بی تردید ، در جامعه ای در حال گذار ، چون جامعه اسلامی ایران که با دارا بودن نزدیک به 70درصد از جوانان و نوجوانان زیر 35سال
کد خبر: ۲۷۲۲۵
، در پیامدهای آشفتگی این دوران چون بحران های هویت ، مشروعیت ، نفوذ ، توزیع و مشارکت گرفتار است ، نهادی چون آموزش و پرورش از جایگاه اهمیت و ارزش والا و بالایی برخوردار بوده و می تواند چون سازمانی رسانه ای ، استقرار پرفایده را در پس گذار پرهزینه به ارمغان آورد. آموزش و پرورش که ریشه در تفاوت های ساختاری انسان با دیگر موجودات یعنی بینشها و گرایش های انسانی او دارد، اگر چون سازمانی رسانه ای در نظر آید ، آنگاه در رویارویی مناسب با چالشهای پیش رو ، باید باتوجه کامل به عوامل موثر و اثرگذار چون مخاطب ، جهان واقعی و محیط ایدئولوژیک ، فناوری رسانه ای ، تخصص سازمانی ، کاری و حرفه ای ، نظام دولتی و حقوقی و مالکیت و کنترل (نفوذ تجاری) به مدیریت ، برنامه ریزی و سیاستگذاری مناسب و شایسته دست بزند و چشم اندازهای مطلوب خویش را در میان آنان جستجو کند. این مقاله تحلیلی - پژوهشی که به انگیزه برپایی «همایش تعلیم و تربیت در فرآیند حرکت» به رشته تحریر درآمده است ، در حقیقت ، قصد آن دارد تا با نگاهی کوتاه به ساختار این نهاد بزرگ فرهنگی - آموزشی ، در رویارویی و مقابله با چالشهای در پیش رو، به ارائه راهکار مناسب و شایسته ، بپردازد. اگر «فرهنگ» را در معانی پانصدگانه آن ، که بر عناصری چون باورها ، ارزشها ، رفتارها ، رویه ها ، اندیشه ها ، نگرشها ، ایدئولوژی ها ، عادتها ، سنتها ، ادبیات ، هنر ، عقاید ، زبان ، احساسات ملی ، ایده ها ، آرمان ها ، افکار ، آداب و قوانین استوار است ، جستجو کنیم و اگر توسعه را با پرهیز از مفاهیمی چون مدرن شدن و غربی شدن در نکاتی چند چون :
الف - در فرآیند توسعه ، انسان هم هدف و هم وسیله توسعه است .
ب - هدف توسعه ، برآوردن همزمان رفاه مادی و آسایش معنوی انسان هاست .
ج - رفاه مادی و آسایش معنوی انسان در فرآیند توسعه ، از سوی فرهنگ تعریف شده ، حمایت می شود.
د - توسعه مطلوب باتوجه به شرایط محیطی ، انسانی و اجتماعی هر ملت ، تعریف می شود. بنگریم ، آنگاه درمی یابیم که در تعامل فرهنگ و توسعه ، نهادی قدرتمند چون دولت ، همچون دیگر فعالیت های خود در عرصه های مختلف اقتصادی ، اجتماعی و سیاسی ، در عرصه فرهنگی ، نهادی وظیفه مند است . دولت در حوزه فرهنگ جامعه ، می تواند با سیاستگذاری های فرهنگی متکی به اصول اعتقادی ، روان شناسی ، تعلیم و تربیتی در کنار رعایت 2 اصل اساسی «رعایت شان ، شخصیت و کرامت انسانی» و «پرهیز از بخشنامه ای عمل کردن» در امور فرهنگی ، به ترسیم آینده فرهنگی کشور همراه با رفع آسیبهای موجود چون آسیبهای : فرهنگ عمومی ، اجتماعی و اداری و اجرایی دست یابد. آسیبهایی که خویشتن را در 2حوزه مرتبط با تعلیم و تربیت در جامعه در گزاره هایی نشان داده و موجب می شوند تا سیاستگذاری های فرهنگی - آموزشی با مشکلاتی اساسی روبه رو شوند. این گزاره ها عبارتند از : الف - فقدان اعتقاد به امکان نقش آفرینی و اثرگذاری بر روند شکل گیری تحولات و دگرگونی های اقتصادی و فرهنگی جامعه و به طور کلی آینده کشور، به سبب رواج برداشتی نادرست از مفاهیمی چون قضا و قدر؛ که منجر به جبرباوری می شود. ب - رواج نگرش و روحیه یاس ، نومیدی ، افسردگی ، منفی نگری و انفعال گرایی در جامعه . ج - گسترش خرافات و اعتقاد به کارهایی نامتعارف در واکنش به مشکلاتی متعارف در جامعه . د - کاهش ارزش و منزلت کار و تلاش در جامعه و بی ارزش شدن آن در نزد افکار عمومی . از این روست که اگر در پی برنامه ریزی مناسب در رویارویی باچالشهای در پیش رو هستیم ، لازم است تا با آینده نگری و ژرف بینی شایسته و در خور، نکات زیر را در نظر بیاوریم : الف - بخش عمده مشکلات نظام آموزشی و مخصوصا آموزش و پرورش ، در فقدان زیربناهای مناسب آموزشی مانند امکانات و سخت افزارهای آموزشی نهفته است . در شرایطی که بنا به آمار رسمی و غیر رسمی 90درصد معلمان وابسته به آموزش و پرورش ، حقوق دریافتی مناسب ندارند، در شرایط بدی زندگی می کنند، انتظار اصلاح اساسی در نظام آموزشی ، اندکی خوش بینانه بوده و همواره چون نقطه ضعفی بزرگ در برابر هر اصلاحگری ، مطرح می شود. از این روست که در نخستین گام ، باید درآمد معلمان را از کار معلمی به بالاترین یا حداقل مناسب ترین اندازه ممکن ، متناسب با شغل معلمی رساند. ب - نظام آموزشی ، نتوانسته است در پوشاندن جامه عمل به اصول مختلف قانون اساسی جمهوری اسلامی ، موفق و کارآ باشد. این سخن که جلوه های آن را می توان در برخورداری قومیتها از آموزش و یادگیری زبان مادری در کنار زبان فارسی یا آموزش و پرورش رایگان مشاهده کرد، متاسفانه در پی فقدان اعتقادی راسخ در نزد دولتمردان ، همچنان در حد سخن باقی مانده ، ساز و کار اجرایی خویش را پیدا نکرده است . ج - دولتی بودن نظام آموزشی ، گرچه می تواند با بهره گیری از ساز و کار مناسب رقابتی در اجرای امور، به یک «فرصت» تبدیل شود ، اما فقدان خلاقیت وابداع در آن موجب شده است که تنها دولتی بودن آموزش و پرورش به حذف امکانات رقابت و مقابله با هرگونه خلاقیت مترادف شود. د - خصوصی سازی نظام آموزشی ، به منزله راهکاری برای برون رفت از مشکلات ساختاری دولتی نیز نتوانسته است آن گونه که باید موفق باشد؛ زیرا قوانین حاکم بر عرصه فعالیت آنها، شرایطی را فراهم کرده است که در آن فضای رقابتی حتی ناقصی نیز شکل نیافته است . محدودیت اعطای مجوز تاسیس مدارس و دانشگاه های خصوصی ، به جای رقابت آفرینی ، فضایی از رانت خواری را ایجاد کرده که آموزش و پرورش خصوصی انحصاری پیامد وجودی آن است . ه - فقدان کارایی مناسب آموزش دولتی و نیز وارد نشدن آموزش دولتی به عرصه رقابت با آنچه در حوزه آموزش خصوصی ارائه می شود، این بیم را پدید آورده است که نظام آموزشی فعلی در کلیت خود به ابزاری در جهت باز تولید نظام طبقاتی و مناسبت های نابرابر اجتماعی تبدیل شود، که این خود با آرمان های والای اسلامی تصریح شده در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تضادی بارز و مخالفتی آشکار دارد. بنابراین ، ضروری است که امکانات مالی مناسب و لازم به منظور بالا بردن سطح رقابت و ایجاد نهادهایی مکمل در بخش آموزش دولتی ، منظور شود؛ زیرا این کار می تواند در وضعیت کنونی از تبدیل نظام دانشگاهی ، در آینده ، به سخنگویی طبقه ای خاص جلوگیری کند. و - ضعف نظام فعلی آموزشی و اختصاص این که آموزش در وضعیت فعلی و موقعیت کنونی خود، نمی تواند جوانان تیزهوش و نخبه را به برخورداری مطلوب از آموزش برساند، آموزش و پرورش را به نخبه پروری و جداسازی نخبگان از نظام فعلی آموزش کشانده است . مدارس تیزهوشان در گستردگی فراوان ایجاد شده است و امکانات بسیاری را در وضع موجود اسفبار زیربناهای آموزشی ، به خود جلب کرده است . پس از سالها به نظر می رسد که آموزش و پرورش نه تنها به اهداف خود در نخبه پروری دست نیافته است ، بلکه بسیاری از موقعیت ها را نیز فدای نخبه پروری خود کرده است . جدایی نخبگان از نظام آموزشی ، همراه با آن که نخبگان جدا شده از جامعه را در شرایطی غیرطبیعی به تربیتی غیر اجتماعی دچار کرده است ، نظام آموزشی را با حذف بخشی از آنچه در جامعه باید باشد، به جایگاهی ناقص کشانده است که در آن نخبگان به عنوان رهبران ترفیع دهنده دیگران ، وجود خارجی ندارند. ضروری است همراه با مطالعات بیشتر، این نکته اساسی مورد توجه قرار گیرد که راه نجات نظام آموزش و پرورش از آشفتگی آموزشی موجود، اصلاحات همه جانبه و گسترده است و نه راه حل هایی که نمود آشکار آن مدارس نخبه پرور است که فقط مشکلی بر مشکلات موجود می افزایند، البته این که مدارس نخبه پرور، خود فارغ از هر محتوایی که داشته باشند، به خاطر ایجاد فشارهای ناشی از رقابت فشرده در آزمون های ورودی به این مدارس ، از اهداف اصلی آموزش جدید دور می افتند و آنها را مطلوب می سازند. ز - اگر ادبیات و هنر، خمیر مایه اساسی هر فرهنگی را تشکیل می دهد، ایجاد و توسعه برنامه های ادبی ، فلسفی و فرهنگی در مدارس و آموزش ها می تواند همراه با مبارزه با تهاجم فرهنگی ، به اعتلای نام ایران و ایرانی در سطح جهانی ، کمک شایان توجهی کند. شناسایی ، بسط و گسترش ارزشهای سنتی فرهنگ ایرانی در میان کودکان ، نوجوانان و جوانان ، علاوه بر تقویت مبانی اخلاقی و شخصیتی آنان ، می تواند در بالا بردن بهره وری اقتصادی و رواج اندیشه هایی سازگار با پیشرفت و توسعه اقتصادی ، مفید و کارآمد باشد. متاسفانه ، در نظام آموزشی و پرورشی ما، نادیده گرفتن اصل فوق همراه با ناکارآمدی بدنه ای آن در نگرش به پرورش ، موجب شده است تا شکاف و گسست میان نسل دیروز و امروز و در کوتاه سخن ، بحران هویت نه تنها مهار نشود که روز به روز و هر روز بیش از دیروز بر پهنای آن افزوده شود. با توجه به این نکات اساسی و بنیادین است که می توان به طرح راه حل هایی چند در برون رفت از این آشفتگی های محتوایی و ساختاری اندیشید. راه حل ها و راهکارهایی که می توان ، آنها را در مواردی چند چون مواد زیر خلاصه کرد : الف - نوسازی سیستم و ساختار آموزش عمومی از دیدگاه اهداف ، روشها ومحتوا. ب - ایجاد نهادهای آموزشی نوین و فراگیر برای سازماندهی به آموزش های جدید در دوره های عمومی . ج - به رسمیت شناختن حقوق آموزشی و پرورشی نوجوانان و جوانان مطابق با اصول قانون اساسی. د - ایجاد ساختار رقابتی همراه با جلوگیری از انحصار رانت خواری در این عرصه . ه - توسعه کمی و کیفی آموزش های عمومی به منظور جلوگیری از باز تولید روابط طبقاتی در حوزه آموزش . و - مطالعه و تجدید نظر در زمینه نخبه پروری و جداسازی نخبگان از نظام عمومی آموزشی . ز- توجه بیشتر به وضع معیشت و منزلت اجتماعی معلمان به عنوان افرادی که اندیشه ، فکر و فرهنگ عمومی جامعه را جهت می بخشند. ح - ترویج فرهنگ تولید علم ، تشویق خلاقیت و نوآوری در مدارس. ط - تاکید بر اندیشه ، فکر و خلاقیت در نظام آموزشی وجایگزین کردن آن به جای محفوظات . ی - آموزش روابط صحیح اجتماعی و خانوادگی در جهت کمک به تحقق اهداف توسعه در برنامه های مدارس ، مساجد و دانشگاه ها. ک - ایجاد پارک های علمی به منظور ارائه خدمات به نسل جوان و علاقه مندان به فناوری اطلاعات اینها که از جمله راهکارهای موجود در ایجاد تحولی اساسی به منظور رویارویی با چالشهای در پیش رو است ، می تواند همراه با کاهش آسیب پذیری های آموزشی و پرورشی ، راه را بر ترویج فرهنگ خودی بگشاید و دست اندازی تهاجم گونه فرهنگ بیگانه را سد کند.