در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«سوپراستار» آخرین ساخته تهمینه میلانی اثری است که از آثار اخیر سازندهاش فاصله شگرفی گرفته و فضا و تم قصهاش بهگونهای است که تفاوت نگاه و نگرش فیلمساز بخوبی حس میشود.
سوپراستار داستان هنرپیشه مشهور سینماست (کورش زند با بازی خوب و قابل توجه شهاب حسینی که اتفاقا برایش سیمرغ جشنواره فجر را به همراه داشت) که در منجلابی از خودشیفتگی و غرور و خودخواهی غرق شده و با پیدا شدن سرو کله دختری نوجوان زندگی و دریچه نگاه آن تغییر میکند. فیلم به خودخواهی و خودبزرگ بینی آدم ها می پردازد، انسان هایی که تغییر و تحول مستلزم وجود آنهاست.
«سوپراستار» با بدقلقی های هنرپیشه یک فیلم آغاز می شود، بازیگری سرکش که هیچکس و مقامی از اکیپ فیلم برایش مهم نیستند و هوش و حواسش تنها به دخترانی است که پشت صحنه جمع شدهاند و خواهان عکس و امضای یادگاری هستند، پس از معرفی شخصیت و پرداخت آن با فصل دیگری از زندگی کورش مواجه میشویم که دختران شیفته سینما، بازیچه او شدهاند، افرادی که با تفکری سطحی، شیفته شهرت انسانی خودشیفته شدهاند. فیلمساز میخواهد باتجزیه و تحلیل روانشناختی خود، قهرمان تبدیل شده به ضدقهرمان قصه خود را به سرچشمه سرشت و زندگی باز گرداند. سوپر استار در سینمای ایران اتفاق نیست نه در محتوای فیلم و نه در ساختار آن اتفاق خاصی نیفتاده است، اما قصه فیلم، قصهای است که می توانست با پردازش بیشتر تبدیل به یکی از آثار مانای سینمای ایران باشد، حداقل در آن تقسیمبندی ابتدایی این مطلب، سوپراستار میتوانست جزو خوبهای دسته دوم قرار گیرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: