به گزارش واحد مرکزی خبر ؛ براساس این کیفرخواست کیان تاجبخش متهم است به :
اقدام علیه امنیت کشور از طریق عضویت در شبکه اینترنتی مربوط به گری سیگ عضو سازمان سیا و عناصر بیگانه درجهت تحریک مردم به آشوب و اغتشاش در انتخابات ریاست جمهوری ، جاسوسی و ارتباط با عناصر بیگانه علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران، قبول سمت مشاوره بنیاد برانداز سوروس در ایران در جهت طراحی براندازی نرم علیه نظام جمهوری اسلامی ایران، فعالیت تبلیغی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران از طریق شرکت در تجمعات غیرقانونی و ایجاد شبهه جعل و تقلب در نتیجه انتخابات و سلب اعتماد عمومی نسبت به حاکمیت و مراجع رسمی کشور، اخلال در نظم عمومی از طریق بلوا و آشوب و حرکات غیرمتعارف و ایجاد ترس و وحشت در جامعه.
دفاعیات یحیی کیان تاج بخش
مشروح دفاعیات این متهم به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
بنده یحیی کیان تاج بخش، متولد تهران، سال1340 فرزند سیروس هستم.
در این هنگام قاضی پرسید: اتهامات شما در پنج بند قرائت شد، اگر لازم است بند بند قرائت کنم و اگر لازم نیست دفاعیات خود را شروع کنید.
تاج بخش پاسخ داد: اگر ریاست دادگاه اجازه دهد یک عرایض کلی دارم که تا وکیل محترم به جایگاه بیاید عرض کنم:
وی گفت : قبل از پرداختن به یک بحث کلی در مورد فرآیند براندازی نرم باید بگویم که اغتشاشات اخیر یک اتفاق نبوده بلکه یک برنامه ریزی دراز مدتی است که از زمان پایان جنگ تحمیلی و تأسیس دولت سازندگی شروع شده و هدف آن خدشه دار کردن نظام ولایت فقیه و مردم سالاری دینی بوده است.
وی خطاب به رئیس دادگاه گفت : من به علت اینکه در خارج از کشور بزرگ شده ام با بعضی جمله بندی ها شاید نتوانم مطلب کامل را ادا کنم بنابراین از شما عذرخواهی می کنم.
قاضی صلواتی پاسخ داد: اشکال ندارد، مشکلی نیست، متوجه می شوم.
تاج بخش دوباره گفت: اگر اجازه هست فرصت بیشتری به من داده شود.
قاضی صلواتی پاسخ داد: فرصت به اندازه کافی داده می شود.
تاج بخش سپس صحبت های خود را ادامه داد و گفت: لازم می دانم بگویم بنده مشاور سابق بنیاد سوروس بودم که البته دو سال است که از آن جدا شده ام.
وی افزود: وظیفه خود می دانم که بعد از مطالعه بیشتر و برای روشن شدن وقایع اخیر برای روشن کردن (افکار) مردم ایران و پیشبرد منفعت مملکت به بعضی وقایع اخیر بپردازم تا از بروز چنین وقایعی در آینده جلوگیری شود. عرض کردم اغتشاشات اخیر یک اتفاق ناگهانی نبود بلکه نتیجه یک برنامه ریزی درازمدت بود که از پایان جنگ تحمیلی شروع شد و هدف آن حمله و تضعیف نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران بود.
تاج بخش گفت : اما با استفاده از انتخابات دوره دهم این پروژه براندازی نظام کلید خورد اما با هوشیاری مردم، مسئولان و به ویژه مقام معظم رهبری ، ناکام ماند و شکست خورد. اما در این فاصله کوتاه از محضر دادگاه درخواست می کنم تا به برخی از حقایق پرداخته شود تا از بروز چنین وقایعی در آینده جلوگیری شود.
وی افزود: مستحضرید در کشورهایی که امریکا در آن حضور رسمی دارد عامل اصلی پیشبرد منافع آمریکا در حوزه تغییر رژیم ، وارد کردن دموکراسی غربی یا به نحوه دیگر پروژه براندازی نرم به عهده یک نهاد به عنوان ان ئی دی که مخفف صندوق حمایت از دموکراسی است، می باشد.
تاج بخش گفت : اما در کشورهایی مانند ایران که امریکا در آن حضور رسمی ندارد، این برنامه پیشبرد منافع امریکا از حوزه های دیگری پیگیری می شود که این حوزه ها عبارتست از:
1- حوزه های پنهان که شامل سرویس های اطلاعاتی مانند سیاست.
2- حوزه های نیمه پنهان مانند مرکز ویلسون در واشنگتن که از یک سو به سرویس های اطلاعاتی امریکا وابسته هستند و از سوی دیگر کاملاً با دولت امریکا در ارتباط هستند و تحت پوشش فعالیت های تبلیغاتی، علمی و سمینارهای دانشگاهی، این برنامه های براندازی را جلو می برند.
3- حوزه بنیادها و نهادهای کاملاً آشکار مانند بنیادهای کاردیگلی، راکی فلر، کالر و به ویژه سوروس است.
وی اضافه کرد : البته باید به این نکته توجه داشت که تمامی این سه حوزه در شرایطی مانند ایران و دیگر کشورهایی که در آنها انقلاب رنگی رخ داده است، ایفای نقش می کنند و به علاوه باهمدیگر هماهنگ هستند.
وی خطاب به ریاست دادگاه گفت : می خواهم بحث کلی براندازی نرم را در 7 لایه یا 7 بعد تشریح کنم. این فرآیند براندازی نرم دارای 7 پله یا بعد است که من به ترتیب انها را می شمارم:
1- شناسایی و جذب نخبگان که این شامل شناسایی افراد و نخبگانی است که علاقه مند به همکاری با نهادهای حوزه های مختلف امریکایی و اروپایی همراه هستند.
2- شبکه سازی و نهادسازی از طریق معرفی پروژه های عملیاتی که یکی از این اهداف معرفی پروژه ها، وصل کردن نخبگان به توده هاست.
3- از طریق کارگاه های آموزشی، جزوه های مختلف، مطالب پژوهشی، نتایج سمینارها و نشست های مختلف آن شبکه و آن نهادسازی که در واقع شکل این شبکه را می سازد با یک محتوا پر می کند که این محتوا همسو و هم جهت اهداف درازمدت براندازی یا حداقل تغییر رژیم به سوی منافع دموکراسی امریکایی است.
4- پله چهارم در این فرآیند کلی براندازی، حمله به پایه ها و ستون های نظام است که از طریق سه عملیات اجرا می شود؛
الف- از طریق مشروعیت زدایی به این معنی که به باورها و اعتقادات مردم حمله و از طریق تضعیف این باورهای مقدس، پایه های نظام تضعیف می شود.
ب- اعتبار زدایی از طریق ناکارآمد جلوه دادن مسئولین و دولت؛ اعتبار دستگاه های دولتی و نظام در چهره های مردم کاسته و ضعیف می شود.
ج- عملیات اعتماد زدایی از طریق شایعه پراکنی، تهمت زدن و اینکه مسئولین دروغ می گویند یا صلاحیت ندارند یا مراجع رسمی کشور حتی برای شمارش آرا و برگزاری انتخابات صلاحیت ندارند که این بخش با هدف ایجاد تنفر در مردم نسبت به مسئولین و دولت ایجاد می شود.
تاج بخش افزود: هدف از این سه نوع عملیات سست کردن ستون ها و ارکان نظام است.
این چهار پله اول ، فرآیند کلی براندازی نرم در واقع زمینه سازی برای رسیدن به یک هدف خاصی است.
5- پله پنجم ، دو قطبی ساختن جامعه است؛ دو قطبی ساختن جامعه منجر به ایجاد شکاف بین مردم و جامعه می شود که این مورد با هدف جا به جایی افکار که در واقع از سرمایه اجتماعی، سنتی، دینی و مقدس سلب و از طریق استفاده سرمایه اجتماعی مدرن ، لیبرال و غرب تقویت می شود و نیروهای مخالف نظام جذب می شوند و در مقابل نظام سنتی و مقدس جمهوری اسلامی ایران مقابله می کنند.
وی اضافه کرد : اما می رسیم به پله ششم، پله نهایی؛ که این مربوط به فرآیند انتخابات است که البته مسئله انتخابات دو شکل دارد: در شکل اول در صورتی که نیروهای ضد نظام و مخالف، موفق به پیروزی در انتخابات هستند وارد دولت می شوند و از درون حکومت، از استفاده کردن از ابزار قانون، به سمت تغییر جامعه و ارزش های سنتی حرکت می کنند.
تاج بخش اضافه کرد : نمونه چنین حرکتی را ما با آقای گورباچف در روسیه مشاهده کردیم.
یحیی کیان تاج بخش در ادامه دفاعیات خود گفت: نافرمانی مدنی با دعوت کردن مردم برای تجمع در خیابانها و شرکت در راهپیمایی های غیرقانونی و بدون مجوز که به اغتشاشات خشونت بار و بهم ریختگی امنیت جامعه منجر می شود صورت می گیرد.
وی افزود : هدف از نافرمانی مدنی فشار آوردن به نظام است تا از طریق غیرقانونی عقب نشینی کند و در نهایت از این طریق جابجایی قدرت شکل بگیرد.
تاج بخش افزود: حال که این فرایند کلی هفت گانه شیوه براندازی را برای دادگاه محترم عرض کردم به تحلیل 3 جریان برانداز در ایران در دو دهه گذشته می پردازم.
تاج بخش گفت: پس از پایان جنگ تحمیلی شاهد سه نوع جریان و شیوه براندازی بودیم که عبارتند از 1-استحاله فرهنگی 2- استحاله سیاسی و 3- نافرمانی مدنی یا آنچه که به انقلاب های مخملی و رنگی معروف است.
وی در بیان مصادیق این شیوه ها گفت: در دوره دولت سازندگی شاهد شروع برنامه استحاله فرهنگی بودیم .
در همان زمان از طریق شهرداری تهران، تاسیس روزنامه همشهری، جذب نخبگان به سوی معرفی ارزش های جدید مدل شهری حرکت می کند که نهایتاً از طریق همین ارگان از دولت اصلاحات حمایت می شود.
تاج بخش گفت: مصداق دوم این است که از طریق شهردار وقت آقای کرباسچی یک شیوه جدید فرهنگی برای مدیریت شهری تهران ارائه شد که بعداً برای همه شهرهای بزرگ ایران در نظر گرفته می شود.
وی افزود: تاسیس فرهنگ سراها، دفتر پژوهش های فرهنگی و خانه هنرمندان که مستقیم از طرف شهرداری تهران (وابسته به دولت سازندگی) حمایت مالی و سازمانی می شد.
تاج بخش گفت: این نهادها قرارگاه روشنفکرانی مانند دکتر رامین جهانبگلو و مکانی برای اشاعه تفکر دموکراسی کاملا غربی، سکولاریسم و لیبرالیسم می شود.
وی تصریح کرد : آنچه مهم است و شواهد نشان می دهد این است که برنامه هایی در زمان دولت سازندگی اتفاق می افتد با حمایت بنیادهای آمریکایی مانند بنیاد جستجو، کارنگی، سوروس و صندوق حمایت از دموکراسی NED که به طور مستقیم حمایت و پشتیبانی می شد.
وی افزود: همه استادان خارجی که از نمایندگان مهم تفکر دموکراسی، منتقدان مهم نظام دینی و مبلغان جدایی دین از حکومت بودند از اروپا و آمریکا دعوت می شدند و در سالن های عمومی که از دانشجویان، نخبگان و مردم به طور گسترده دعوت می شد دیدگاههای خود را در قالب سخنرانی، کتاب، مقاله و غیره تبلیغ می کردند.
تاج بخش با بیان اینکه در واقع این یک فرایند نهادینه شده دراز مدت بود که چندین سال ادامه داشت به مصادیق دیگر براندازی اشاره کرد وگفت: سفرهای عطریانفر به دعوت بنیاد سوروس به نیویورک و ملاقات مستقیم با آقای سوروس یکی از نقاط عطف شروع همکاری جریان داخلی با جریان خارج از کشور بود.
وی افزود: راه اندازی مجله گفتگو که نماینده جناح چپ سکولار ایران شناخته می شد و مفاهیمی چون جامعه مدنی، دموکراسی غربی و لیبرالیسم را معرفی می کرد این مجله خودش را نماینده این نوع تفکر به جامعه عرضه می کرد.
تاج بخش اظهاراتش گفت: نقد اقتصاد ناکارآمد در دولت جمهوری اسلامی و پیشبرد خصوصی سازی با این جهت گیری که دولت ، ناکارآمد جلوه کند و جا برای بخش خصوصی بین المللی باز و در کشور نفوذ شود از برنامه های این تفکر بود.
وی تاکید کرد: در نهایت این نوع فرهنگ سازی و استحاله فرهنگی به مصداق دو قطبی سازی تهران و شهرهای بزرگ دیگر انجامید، به این معنی که از طریق ارزش هایی چون جهانی سازی و مصرف گرایی شاهد شکاف بین جامعه بالاشهری و تحقیر جامعه پائین شهری ، سنتی و روستایی باشیم.
وی افزود: ارزشهای مصرف گرایی با ورود کالاهای خارجی به تغییر رفتار در نسل جوان و تغییر در گزینش های سیاسی و اجتماعی آنان منجر شد.
تاج بخش در ادامه خطاب به ریاست دادگاه گفت: پس از تأسیس دولت اصلاحات در 2 خرداد 76 شاهد یک تغییر در شیوه و شکل براندازی هستیم که از شیوه های استحاله فرهنگی به توسعه سیاسی یا همان استحاله سیاسی تغییر می کند.
وی افزود: ادامه فعالیت افراد سرشناس جریان های سیاسی سازندگی و احزاب دوره اصلاحات ، همکاری و حمایت برخی مسئولان جمهوری اسلامی از جمله نماینده ایران در سازمان ملل ، فعالیت چهره های سرشناس دانشگاهی و سیاسی حاشیه امنی برای این فعالیت ها ایجاد کرد و به همکاری بین عناصر داخل و خارج از کشور منجر شد.
تاج بخش گفت: این امر موجب نبود حساسیت نظام به اهداف دراز مدت این برنامه ها شد و در واقع می شود گفت این نبود حساسیت حاشیه امن برای نیروهای بیگانه به ویژه آمریکایی موجب شد تا آنها از دو در وارد ایران شوند..
یحیی کیان تاج بخش ادامه داد : در دوران اصلاحات بنیادهایی مانند سوروس به طور آشکار با همکاری برخی مسئولان و دعوتهای رسمی در ایران فعالیت خود را آغاز کردند.
وی افزود: در اینجا برخی از مصادیق این نوع فعالیتها در دوره اصلاحات را بیان می کنم.
1 مذاکرات پنهان با عنوان تراک تو ( ردیف دو ) که چهره های سیاسی آمریکایی و ایرانی در کشورهای اروپایی برای تبادل نظر و هماهنگی برنامه های خود جلسات متعددی برگزار می کردند ؛ البته باید به این موضوع توجه کنیم که حمایت مالی و سازمانی از این برنامه از طریق بنیاد راک سلر و سوروس نشانه جهت گیری و اهداف درازمدت برای این برنامه ردیف دو است.
یکی از اولین نمونه های برگزاری این ارتباط سفر عطریانفر به بنیاد سوروس قبل از سال 76 است که نهایتاً به ملاقات مستقیم سید محمد خاتمی همراه با آقای ظریف با آقای سوروس در نیویورک منتهی شد بنا بر این این اقدام یک ارتباط مستمر بوده است.
2 ترویج الگوی دموکراسی غربی در زمان دولت اصلاحات از طریق معرفی شوراهای انتخاباتی اسلامی شهر و روستا با هدف سیاسی کردن فضای شهر و شوراها که البته تحت عنوان تقویت جامعه مدنی و سیاسی کردن این نهاد مردمی و نیز دور کردن آن از مبانی قرآنی اش بوده است.
وی گفت : بیش از دو دهه دوری از مملکت در سال 77 که وارد ایران شدم از طریق همکاران جناب آقای تاج زاده که در آن زمان معاون سیاسی وزارت کشور بود برای حضور در مراسم سخنرانی درباره توسعه شهری دعوت شدم اما در حالی که نه لباس رسمی ، نه یادداشتی برای سخنرانی و نه تسلط به زبان فارسی داشتم تاج زاده از من دعوت کرد تا سخنرانی کنم به صورت فلبداهه با توجه به آنکه آن زمان عضو هیأت علمی دانشگاه نیویورک و مسئولیت تدریس مدیریت شهری را داشتم مسائلی را که به نظرم ارزش یادداشت کردن را نداشت مطرح کردم اما دیدم که همه حضار آنرا مانند دیکته یادداشت می کنند بعداً متوجه شدم که این یک عادت در ایران است و تاج زاده نیز گفت: این مطالب را پس فردا به طریقی خیلی بهتر در یک سخنرانی استفاده می کنم.
تاج بخش افزود: استنباط من این است که مطالبی که در این جلسه گفتم درباره برگزاری دموکراسی غربی در ایتالیا از طریق سیاست های تمرکززدایی بوده است.
وی اضافه کرد : سیاست های تمرکز زدایی که البته حوزه علمی تفویض اختیارات از دولت مرکزی به شهرداری ها یا شوراها به عنوان تمرکززدایی شناخته می شود و متوجه شدم که دولت اصلاحات این برنامه را برای اجرای اولین انتخابات شوراها در پیش دارد استفاده می کند.
3 ترویج و تعمیق تفکر غربی تفکر سرمایه اجتماعی.
تاج بخش گفت : چندی پس از ارائه این سخنرانی در وزارت کشور از طریق احزاب سیاسی از من دعوت شد از طرف دکتر حجاریان که آن زمان در مرکز استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت بود مطلبی واضح تر در باره سرمایه اجتماعی ارائه دهد.
وی افزود : آن جا به کتاب پاتنا که از سرشناس ترین اساتید علوم سیاسی آمریکاست و کتاب آن به عنوان پایدار ساختن دموکراسی از طریق جامعه مدنی بود محتوای آن کتاب را تشریح کردم و علاقه خود را برای پیگیری پژوهش به تحقیقات دانشگاهی در این حوزه توضیح دادم.
تاج بخش اضافه کرد: پس از پایان سخنرانی که تعداد زیادی از استادان و افراد دیگر حضور داشتند حجاریان گفت این مطلب برای چارچوب جدید سرمایه اجتماعی مفید است زیرا دوره سرمایه انقلابی به پایان رسیده است و الان باید سرمایه اجتماعی نوین را جایگزین آن کنیم.
وی افزود : یکی از اهداف سرمایه اجتماعی از دید لیبرالی و غربی تقویت جامعه مدنی به عنوان قرارگاه سازمانهای غیردولتی مستقل و جدا از حکومت بود که نهایتاً با ظرفیت سازی این نهادهای غیردولتی برای مقابله با حکومت و نظام از طریق شیوه های مختلف مانند نافرمانی مدنی استفاده می شود.
تاج بخش گفت : با همکاری چهره های سرشناس مانند حجاریان نه تنها کتاب آقای پاتنا مستقیماً از طریق وزارت کشور به فارسی ترجمه و چاپ شد بلکه از طرف دفتر پژوهشهای فرهنگی که از جریان سازندگی حمایت می شد به من سفارش دادند تا کتاب مرجع دیگری درباره سرمایه اجتماعی تدوین کنم تا مرجعی باشد برای ورود این بحث در ایران.
وی افزود : با همکاری چهره های مختلف سیاسی و دانشگاهی موضوع سرمایه اجتماعی به تصویب مجلس ششم رسید.
تاجبخش در ادامه گفت: مصداق چهارم هم این بود که با همکاری مستقیم دولت دوره اصلاحات بنیاد سوروس موفق شد با وزارت بهداشت در ایران قرارداد یک طرح همکاری منعقد کند و بیش از 100 میلیون تومان از بنیاد سوروس در نیویورک به حساب وزارت بهداشت ارسال شد.
وی افزود : اگرچه طرحها بعضا در سطح کارشناسی ارزشمند هستند و از این طریق نخبگان را جذب می کنند، اما برای مدیران بنیادهایی مانند سوروس و راکفلر اهداف درازمدت یافتن جایگاهی برای این نهادها در ایران بوده است.
تاجبخش گفت : مصداق پنجم در دوره اصلاحات فعالیت گسترده سازمان های غیردولتی است که در حوزه های مختلف مانند فرهنگ، حقوق بشر ، حقوق زنان ، رسانه و غیره با معرفی طرحهای مختلف مستقیما به تقویت نهادهایی می پردازند که ارزشهای حقوق بشر غربی را دنبال می کنند .
وی گفت: علاقه دارم سندی را به دادگاه عرضه کنم که نشانه همکاری بنیادهای آمریکایی با بنیادهای برخی کشورهای اروپایی است.
متهم افزود : این سند مربوط به موسسه هیووس هلندی است که نشان می دهد بین سالهای 2003 تا 2006 در بیش از 9 پروژه مستقیما و رسما با ان جی او های ایرانی همکاری و حمایت مالی داشته اند که در مقدمه این سند انتقاد مستقیم از غیر انسانی و غیرآزاد و مجرمانه بودن جمهوری اسلامی به عنوان توجیه اجرای این برنامه آمده است.
وی گفت: بخشی از این سند مربوط به قسمتی است که هیووس در ایران به طور مستقیم در چند نمونه از حمایت ها از سازمان های غیردولتی در راستای تحقق دمکراسی غربی و لیبرالیسم و تحقق حقوق بشر غربی در ایران حرکت می کند.
تاجبخش اضافه کرد : من به دو سه نمونه از این موارد اشاره می کنم 1- تبادل دانشگاهی بین دانشکده روابط بین الملل در تهران و دانشگاه آمستردام برای بحث درباره سیاست های خارجه 2- حمایت برای شرکت زنان در کنفرانس زنان با حمایت افراد ایرانی تبار مقیم هلند در راستای تحقق حقوق زنان در قالب حقوق بشر اروپایی و آمریکایی و نمونه مهم حمایت مستقیم از سازمانی به نام کنش گران که به صراحت در این سند آمده است.
وی گفت: این سند متعلق به سازمانی است که بعدا ابزار پوششی برای بنیاد سوروس شد اما من این جمله را که خواندم واقعا تنم لرزید چون نوشته صراحتا هدف نهایی این پروژه های ما تغییر نظام در ایران به دمکراسی است که منظور این جا دمکراسی غربی است.
وی گفت: در پایان می خواهم چند نکته درباره تفاوت این دمکراسی بگویم که بعد از چند سال مطالعه و تامل روی اشتباهات خود و همکاری در سالهای گذشته با این نهادها به این نتیجه رسیدم که بین دمکراسی غربی و نظام ولایت فقیه و مردم سالاری دینی تفاوت عمده و جوهری وجود دارد و تعارض عمیقی دارند که اینها در واقع قابل جمع نیستند.
تاجبخش گفت: از طریق بنیاد هیووس ، رسانه گویا با اعتبار بیش از 300 هزار یورو یعنی بیش از 400 میلیون تومان برای راه اندازی یک شبکه ماهواره تلویزیونی و سایت منتقد نظام اقدام کرد و در نهایت کمک به موسسه ای به نام مرکز کارورزی که در راستای تحقق حقوق زنان در قالب پروژه پکن اقدام می کرد.
وی اضافه کرد.. در نهایت با حساس شدن نظام نسبت به فعالیت بنیاد سوروس در ایران این بنیاد از طریق بنیاد هیووس به عنوان یک ابزار پوششی استفاده کرد که اعتبارات بنیاد سوروس و دیگر بنیادهای آمریکایی به هیووس داده شود و هیووس به این نهادها در داخل ایران کمک کند و این کمک ها وسیله ای شد تا سفرهای متعددی از مدیران این تشکل ها به آمریکا و جاههای دیگر برای شرکت در کارگاههای آموزشی برای نافرمانی مدنی که بخشی از فرآیند براندازی نرم است صورت بگیرد.
متهم گفت : مصداق نهایی آن هم ورود مدیر ارشد بنیاد سوروس به ایران در سال 81 - 82 به دعوت رسمی وزارت امورخارجه بود که ورود آقای ریکتر به ایران باعث شد فرصتی پیدا کند که با چهره های دولتی و غیردولتی ملاقات کند و با پیشنهاد پروژه های مختلف کارهای محلی در ایران شروع شود.
وی افزود: بعد از اتمام شیوه دوم که در واقع شیوه استحاله سیاسی است می توانیم به دوره انتخابات دهم بپردازیم. پله هفتم جریان براندازی این بود که نیروهای مخالف نظام از طریق پیروزی در انتخابات به داخل حکومت و داخل قدرت نمی توانند دسترسی پیدا کنند بنابراین از شیوه نافرمانی مدنی استفاده می کنند و ما می بینیم که با تاکتیک های کاملا شناخته شده مانند اعلام زودهنگام پیروزی رقیب آقای احمدی نژاد از شبهه انداختن در اذهان عمومی درباره صلاحیت آرا ، دعوت مردم به تجمع، پافشاری روی مسئله تقلب و دروغگویی ، زیر سوال بردن مراجع رسمی همان تاکتیک ها و شیوه هایی است که در چندین سال گذشته در کشور هایی مثل صربستان ، گرجستان و اوکراین مشاهده شد و می بینیم که در همه آن کشورها نهادهایی مانند ان ایی دی ، کارنگی و سوروس نقش داشته اند.
وی افزود : ایران در دهمین دوره ریاست جمهوری نمونه دیگری از همین پروژه بود البته به علاوه تاکتیک های جدید مانند استفاده از رسانه های گسترده بویژه شبکه تلویزیونی بی بی سی فارسی که عملا به مسئله ضدانقلابی و ضدنظام دامن زد و مردم را تشویق و در اذهان اختلال ایجاد کرد.
تاجبخش گفت: در این دوره دهم می بینیم که هر سه شیوه به نوعی ادغام شده اند هم جریان سازندگی هم جریان اصلاحات و هم جریان نافرمانی مدنی یعنی در واقع مسئله فرهنگی، سیاسی و نافرمانی مدنی با هم همکاری داشتند و دست به این اغتشاشات زدند که با هوشمندی مسئولان و مقامات بویژه مقام معظم رهبری پیروز نشدند.
تاجبخش گفت: اینجانب نه تنها خود را قربانی و فریب خورده برنامه های آمریکا می دانم بلکه سایر متهمان دستگیر شده را هم قربانی نقشه های دشمنان قسم خورده انقلاب می دانم.
وی افزود : من از تجربه و شناختی که داشتم وظیفه خود دانستم برای آگاهی مردم و برای منافع ملی و استحکام نظام این ابعاد مختلف را باز کنم اما از محضر دادگاه تقاضا دارم از بروز این نوع وقایع در آینده جلوگیری شود.
این متهم گفت: همچنان که مستحضرید ریشه های اصلی این اغتشاشات در بیرون مرزها پیدا می شود و این برنامه کوتاه مدت نیست.
وی در ادامه چند پیشنهاد را به این شرح مطرح کرد.
1- برای پیشگیری از فریب خوردگی افراد از برنامه هایی که در جاهای دیگر طراحی شده است باید برای مردم روشن کرد که اهداف ضدانقلابی این نهادهای خارجی چیست؟ و بویژه بنیادها چه پوششی و چه غیرپوششی چه دولتی و چه غیردولتی آمریکایی و برخی همراهان اروپایی که تحت پوشش فعالیت های علمی ، پژوهشی و دعوت به سمینارها یا میزگردهای مختلف اهداف درازمدتشان باید برای مردم روشن شود.
2- مقامات ممنوع کنند قابلیت ارتباط بین مراکز داخلی اعم از دولتی و غیردولتی با بنیادهای خارجی را و همچنین ممنوع کردن دریافت حمایت های مالی از این نهادها و مراکزی که منفعت آنان فقط به پیشبرد بیگانگان کمک می کند.
وی گفت: اگر پیشگیری نشود در آینده متاسفانه افراد دیگری مانند بنده و دیگران در این دادگاهها حاضر خواهند شد که از اهداف پنهان فعالیت نهادهای خارجی باز هم فریب می خورند.
تاجبخش گفت : بنده برنامه های براندازی نرم و اقدامات آمریکا برای تغییر رژیم را به هر نحوی در ایران محکوم می کنم و انگیزه بنده برای تحلیل و شکافتن این مسائل استفاده از تجربه خود در جهت کمک به کشور ، مردم و منافع ملی است.
وی با عذرخواهی از مردم و نظام گفت : در زمانی همکاری با این جریان ها داشته ام و از این نوع همکاریها اظهار ندامت و پشیمانی می کنم و از رئیس محترم دادگاه درخواست عفو و رافت اسلامی دارم.
کیان تاج بخش در دفاعیات خود گفت: من فقط درباره ارتباطم با برخی افراد که در اظهارات دادستان آمده بود مطالبی عرض می کنم تا وکیلم در آینده بتواند آن را پیگیری کند.
وی در ارتباط با تماسش با یک خانم استاد به نام جین کوهن به عنوان عضو CIA گفت: تا آنجا که می دانم این خانم ارتباطی با سیا نداشته و ندارد.
تاج بخش ادامه داد: ارتباط بنده از طریق ایمیل با شبکه دانشگاهی کلمبیا تحت مدیریت گری سیک را که به عنوان عامل CIA شناخته شده است صحیح نمی دانم و در تمامی اسناد زندگی نامه آقای سیک آمده که هیچ زمانی کارمند CIA نبوده است.
تاج بخش ادامه داد: البته آقای سیک در زمان ریاست جمهوری کارتر و ریگان مشاور شورای عالی امنیت دولت آمریکا بوده است اما بیش از دو دهه مدیر یک شبکه اینترنتی است که اخیراً تحقیقاتی که در اختیارم قرار داده اند نشان می دهد که فریب او را خورده ام.
وی در ادامه درباره شبکه اینترنتی به نام گلف 2000 گفت: نام اعضای این شبکه مخفی نیست و از همه افرادی که از دانشگاه کلمبیا فارغ التحصیل می شوند دعوت می شود در این شبکه شرکت کنند اما در سندی که اخیراً در اختیارم گذاشته شد متوجه شدم که این شبکه عملکرد نادرستی دارد و اگر می دانستم قطع رابطه می کردم.
تاج بخش افزود: به عنوان مشاور رسمی بنیاد سوروس به دولت جمهوری اسلامی ایران رسماً و آشکارا معرفی شدم و هیچ وقت هیچ پرونده ای را پنهانی بررسی نکردم.
وی گفت: چند بار برای هماهنگی پروژه ها به اتفاق مدیر ارشد بنیاد سوروس در دفتر رسمی نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل با جناب دکتر ظریف ملاقات کرده ام.
تاج بخش با اشاره به اینکه هیچگاه عنصر پنهانی نبوده ام گفت: پروژه هایی که بنده به عنوان مشاور یا پیگیر انتخاب می شدم در هماهنگی با مقامات بالای جمهوری اسلامی در وزارت امورخارجه و وزارتخانه های مختلف و در سطح معاون وزیر بوده است.
وی افزود: به عنوان مشاور فنی و کارشناس بنیاد سوروس هیچ وقت در کارگاهی که مربوط به نافرمانی مدنی و یا آموزش برای براندازی بوده است شرکت نکرده ام و اگر هم شرکت کرده ام متوجه نبوده ام.
تاج بخش ادامه داد: به بنده پروژه های کارشناسی معرفی می شد و نه از کارگاه های آموزشی ضد نظام مطلع بودم و نه در مقام کارشناس ارزیابی هیچ کدام از این پروژه ها بودم.
وی گفت: البته در سال های 85، 86 به اهداف واقعی بنیاد سوروس در استفاده از بنده مشکوک شدم.
تاج بخش ادامه داد: سوروس مرا استخدام کرد تا طرح های کاملاً آشکار را ارزیابی کنم و حتی چندین بار ارزیابی منفی از کیفیت طرح ها برای کارفرما عرضه کردم اما متوجه شدم که به نکات ارزیابی منفی بنده توجه نشده است و این زمان بود که متوجه شدم شاید اصلاً هدف، تصویب صوری این پروژه هاست نه اجرای کار با کیفیت بالا.
وی گفت: البته قبول می کنم که این بنیاد در چارچوب ارزش های متفاوت با ارزش های نظام حرکت می کرد.
تاج بخش افزود: در دو سال گذشته با تحقیق کامل 24 جلد صحیفه نور امام متوجه شدم که بر خلاف تفسیرهای متعدد سروش و کدیور، تفکرات امام به هیچ وجه دوگانگی ندارد و با تحقیق دقیق از روند چهار دهه از زندگی امام چنین دوگانگی ندیدم.
وی گفت: دیدگاه امام درباره نظام ولایت فقیه و تعارض آن با دموکراسی غرب برای من به طور کامل اثبات شد.