در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فناوری، زندگی را آسانتر کرده است؛ حالا هرجا که باشم میتوانم با همه دنیا ارتباط برقرار کنم. میتوانم از همه اتفاقهای کوچک و بزرگ عکس بگیرم. میتوانم لحظهها را جاودانه کنم... اما یک لحظه که نگاههای نامحرم و غریبه به زندگیام میافتد، تمام این تصویرهای قشنگ، مخدوش میشوند.
زندگی آسان شده، اما دیگر امن نیست. همه جا چشمی هست که مرا میپاید. نگاههای ناآشنا روی زندگیام سنگینی میکنند. میخواهم جایی باشم که کسی نباشد، که کسی نبیند، که فقط خودم باشم و آنها که در محدوده خصوصی زندگیام راه دارند. میخواهم دوربینهای فضول خاموش شوند. میخواهم وضوح و شفافیت تصویرشان را از کار بیندازم. میخواهم زندگیام مال خودم باشد.
شرکتی که از او خدمات اینترنتی میگیرید، میداند شما در طول روز از کدام تارنماها بازدید میکنید، چه تصاویری را میبینید و چه نوع موسیقی را میشنوید. آنها میدانند فروشگاهها و رستورانها و هتلهای مورد علاقه شما کدامند. میدانند که چه ساعتی از کجا چه چیزی را خریدید و بعد به کجا رفتید، اما این چیزها دیگر کسی را نگران نمیکند. اینها نخستین مراحل فرو ریختن دیوارهای حریم خصوصی بود که حالا خیلیها به آن خو گرفتهاند و به عدول از این بخش از حریم خصوصی خود تن دادهاند.
دوربین گوشیهای تلفن همراه به علت استفاده آسان و کاربری بالا، ابزارهای تاثیرگذاری محسوب میشوند. با این وسیله همیشه راهی برای گرفتن صحنههای یادگاری و به اشتراکگذاری آنها وجود دارد. داشتن دستگاه کوچکی به نام بلوتوث هم امکانات فراوان ارتباطی را فراهم میکند، اما در عین حال ممکن است دادههای خصوصی مانند نام و تاریخ تولد و حتی نشانی پست الکترونیک تان را به افراد پیرامونتان منتقل کند. حالا دیگر بلوتوث یک خطر جدی برای حریم خصوصی کاربران آن است و حتی لازم نیست کسی فیلمها و عکسهای خصوصی را روی لوح فشرده تکثیر کند و میتواند خیلی ساده آن را به دیگران منتقل کند. از آن سو بلوتوث، یک جاسوس کوچک جیبی است که حرکت فرد را از یک محل به محل دیگر به اطراف گزارش میکند. دامنه پوشش سیگنال آن فعلا حدود 10 متر است و در دستگاههای جدیدتر دامنه بیشتری دارد. بلوتوث در واقع جایگزین سیمهایی است که 2 رایانه را به هم وصل میکند و برای تسهیل رد و بدل دادهها میان 2 دستگاه بسیار مفید است.
یک کارشناس خبره بلوتوث میتواند بدون این که شما خبر داشته باشید از راه دور وارد دستگاهتان شود، تصاویر محفوظ در آن را ببیند، دفتر تلفنتان را ورق بزند و مشخصات موجود در تلفن شما، مثل عکس و فیلم و... را برای خودش پیاده کند. برخی معتقدند بلوتوث در آینده میتواند با دستکاری اندکی به دوربین مداربسته متحرکی تبدیل شود که اصلا تحت کنترل دارنده آن نخواهد بود و در این صورت معلوم نیست تکلیف عکسها و فیلمهای خانوادگی و اطلاعات شخصی آدمها چه میشود. به این ترتیب، رشد روزافزون فناوریهای اطلاعاتی از یک سو اسباب سرگرمی و آسانی ارتباطات را فراهم میکند و از سوی دیگر، در حال شکستن دیوارهای حریم خصوصی و تغییر دادن تعریف این مفهوم مبهم است. مردم حالا سردرگم ماندهاند که حریم خصوصی آنها کجا آغاز میشود و کجا به سر میرسد تا بتوانند از آن بدرستی مراقبت کنند.
سرک کشیدن در زندگی مردم
همه استفاده از این فناوریهای مدرن به عکس انداختن از کوچولوی تازه به دنیا آمده و تولد پدربزرگ ختم نمیشود. از همان زمانی که چنین فناوریهایی ظهور کردند، استفادههای نابجا و غیرطبیعی از آن هم آغاز شد. خیلی زود بعضیها به فکر سرک کشیدن در زندگی مردم افتادند؛ اولش عکسهایی از زندگی آدمهای مشهور منتشر شد، عکسهایی از مراسم خصوصی آنها و در حالتهایی غیر از زندگی اجتماعیشان. بعدها چهرههای بینام و نشان هم به این ماجرا اضافه شدند. عکس و فیلم از زندگی آدمها، از مراسم عروسی و تولد گرفته تا عکس از مکانهایی مثل استخر و آرایشگاههای زنانه. بلوتوث در کنار ابزارهای دیگر تکثیر و اشاعه این فیلمها و عکسها خیلی زود آنها را در ابعاد وسیع پخش کردند. دامنه این اتفاقها آنقدر گسترده شد که پای آبروی آدمها و انتقامکشی مردم از یکدیگر هم وسط آمد. هر روز خبر انتشار زندگی خصوصی آدمهای مشهور و گمنام و در کنارش جرم و جنایتهای دیگر؛ اما واقعا چرا عدهای این جور چیزها را ثبت و ضبط میکنند و عدهای تماشاگرشان هستند؟
یک بعد این قضیه روانشناختی است. در میان اختلالهای روانی 2 نوع بیماری شناخته شده است که به نحوی با این جریان در ارتباط است. نسرین عزیزی، جامعهشناس به این بیماریها اشاره میکند: «یکی از این بیماریها تماشاگری جنسی است که در واقع مبتنی است بر میل و گرایش به نگریستن و مشاهده کردن خلوت کسی یا گروهی از اشخاص در وضعیتی نامتعارف. بیماران دیگری هم هستند که تمایل به نمایاندن خود را دارند. این نوع بیماران از نگاه کردن به حریم خصوصی دیگران لذت میبرند یا دوست دارند دیگران زندگی خصوصی آن را ببینند. نگاه کردن از سوراخ کلید، از لای جرز در، از پشت پرده، استفاده از دوربین از پنجره خانه روبه رو و... نمونههایی از این رفتارها هستند که در شکلهای گستردهتر با وجود فناوریهای مدرن، شکل تازهتری گرفتهاند.»
جامعه چشمچران
از سالهای 90 به بعد بخصوص 1995 این اصطلاح برای مطالعه نوعی رفتار اجتماعی نیز از سوی جامعه شناسان به کار برده میشد: چشمچرانی اجتماعی. جامعهشناسان با استفاده از این تعبیر به یک نوع انحراف در اجتماع نظر داشتند. بعضی روانشناسان پیدایش این انحراف عمومی در نگاه را در این میدانند که از نظر فرهنگی افراد در زمان ضروری و به وقت مقتضی با برخی ممنوعها برخورد نداشتهاند. دلیل جذابیت نشریات زرد هم همین است، زیرا ما این امکان را پیدا میکنیم که دیگران را در وضعیتهای غیرمتعارف ببینیم. دیدن امر غیرقابل دیدن به طور معمولی و مشاهده واکنش دیگری در خلوت، جایی که گمان میکند چشمی بر او نمیافتد، دلیل بروز چنین رفتاری است. میل به دانستن آنچه دیگری در پنهان خود مرتکب میشود همان چیزی است که کسی دوست ندارد به آن اعتراف کند. اخبار و شواهد همه نشان میدهد این کشش و جذابیت به جان ما هم افتاده و همان فناوری مدرن به کمک ارضای این میل جدید آمده است.
البته افرادی که دست به این رفتارها میزنند، معمولا خودشان از علت آن باخبر نیستند. اما، هم آنها که چنین فیلمهایی تهیه میکنند، هم آنها که تماشا میکنند، هر دو اسیر نوعی اختلال شدهاند: «وقتی این رفتارها را محکوم میکنیم باید دو طرف جریان را در نظر بگیریم. آنها که دست به سوء استفاده از این امکانات میزنند و آنها که به هر شکل بیننده این جور تصاویر هستند. طبیعی است که اگر متقاضی وجود نداشته باشد چنین رفتارهایی گسترش پیدا نمیکنند.»
در کنار این دلیلها جامع شناسان به دلایل دیگری هم در بروز این رفتارها اشاره میکنند. نسرین عزیزی توضیح میدهد: «در بیشتر موارد این فیلمها از زندگی خصوصی افراد تهیه میشود که بنابر عرف، مذهب و حتی قانون دیگران مجاز به دیدن آن صحنهها نیستند و به این ترتیب کسی که دست به این رفتارها میزند در واقع با آن عرف به تقابل پرداخته. اگر در جامعه غربی، میل به از میان بردن ممنوعیتها، مرز میان حریم خصوصی و عمومی را از بین برده است، در جامعه ما میل به پنهان کردن، عامل شکلگیری این نوع چشمچرانی اجتماعی است. میل به دانستن آن چیزی که دوست نداریم به آن اعتراف کنیم و اتفاق میافتد، کنجکاوی را برای آشکار شدن آن افزایش میدهد؛ در حالی که جامعه ظرفیت چنین چیزی را ندارد و در نتیجه ترس از چنین فناوریهایی روز به روز بیشتر میشود.»
کسانی که حریم خصوصیشان به این شکل برملا میشود، دست به واکنش میزنند. دختری خودکشی میکند و پدری دست به قتل اعضای خانوادهاش میزند. بدترین حالت ماجرا آنجاست کسانی قربانی این ماجرا شوند که تقصیری در اتفاق افتادن آن نداشتهاند، مثل کسانی که برای شنا به یک استخر رفتهاند یا در مهمانی اعضای خانوادهشان شرکت کردهاند. به گفته عزیزی هزینه این اتفاقها همه جای دنیا و بخصوص در جامعه ما برای زنان سنگینتر است: «اخلاق اجتماعی فاش شدن حریم زنان را نمیپسندد و زنان از این نظر آسیبپذیرترند. کنجکاویها و فضولیهای اجتماع میتواند به بهای جان زنی تمام شود که قربانی این رفتارها شده است. به این ترتیب ممکن است این رفتارها حضور آزادانه زنان را در اجتماع محدودتر کنند.»
قانون چه میگوید؟
در مقابل این فناوریها نمیتوان ایستاد؛ مزایایی دارند که همه را به داشتنشان تشویق میکند. بعضیها راههایی برای امنتر کردن استفاده از آنها پیشنهاد میدهند؛ اینکه چطور از اطلاعاتمان نگهداری کنیم که زمینه سوء استفاده از آنها کمتر شود. پلیس و کارشناسان فناوریهای مدرن میگویند باید مراقب بود که عکس، فیلم و اطلاعات شخصی در مکانهای عمومی رها نشود و به دست افراد نامعتمد سپرده نشود. هشدار به کسانی که رایانه و گوشیهای همراهشان را برای تعمیر به دیگران میسپرند یا اطلاعاتشان را بدون رمز و اعتبار امنیتی رها میکنند هشدارهایی از این دست است. اما در عین حال قانون هم برای مقابله با چنین سوء رفتارهایی مواردی را پیشبینی کرده است؛ مثلا طبق قانون تعدی به حریم خصوصی افراد جرم است. اشخاص نسبت به صدا و تصویر خود هم حق دارند. قانون مدنی هم با توجه به دستورات اسلام، ورود بیاجازه به حریم زندگی مردم را جرم تلقی میکند. قانون مجازات اسلامی، در ماده 639، بند (ب) میگوید کسانی که مردم را به فساد یا فحشا تشویق یا موجبات آن را فراهم کنند، به حبس از یک تا 10سال محکوم میشوند. بند (الف) ماده 640 قانون مجازات اسلامی هم در این بند تصریح کرده است هر کس نوشته، طرح، نقاشی، تصویر، فیلم یا به طور کلی هر چیز که عفت و اخلاق عمومی را جریحه دار کند، برای تجارت یا توزیع به نمایش عمومی بگذارد، به مجازات حبس از 3ماه تا یک سال و جزای نقدی از یک میلیون و 500 هزار ریال تا 6میلیون ریال یا 74 ضربه شلاق محکوم خواهد شد.
با همه اینها، این روزها پیدا کردن مجرمان اصلی کار سختی است. در یک مهمانی خصوصی، همه ناگهان گوشی همراهشان را درمیآورند تا از مراسم فیلم و عکس تهیه کنند. معلوم نیست چه کسی ممکن است از روی سادگی یا عمد امکان گسترش و تکثیر این فیلمها و عکسها را فراهم کرده باشد. در مکانهای عمومی بخصوص مکانهای زنانه هم از نظر قانون ورود این نوع وسیلهها ممنوع است اما کنترل صد درصد و مطمئنی وجود ندارد. در حال حاضر افرادی که به استخرهای زنانه مراجعه میکنند موظف هستند گوشیهایشان را تحویل بدهند، اما در حالی که ابزارهای مدرن شکلهای گوناگونی دارند و روز به روز کوچکتر هم میشوند، نمیتوان انتظار داشت همه آدمها کنترل شوند.
بعضی از گروههای تحقیقاتی هم توصیه میکنند باید امکاناتی فراهم کرد تا میزان سوء استفاده از این ابزارها کمتر شود. مثلا در تلفنهای دوربیندار برای جلوگیری از گرفتن عکسهای پنهانی باید فلش پیش فرضی جاسازی شود یا امکانی ایجاد شود که صدای شاتر دوربین قطع نشود و دیگران را از عکسبرداری یا فیلمبرداری مطلع کند. به این راهها هم نمیتوان چندان امیدوار بود، چون در مکانهای شلوغ و پرجمعیت حتی اگر صدایی هم ایجاد شود قدرت مطلع کردن دیگران را نخواهد داشت. در کنار مسوولیت اخلاقی تولیدکنندگان این ابزارها بخش دیگری از راهحل این جریان به استفادهکنندگان از آن برمیگردد و باید فرهنگ استفاده از آن را تغییر داد. شاید هم تنها راه و بهترین راه این باشد که همه چهار چشمی مراقب اطراف و رفتارشان باشند که کسی از حریم خصوصیشان سوءاستفاده نکند!
کسی که اولین دوربین همراه را ساخت
فلیپ کان، مدیر شرکت مستقلی در زمینه فناوری است که اولین دوربین گوشی موبایل را در حالی که همسر او برای به دنیا آوردن دخترشان در بیمارستان بستری بود، ابداع کرد. او وقتی در بیمارستان در انتظار تولد فرزندش بود، فکر کرد چه خوب است عکس فرزندش را برای خانواده و دوستانشان بفرستد، ولی هیچ راه سادهای برای این کار وجود نداشت. بنابراین هنگامی که در اتاق انتظار نشسته بود، شروع به نوشتن برنامهای روی لپتاپش کرد. بعد دستیارش را به فروشگاه فرستاد و از او درخواست دستگاه لحیم، قلع و دیگر وسایل لازم برای اتصال دوربین دیجیتال به گوشی تلفن همراه بخرد.
وقتی سوفی کوچولو به دنیا آمد، کان عکس او را از طریق ارتباطات موبایلی به بیشتر دوستان و آشنایان خود در سراسر دنیا فرستاد. اختراع کان در 1997 شکل گرفت و از آن زمان بود که داشتن گوشیهای دوربیندار به یک پدیده رایج تبدیل شد و به عنوان قدرتی در دست خبرنگاران و افراد فضول قرار گرفت. شرکت شارپ اولین شرکت تجاری فروش گوشی دوربیندار بود که در سال 2000 در ژاپن شروع به این کار کرد.زمانی که فعالیتهای کان حول و حوش نقل و انتقال عکسهای دیجیتال میچرخید، شرکتهای دیگر نیز به توسعه انتقال فیلمهای ویدئویی پرداختند.
اکنون، بعد از گذشت یک دهه، بسیاری از خانوادههای دنیا گوشیهای دوربیندار دارند و دیگر پیدا کردن کسی که گوشی بدون دوربین داشته باشد، کار دشواری است. مطالعات نشان داده است تا پایان سال 2007، 589 میلیون گوشی تلفن همراه دوربیندار به فروش رسیده و این آمار تا پایان سال 2010 به یک میلیارد دستگاه در سراسر دنیا خواهد رسید.
دسترسی گسترده به اینترنت و رشد سایتهایی مشابهYouTube و تاثیر همه جانبه این فناوریها مساله را کمی پیچیده و دشوار میکند، تا جایی که همیشه چشمهایی هستند که شما را ببیند و در واقع افراد، دیگر حریم خصوصی ندارند.کان میداند که دوربین گوشی میتواند در مسیری کاملا منفی و نامتفاوت هم مانند عکس گرفتن از خانمی که لباس نامناسب پوشیده یا جوانهایی که مشغول دعوا کردن هستند به کار گرفته شود و سپس این عکسها از طریق وب یا تلفن همراه بین افراد مختلف توزیع شود.
اما کان میخواهد به جنبههای مثبت و سودآور این فناوری فکر کند و آن را گسترش دهد. او میگوید: «دوربینهای همراه ابزاری هستند که برخی اوقات باعث اثبات حقانیت یک بیگناه میشوند یا اعتبار یک مامور پلیس را تصدیق میکنند.»کان بتازگی داستانهای مختلفی را در مورد مهاجمان و متهمانی شنیده که از موبایلهای دوربیندار میترسند زیرا دیر یا زود عکس چهره متهمان با دوربین موبایل گرفته میشود و آنها بسرعت دستگیر میشوند. کان میگوید: «فکر میکنم استفاده از تلفنهای دوربیندار به مراتب بهتر از حمل اسلحه گرم است.» همچنین وقتی کان فیلم ویدئویی اعدام دیکتاتور عراق را دید، گفت: «این ابزاری است که به آشکار شدن حقیقت کمک میکند.» کان همچنین فکر میکند تکامل تدریجی دوربینهای موبایل، تازه آغاز شده است.
نعیمه دوستدار
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: