنها همکلام میشود و در حضورش آثار موسیقیاییاش پخش میگردد، چه معنایی دارد و چه مسیری را طی میکند.
3- آقای شجریان به خوبی میداند با اعتراض به صدا و سیما و ممانعت از پخش آثار خود نه خدمتی به موسیقی کشور کرد و نه حتی به خود و مردم.
هرچند صدا و سیما از جمله سیاستهایش توجه به این نوع موسیقی بوده و هست و این موسیقی ملی در انحصار هیچکس و آقای شجریان نبوده و نیست چرا که هم از همنسلان ایشان افراد بزرگ و شاخصی هستند و هم جوانان با استعداد که میتوانند خلاءها را پر کنند و با نوآوریهایشان در حال فتح سلایق و علایق مردم هستند. حتما اهل انصاف موید این نکته خواهند بود که اگر امروز موسیقی سنتی ایران پژواکی دارد به مدد توجه رسانهای همانند صدا و سیما است.
4- بازگردیم به مصاحبه آقای شجریان با شبکه تلویزیونی رسوای صدای آمریکا (VOA).
در این مصاحبه آقای شجریان به نکتهای اشاره میکند و میگوید: «رادیو و تلویزیون باید برای همه مردم باشد نه مثل صدا و سیما که فقط در یک جبهه و یک دیدگاه کار میکند. من هم دوست ندارم صدایم پخش شود. چون فقط از یک جناح دفاع میکند»
خوب اولا از این سخنان میتوان فهمید آقای استاد در جناحی قرار دارند که تاکنون سعی میکردند آن را مکتوم نگه دارند حال این جناح در میان انبوه جناحها و جریانهای سیاسی کدام است، بماند.
نکته دوم آنکه ایشان صدا و سیما را به خاطر یکجانبهنگری محکوم میکند. آیا میتوانند با همین منطق نظرشان را درباره شبکه آمریکایی که مقابل دوربین آن نشستند نیز بگویند؟
آیا واقعا این تلویزیون آمریکایی را رسانهای میدانند که در خدمت همه دیدگاههاست و فقط از یک جناح و جریان خاص در ایران دفاع نمیکند؟
ای کاش استاد شجریان که صدای خود را «صدای سروشهای وجدان خاک و مردم» میداند و از سالها پیش مسوولان صدا و سیما را به خاطر پخش این صدا مورد ملامت قرار میدهند، امروز با کمی تلاش بیشتر و صبر و حوصله بلندگوی آبرومندی برای خود مییافتند که موجب تنزل جایگاه در نظر مردم نگردد.
و اگر درک درستی از سیاست وجود داشت حداقل این مولفه که مردم ایران به دلایل تاریخی هیچ دلخوشی از آمریکا و انگلیس ندارند باید مورد توجه قرار میگرفت؛ چرا که موسیقی سنتی در بطن خود عرق ملی و میهنی را همواره فریاد کرده است و اینگونه رفتارها نادیده گرفتن این فریاد است.
بیژن مقدم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: