در این نشست که قرار بود از بین رشتههای بیسبال، گلف،کاراته، رولر اسپرتس، راگبی، سافت بال و اسکواش تنها 2 رشته کاندیدای حضور در المپیک 2016 باشند، راگبی و گلف با حداکثر آرا به عنوان 2 رشته پیشنهادی حضور در المپیک معرفی شدند. این در حالی است که پیشتر در نشست اعضای انجمن بینالمللی رسانههای ورزشی AIPS که با حضور 305 روزنامه نگار از 83 کشور برگزار شد، کاراته با 120 رای و راگبی با 111 رای به عنوان 2 رشته صاحب صلاحیت برای حضور در المپیک 2016 انتخاب شدند و گلف با 94 رای در جایگاه سوم قرار گرفت.
با اینکه پیشنهاد حضور این 2 رشته مراحل اولیه خود را طی میکند و تصمیم نهایی قرار است در 9 اکتبر برابر با 17 مهر امسال اتخاذ شود، ولی همچنان به نظر میرسد کاراته هیچ شانسی برای حضور در المپیک 2016 نخواهد داشت. این در حالی است که گلف با نزدیک به یک قرن غیبت (1904 آخرین حضور گلف ) در المپیک مجدد جواز حضور در این پیکارهای مهم را دریافت کرده است و خود را برای حضوری قوی در این پیکارها آماده میکند.
البته از طرفی شنیده میشود شورای عالی المپیک درصدد است رشتههایی که از منشور المپیک فاصله دارند را از دور بازیها خارج و رشتههای تفریحی را جایگزین کند که اگر این تصمیم صورت واقعی به خود بگیرد تکواندو نیز باید از المپیک خداحافظی کند و عطای بزرگترین رخداد ورزشی دنیا را به لقایش ببخشد. به هر حال باید دید چه نقصانی در این رشته پر طرفدار و مغرور وجود دارد که به گفته بهزاد کتیرایی، رئیس پیشین فدراسیون کاراته کشورمان مسوولان خودخواه فدراسیون جهانی نه تنها باید آرزوی حضور آن را در المپیک بدست فراموشی بسپارند، بلکه از پیکارهای مهمی چون بازیهای آسیایی نیز کنار گذاشته میشوند. البته کتیرایی در اظهار نظر دیگری در این خصوص مدیریت مستبدانه رئیس و دبیر فدراسیون جهانی را بزرگترین دلیل ناکامی کاراته در دستیابی به المپیک میداند. وی در این خصوص میگوید: اسپینوز و یارانش به فدراسیونهای ملی به چشم مستعمره خود نگاه میکنند و در مدیریت جهانی تنها به دنبال منافع شخصی و اقتصادی خود هستند. اسپینوز و تومی موریس با دستکاری قوانین داوری کاراته، کاری کردند که دیگر بانوان محجبه به هیچ عنوان نتوانند در مسابقههای رسمی شرکت کنند. خب مشخص است که این رشته با چنین مدیرانی جایی در المپیک نخواهد داشت. عملکرد نژادپرستانه و مدیریت غیر منطقی تاوان سنگینی چون محرومیت از معتبرترین رویدادهای جهانی و قارهای را نیز در بر دارد و در این ارتباط فدراسیون جهانی باید پاسخ منطقی به جامعه بزرگ کاراته ارائه کند.
باید دید آیا اسپینوز اسپانیایی و تومی موریس صهیونیست میتوانند برای سر پردرد کاراته چارهای بیندیشند؟ یا باید کاراته کاها را به عنوان بزرگترین قربانی مدیریت ناکارآمد فدراسیون جهانی قلمداد کرد؟
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم