مگر می‌توانی شعر نگویی

با سلام، امیدجان من نمی‌‌خواهم بگویم که چون نامت امید است باید به زندگی امیدوار باشی و آدمی به امید زنده است و ناامید شیطان است و از این حرف‌ها... بلکه می‌خواهم یکی یکی مشکلاتت را مرور کنم تا ببینی که چون خیلی جوان هستی نسبت به این مسائل اینقدر حساسیت به خرج می‌دهی و بیش از اندازه به جنبه‌های منفی زندگی می‌پردازی. ان‌شاءالله وقتی کم‌کم به سن و سالی برسی و صاحب خانواده و فرزند شوی می‌بینی که احساساتی بودنت چقدر به درد خودت و اطرافیانت می‌خورد، و چقدر از آن لذت خواهی برد زیرا در احساسات انسان بتدریج تعادل به وجود می‌‌آید و دیگر تنها از آنها رنج نمی‌بری بلکه مایه تسکین خود و اطرافیان نیز می‌‌شود. در آن زمان خانواده‌ات از داشتن پدر و همسری با روح لطیف که به گل و گیاه و شعر علاقه‌مند است، لذت خواهند برد. (البته اگر تا آن موقع با وجود این دنیای وانفسا خیلی علاقه‌ات به این مسائل تحلیل نرفته باشد)!
کد خبر: ۲۷۲۵۴۸

در مورد بیماری‌هایی که گفتی و رنج‌هایی که بردی خیلی توضیح ندادی. ولی آنقدرها هم مساله را جدی نگیر. زیرا اگر کسی واقعا مشکل جسمی مهم و خطرناکی داشته باشد از سربازی معاف می‌شود پس از این که آنقدر از سلامت برخوردار هستی که تو را به سربازی ببرند، باید خداوند را شاکر باشی چون آنقدر بیماری‌های خطرناک و صعب‌العلاج و آزاردهنده در دنیا وجود دارد که نگو و نپرس، پس خود سلامتی یک نعمت بزرگ است و باید به خاطر آن شکرانه داد. شکرانه آن هم این است که مشکلات و ناهنجاری‌های زندگی خود را جدی و بزرگ نکنیم تا برایمان به صورت رنج‌ها و دردهای جسمی و روحی تسکین‌ناپذیر درآیند. (بعضی مشکلات روحی شدید بصورت دردهای جسمی بروز می‌کنند)، تازه کسانی که واقعا به این بیماری‌های سخت مبتلا هستند در بسیاری موارد روحیه خوبی دارد چون به هر حال زندگی در جریان است و کسی نمی‌داند که واقعا چند سال عمر می‌کند و چگونه عمرش به پایان می‌رسد.

همه چیز دست خداست و خداخودش خوب می‌داند که صلاح بنده‌اش در چیست! پس نگرانی و دلهره و چه کنم چه کنم بیش از حد خیلی مورد ندارد.

یک مورد خیلی شایع، مضرات گریه نکردن مرد! از نظر علم پزشکی و روانپزشکی است. از نظر پزشکی و حوزه سلامت بروز دادن احساسات انسان‌دوستانه و عاطفی و گریه کردن در موارد لازم برای روحیه فرد و تخلیه و آرامش درونی و روحی و اجتناب از ناهنجاری‌های روانی در آینده مفید است!

بازهم در مورد نظر دیگران راجع به دفتر شعر داشتن تو باید بگویم که اصلا مهم نیست. تو به نظر منفی دیگران در این مورد اهمیت بیش از حد می‌دهی. منظورم این نیست که به دیگران و نظرات و عقاید آنها بی‌تفاوت باشی و بی‌احترامی کنی نه، اما تو بیشتر باید روی آرا و عقاید مشترک و موافق تکیه کنی. نظرات و حرف‌های منفی راجع به دفتر شعر و مسائلی از این دست بیشتر حالت سلیقه‌ای دارد و به احتمال زیاد این نظر منفی دیگران برای خود آنها خیلی جدی نیست (آنقدر که برای تو جدی است)!

نمی‌توانیم دیگران را مجبور کنیم که احساسات و عقاید ما را داشته باشند و برعکس خودمان نیز مجبور نیستیم که علی‌رغم میل خود از سرگرمی‌ها و هنرهایی مثل نقاشی، شعر، سینما و... بگذریم. چون این مسائل سلیقه‌ای هستند و نباید باعث جدایی ما از دیگران و تنهایی شوند.

پس چطور می‌شود که مثلا خانم‌ها اکثرا در تلویزیون برنامه‌های سریالی و عاطفی را می‌پسندند و از فوتبال خوششان نمی‌آید ولی همسرشان درست علاقه‌ای برعکس دارد! اما حتی بدون دعوا و جر و بحث بر سر این مسائل به زندگی خود زیر یک سقف ادامه می‌دهند.

مگر کسی می‌تواند تو را مجبور کند که دفتر شعر نداشته باشی!؟ یا شعر نگویی؟! چرا در این مورد که رویش حساسیت داری بیشتر فکرت را متوجه دوستان موافقت که گفتی اهل شعر هستند و بعضی شعر می‌گویند نمی‌کنی! واضح است که در جامعه چنین افرادی در اقلیت هستند بنابر این نباید انتظار داشت که اطرافت پر از موافقان و مشوقان باشد.

و اما در مورد عشق شکست خورده نمی‌توان زیاد نصیحت کرد! چون زمان می‌خواهد تا حل شود. احتمالا چون خیلی جوان هستی هنوز نباید زمان زیادی از این مساله گذشته باشد ولی مطمئن باش با تمام سختی و شور و التهابش این مشکل شامل مرور زمان می‌شود و هرچه صلاح باشد در این مورد پیش می‌آید.

خداوند یا خود آن مورد یا موردی بهتر و مناسب‌تر از آن را در آینده و در زمان مقتضی جلوی راهت قرار خواهد داد چنان‌که انگشت به دهان بمانی! و اگر قرار باشد که به آن مورد نرسی مطمئن باش که خداوند آب روی آتش می‌ریزد.

در پایان می‌خواهم راجع به یک موضوع که نامش را تکرار نمی‌کنم بنویسم. فکر می‌کنی با این کار چیزی به دست می‌آوری که بهتر است؟ چه چیزی را به دست می‌آوری و چه چیزی را از دست می‌دهی؟!

در ضمن اگر این افکار در تو تکرار می‌شود و جدی است حتما از یک صاحب نظر و مشاور در این زمینه کمک بگیر.

البته بیشتر توصیه می کنم اول خودت سعی کنی این فکرها را از خودت دور کنی و بدانی که قبل از هر تغییر وضعیت باید ببینی آیا وضعیت بهتری را انتخاب کرده‌ای و سپس به آن سمت حرکت کنی.

برایت آرزوی موفقیت می‌کنم و امیدوارم دردهایت کم و کمتر شده و تسکین یابند.


نامه‌ای برای امید

سلام امید جان! من شیما هستم. دوست خوبم احساساتی بودن که بد نیست. تو می‌توانی در قبال حرف‌های دوستان نامهربان و خشن خود جواب‌هایی بدهی که توهین‌آمیز نباشد، اما در اعماق وجودشان تاثیر بگذارد. می‌توانی به آنها ثابت کنی که این گونه زندگی کردن و مهر ورزیدن را دوست داری. امید جان با کسانی رابطه دوستی برقرار کن که اعتقادهای اخلاقی، فرهنگی و طرز فکرشان اگر مثل تو هم نیست حداقل نزدیک به تو باشد. تا آنها به راهی که پیش گرفته‌ای (مهربانی و شاد کردن اطرافیان) احترام بگذارند و تو را تشویق کنند و راهت برای آنها ارزشمند باشد نه بهانه‌ای برای تمسخر. دوست خوبم من هم می‌توانم دوستانم را در اوج ناراحتی شاد کنم و بخندانم پس این خنداندن دلقک‌بازی نیست، لطف است که در حق دوستانت می‌کنی. البته اگر این شادی از حد خود نگذرد و به دلقک بازی شبیه نشود. همیشه خودت را باور داشته باش و به خودت اعتماد کن و بر خداوند توکل داشته باش و از او بخواه به تو صبر دهد. در مقابل تعارف‌های هم‌خدمتی‌هایت هم جسارت نه گفتن را داشته باش. الهی هر کجا هستی وجودت بی‌بلا باشد، دو دستت را علی گیرد، نگهدارت خدا باشد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها