در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پس و پیش برنامههای خانواده در رسانه
شاید نتوان تاریخ دقیق شروع پخش برنامههای خانواده در رسانه را عنوان کرد اما به یاد دارم که تقریبا هر روز شاهد و شنونده برنامههای خانواده در شبکههای مختلف بودهام این برنامهها هر کدام یک نوع نگاه متفاوت و البته گاهی تکراری به خانواده داشتهاند:
یکی در گفتگو با کارشناسان در یک میزگرد به آسیبشناسی مسائل روز پیش آمده در خانوادهها میپرداخت. یکی مهارتهایی را مرتبط با نیازهای اساسی زندگی مدیریت دخل و خرج، نوع تغذیه، نکات خانهداری را آموزش میداد. یکی هم خشونت و کودک آزاری در خانوادهها و یا تربیت کودکان و حقوق زنان را مورد نظر قرار میداد.
اما برنامه رادیویی «خونه ما» همه این مسائل را در چشمانداز خود قرار داده و با هدف آموزش مهارتهای زندگی پیش میرود.
این برنامه رفتار، گفتار، تصمیمات و... خانوادهها را تنها از دید خود زیر ذرهبین نمیبرد بلکه با طرح موضوعی از لایههای زندگی خانوادگی واکنش مادر، پدر و فرزند را به نمایش میگذارد.
پروانه طهماسبی سازنده این خانه میگوید: اگر چه ما آموزش را مدنظر قرار داریم اما نمیخواهیم بگوییم پدر و مادر باید چه رفتاری داشته باشند اول اجازه میدهیم مریم در نقش (مادر) مجید در نقش (پدر) و حتی عرفان در نقش (فرزند) این خانه نظرات خودشان را به زبان بیاورند بعد کارشناس برنامه براساس آنچه که در نمایش مطرح شده صحبت میکند.
مـثـلا امـروز که مهمان این برنامه با موضوع کنجکاوی کودکان هستیم اول مریم و مجید پدر و مادر خونه ما با عرفان پسرشان در استودیو حاضر میشوند بعد «خونه ما» با دعوت مریم از شهروندان به شنیدن برنامه، در هر کجای تهران به روی دو موج 1332AM، 95FM میرود، که بدون مقدمه سوالات عرفان از هر مورد بیاهمیتی (به نظر ما بزرگترها) و یا پراهمیتی (بنظر بچه خونه ما) شروع میشود که واکنش مادر نسبت به کنجکاوی پسر و بیتفاوتی پدر در این مورد، جداگانه در آیتمهای مختلف اجرا میشود سپس در نگاه سوم کارشناس برنامه دکتر برجعلی از طریق خط کنجکاوی عرفان «خونه ما» را مورد بازبینی مجدد قرار داده و نکاتی را به مریم و مجید گوشزد میکند. به هر حال خانواده مهمترین نهاد کوچک و اجتماعی در دنیای انسانها به شمار میرود و به همان نسبت نیز حفظ جایگاه خانواده در جامعه رسانه پرور و تلاش بر مصون نگه داشتن شانیت آن از هر آسیبی پر اهمیت جلوه میکند که در این میان رسانهها از هر فکر و عملی برای پرداختن به مشکلات اقتصادی، اجتماعی، آموزشی، پزشکی و ... دریغ نکردهاند.
گفتنی است اهمیت پرداختن به موضوع زن و خانواده از زمانی ریشه گرفت که زن از حالت پردهنشینی و وابستگی و یا حاشیهنشینی و عقب مانده خارج و حضور پرقدرت خود را در جامعه شروع نمود به طوری که از همان زمان نیاز به افزودن صفحه زن و خانواده در جراید و پرداختن به این موضوع در رسانههای شنیداری و بعد دیداری احساس شد از همان ابتدا این رسانهها در مجموع به دنبال القای یک تفکر، یک روش و یا یک سبک زندگی برای مردم نبودند بلکه با طرح مشکلات و مسائل مربوط به خانوادهها و یا مرور سرگذشت زندگیهای پرشور الگوسازی را شروع کردند و کمکم به عنوان ابزاری قدرتمند در پی اصلاح رفتارهای اجتماعی و روابط خانوادگی برآمدند.
در میان این رسانهها رادیو توفیق نسبتا خوبی را در موضوع خانواده نصیب خود نمود و همراستا با این جمع هرچند کوچک به بهترین شیوه رفتارهای خانوادگی دست یافته و در جهت نهادینه شدن آن گام برداشت.
بخشهای دیگر خونه ما
«خونه ما» به غیر از اجرای نمایشهای کوتاه در «اتاق پذیرایی» برای ایجاد تنوع در برنامه شاید قسمتهای دیگری مثل اتاق مطالعه، نشیمن و آشپزخانه نیز هست و شنیده شدن موسیقیهای شاد درباره عشق و زندگی جذابیت برنامه را دوچندان میکند.
در «اتاق مطالعه» کتابی در زمینه رفتارهای اجتماعی معرفی و از سه منظر مخاطب، محتوا و قیمت بررسی میشود. در «آشپزخانه» در هر روز یک آشپز حاضر میشود و تهیه یک غذا در کمتر از 10 دقیقه را آموزش مـیدهـد. یـکـی از بـخشهای پرطرفدار خونه ما «نشیمن» است که تماسگیرندگان با برنامه در جلد یک کـارشـنـاس بـه اظـهارنظر در مورد موضوع برنامه میپردازند و نسخهای از تجریبات خودشان را به پدر و مادر خونه ما تجویز میکنند.
تا اینجا، تقریبا خانه در حال تکمیل است و فقط حیاطخلوتش مانده. از پروانه طهماسبی تهیهکننده و طراح این خانه میپرسم فکر نمیکنید مادر خونه ما که نویسنده هم است نیاز به یک مفر یا روزنه دارد که بتوان عنوان «حیاطخلوت» را به آن داد؟
طهماسبی پیشنهاد من را میپذیرد و میگوید: واقعا خانمها به چنین مکانی نیاز دارند تا جایگاه آنان در خانوادهها روشنتر شود. ما آیتمی مختص این موضوع فعلا نداریم اما در بخشهای مختلف نمایش اشاره میکنیم، بخصوص جایی که مادر میگوید من نیاز به خلوت دارم یا میخواهم تنها باشم... نشان میدهد که باید دیگر اعضای خانواده آن فضا را برای مادر ایجاد کنند.
این برنامه به مدت 50 دقیقه تهیه شده و ساعت 25/11 با خداحافظی کوتاه و سریع هر سه میزبان تمام میشود.
یک مادر و فرزند رادیویی
عرفان مقدم پسر این خانواده سوژه خوبی برای گپ کوتاهی است. با این که کمرو و خجالتی است روی آنتن زنده بدون استرس و هول شدن یا تپق زدن نقشاش را بازی میکند. او پسر مریم سرمدی مادر خونه ما است.
عرفان 10 ساله، اهل موسیقی و نوازنده ویولن است. او ابتدا در رادیو تهران گزارشگر رادیو در ویژهبرنامه رسانه در دست کودک با عنوان «سلام کوچولو، سلام بچهها» بوده و افتخار حضور در برنامه برگزیده «من میخواهم حرف بزنم» در همین دوره جشنواره رادیویی را داشته است که حضورش در «خونه ما» اولین تجربه برنامه زنده و روتین رادیویی اوست و هر روز باید آماده ایفای نقش متفاوت باشد.
داشتن نقش جدی و متفاوت، سخت و خستهکننده نیست؟
نه، برنامههای رادیویی راحت هستند، چون هم تجربه در برنامههای قبلی داشتم و هم قبل از این که سر برنامه بیایم نقشم را تمرین میکنم.
پس اصلا کار رادیویی سخت نیست؟
چـرا بعضی وقتها، مثلا جایی که تهیهکننده میگوید در یک دقیقه حرفی بزن، میترسم طولانی بشود و نتوانم در زمان کوتاه حرفم را به پایان ببرم.
اهل نویسندگی هم هستید، دوست دارید نویسنده دیالوگهای عرفان باشید؟
تا حالا نویسندگی رادیویی نداشتهام. شاید «خونه ما» بهانهای شد تا دست به قلم هم ببرم.
در طول برنامه نگرانی در چهره مریم موج میزد پرسیدم چرا در برنامه نگران هستی؟
میگوید: بیشتر نگران نقش عرفان هستم، خب آنتن زنده است...
پس نگران نقش مریم نیستی؟
چرا سعی میکنم هر روز بهتر از دیروز باشد اما من تجربه برنامه روتین و زنده را داشتهام. البته در رادیو جوان نه صدای تهران.
اطلاع دارید که در روزهای آینده چه موضوعاتی را بازی میکنید؟
بله. موضوعاتی از قبیل جلوگیری از سلطهگری در خانواده، دوری از منفیبافی، منع از عیبجویی، منع قوانین خشک در خانواده، احترام به فرزندان و ... آماده شده است.
سمانه عبادی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: