محمدرضا شالبافان

سمت سرازیر پایتخت

«احسان قدیمی» از شاعران کم ادعا و سختکوش اسلامشهری است که شاید نامش برای بسیاری از اهالی غزل چندان آشنا نباشد.
کد خبر: ۲۷۶۲۶۱

این شاعر جوان، امسال مجموعه 31 غزل خود را با عنوان «سمت سرازیر پایتخت» روانه بازار کتاب کرده است تا نامی برای خود در میان جوانان جویای نام دنیای غزل دست و پا کند.

«سمت سرازیر پایتخت» بدون هیچ تردید، از جنس آن کتاب‌هایی نیست که شاعران جوان، برای ادای دین به روزهای پرشور نوجوانی خود و عشق‌های از دست رفته به چاپ می‌رسانند. زبان غزل‌های این مجموعه، زبان آشنایی است که به گمان من، بیش از هر چیز وامدار جریان موسوم به غزل گفتار در دهه گذشته است که تلاش کرد بیش از پیش زبان غزل را ساده و نیمه محاوره‌ای کند. این تاثیرپذیری حتی گاهی سبب می‌شود حروف اضافه در شکل محاوره‌ای خود وارد غزل‌ها شوند یا گاهی شاهد اصطلاحاتی هستیم که خاستگاهی جز ادبیات عامیانه ندارند.

ظرف‌‌های گرسنه هر شب، طعم بغض گرفته‌ای می‌داد
بچه‌ام روی گاز جا مانده، مادرم پشت قاب عکس افتاد

او البته در همین میان گاهی به نوعی با زبان، زورآزمایی می‌کند و بخوبی به حرکت‌های زهی در عمق زبان روی می‌آ‌ورد و تلاش می‌کند با استفاده از ترکیباتی که از دو جنبه شکل گرفته‌اند، تسلط خود را به مخاطب نشان دهد.

این سر به درد شانه شمشیر می‌خورد
گیسو رها نمی‌کند این کوچه بی شما

البته گاهی هم سادگی زبان سبب می‌شود که شاعر به ورطه توضیح واضحات بیفتد و مخاطب خود را دست کم بگیرد. برای مثال در بیت زیر، مصرع دوم جایی برای عرضه ندارد.

می‌نشینم دوباره می‌خوانم آخرین نامه و داعت را
گفته بودی که می‌روی فردا می‌سپاری مرا به تنهایی

جالب اینجاست که در میان، غزل‌های این کتاب، تنها چهار غزل مردف به چشم می‌خورد. به نظر می‌رسد این کم‌ توجهی به ردیف، در راستای شکل‌گیری روایت مورد علاقه شاعر است. روایتی که به نظر می‌رسد نقطه اتکای اصلی شاعر در «سمت سرازیر پایتخت» برای شکل‌گیری فردیت ادبی اوست.

اما نکته پایانی آن که علی‌رغم نکات مثبتی که در مجموعه غزل «سمت سرازیر پایتخت» به چشم می‌آید و به گمان نگارنده آن را از متوسط مجموعه‌های غزلسرایان جوان بالاتر برده است، گاهی در غزل‌های قدیمی شاهد آن هستیم که غزل‌ها، از جنبه‌های مختلف بیش از حد به آثار سردمداران جریان غزل متفاوت یا پست‌مدرن نزدیک می‌شود و می‌توان به این باور رسید که قدیمی با این مجموعه اگرچه نام خود را بر میان این جماعت به ثبت می‌رساند، اما تا پارو زدن در این قایق پر تلاطم فاصله دارد. او هنوز مسافر این جریان است. اگرچه در چند غزل نشان داده است که اگر حضوری پررنگ‌تر و جراتی دندان‌شکن‌تر داشته باشد می‌تواند به این تابلوی هزار رنگ یعنی همان غزل متفاوت نقشی در خور اضافه کند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها