مرد شاکی در اظهاراتش به بازپرس شرکت گفت: از سوی یکی از دوستانم با مردی به نام شهروز آشنا شدم که قصد فروش یک دستگاه خودروی زانتیا را داشت.
پس از چند بار ملاقات با شهروز، خودرویم را با 4 میلیون تومان به او تحویل دادم و خودروی زانتیای وی را تحویل گرفتم و قرار شد چند روز بعد، به یکی از دفترخانهها برویم تا پس از دریافت بقیه پول خودرو، سند آن را به نام من به ثبت برساند. پس از عقد قرارداد باهم، هنگام بازگشت به خانه بودم که شهروز- مرد فروشنده - با من تماس گرفت و خواست برای تعمیر آینه شکسته خودرو، آن را به تعمیرگاه یکی از دوستانش در یکی از محلههای غرب تهران ببرم که پذیرفتم و خودرو را به تعمیرگاه تحویل دادم و فراموش کردم کارت اعتباریام، کارت سوخت و مدارک هویتی و اسناد و مالکیت خودرو را با خود ببرم.
مرد شاکی ادامه داد: روز بعد، وقتی برای تحویل خودرو به تعمیرگاه رفتم، مرد مکانیک مدعی شد تاکنون مرا ندیده است.
با شنیدن این حرفها، با مرد فروشنده تماس گرفتم تا دلیل ماجرا را جویا شوم، اما تلفن همراه وی خاموش بود و جستجوهایم برای یافتن وی بینتیجه ماند.
گمان میکنم مرد فروشنده و مکانیک باهم تبانی کرده و خودرویم را به سرقت بردهاند. پس از شکایت این مرد، پرونده در اختیار ماموران اداره آگاهی تهران قرار گرفت و تحقیقات در این خصوص آغاز شد. در ادامه تحقیقات، صاحب تعمیرگاه خودرو دستگیر شد و با انتقال به مرکز پلیس مورد بازجویی قرار گرفت و گفت: شهروز با پرداخت مبلغی مرا فریب داد و خودروی مرد شاکی را به همراه اسناد و مدارک آن به سرقت برد.
به دنبال اظهارات مرد مکانیک، جستجو برای یافتن مرد سارق ادامه یافت تا این که افراد دیگری هم به مرکز پلیس مراجعه و شکایتهای مشابهی ارائه کردند.
ماموران در بررسی پروندههای جدید متوجه شدند همگی آنها به یک شیوه مورد سرقت قرار گرفتهاند.
به این ترتیب، پاتوقهای احتمالی شهروز زیر نظر گرفته شد تا سرانجام هفته گذشته وی در یکی از محلههای تهران دستگیر شد و اعتراف کرد با همدستی مرد مکانیک اقدام به فروش خودرو و سپس سرقت آن پیش از ثبت اسناد میکرده است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم