در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
صدای مشت، زنگ ساعت شماطهدار پدر بود که بر جان دیوار مینشست و لحظهای بعد، چراغ به چراغ بود که خانهای روشن میشد تا مبادا موالات اعمال سحر به ترتیب فراموش نشود.
رادیوی دو موج کوچک آن روزها که این روزها دستش نمیزنند تا مبادا کهنگیاش از قیمتش بکاهد، در آن زمان بخش مهمی از زندگی ما ایرانیها بود و صد البته مواظبت از این امر که مبادا به خاطر شیطنتهای کودکانه بچههای همیشه خواب دیروز، رادیوی مهربان روی موج دیگری نشسته باشد، وظیفه مادربزرگ.
هر شب با دقت چشم میدوخت بر ریز شمارههایی که نمیدانست چه هستند و فقط میدانست باید سه پله به چپ بپیچانندش تا بیفتد بر روی موج رادیو تهران. اینجا تهران است و صدای ما را.... نه اینجا دیگر تهران نیست. تهران آن روزها، سال ها با این روزهایش فرق کرده است.... آدمهایش... حسهایش و سحرهای رمضانش.
این روزها، کودکان همیشه خواب دیروزش که گویی مردان و زنان همیشه خواب امروزی نیز هم شدهاند دیگر ساعت شماطهدار کوک نمیکنند. تزئینی شده است این عنصر مهم دیروزی برای کنج خانهاشان تا بگویند ما در عین مدرن بودن ریشه داریم.
آدمهای امروزی تهران خیلی رنگ دیانت به چشم بکشند، آخر شب را به دمی خوردن تلف میکنند تا جان داشته باشند برای فردایش. روزه گرفتن هم عادتی شده است مانند سیگار کشیدنشان. سیگار را باید کشید. همان طور که روزه را باید گرفت. برای چه را خدا میداند. اما خوب گرفتنش بهتر از نگرفتن است لابد. میگیریم. پزشکان میگویند خوب است. برای بدن مفید است.
کودکان بزرگسال همیشه خواب این روزهای تهران، مطمئنا دیروز را به خاطر دارند. روزهایی که در گرگ و میش تاریک روشنهای شبها، رمضان المبارک، سحر را تا صبح با صدای پیرزنی راه میپیمودند که با آن که خواندن نمیدانست، اما برای آن که از فضیلت ختم قرآن در ماه خوب خدا غافل نشود، هی با خود تکرار میکرد یا قاضیالحاجات. یا قاضیالحاجات، انگار تنها در آن ستاره باران زمینی آدمهای دیروزی ما کودکان همیشه خواب، بچههای رویا بودیم که در خیال کودکانه امان قرار بود آن روز را روزه کامل بگیریم. روزههایی که همیشه نمیگرفتیم و چشم بسته آب مینوشیدیم که خدای ناکرده خدا ما را نبیند و روزههایمان باطل نشود.
اما انگار باید در این میان چیزی تغییر کند. شاید باید از خواب بیدار شویم. بدون ساعت شماطهدار. اما انگار این روزها باید کسی به دیوار خانهمان مشتی بکوبد کسی که میداند رمضان قبل از نخوردن نوعی عشقبازی است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: