در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سالهاست بزرگان فوتبال را با رویهای غیرمنطقی و با زیر پا گذاشتن پیشینه شان از کنار خود میرانیم و این یعنی سوزاندن تاریخ! ناصر حجازی یک نمونه کوچک است. مردی که در دو مرحله سرمربیگریاش در استقلال دستهای بسیاری را علیه خود دید. با پروین کاری کردیم که کنار زمین گریست و علی دایی هرچند هنوز در محکمه ذهنیمان محکوم میشود، ولی بی تردید در همین چرخه بزرگ کشی فوتبال ایران قرار گرفت! هیچ مددرسانی کنار این مردان نبود تا در مرحلهای که در ضعف بودند یاریشان کند! حالا انگار نوبت علی کریمی است. او را باید از همین دریچه دید. بازیکنی که در علایق مدیرعامل جایی نداشت، اما بر اساس پروسه ذکر شده از این تیم رانده شد.
امروز نقد را از دایره فنی بیرون میآوریم و روبهروی استدلال مردانی مینشینیم که میگویند او دیگر به لحاظ بار فنی برای این تیم سودی نداشت!
***
این که چرا مستعدترین فوتبالیست دو دهه اخیر فوتبال ایران، سرانجام به جایی رسید که گروهی را بر این باور برساند که دیگر نمیتواند جایی در این تیم داشته باشد، خود جای بحث دارد. پسری که به قول بلاژویچ توپ را در جورابش قایم میکرد و مثل یک جادوگر (لقبی که برانکو وقتی دستیار چیرو در تیم ملی بود به شماره 8 داد) از هر مدافعی میگذشت، بیش از آنکه یک فوتبالیست واقعی باشد، عاشق بیزینسهای خارج از فوتبال بود. بازیکنی که نمیتوانست رابطهای مسالمتآمیز با تمرین و بازی برقرار کند، اما همواره ستاره بی بدیل تیم خود بود.
علی کریمی از نگاه منتقدانش این گونه نقد میشود: «او فقط در چند بازی خود علی کریمی بود»! و باید از همین منتقدان که یکی از آنها البته عباس انصاری فرد است پرسید آیا پرسپولیس سال گذشته بازیکنی داشت که نصف همان روزهای افول کریمی بدرخشد؟! باید میان توقعاتمان از علی کریمی و تواناییهای سایر بازیکنان، خط فاصلهای قرار داد. میتوان کریمی را برای همیشه در اوج نبودنش به نقد کشید، اما چگونه میتوان هوار ملامحمد یا مهدی شیری را جانشین اویی کرد که بیتردید در بدترین روزهای بازیگریاش از بهترین روزهای آلترناتیوهای کنونیاش در پرسپولیس درخشانتر بود.
علی کریمی را اما میتوان از پرسپولیس کنار گذاشت که او نه تکستاره تاریخ این باشگاه است و نه برترین مهره تمامی ادوارش. بزرگتر از کریمی رفتهاند و پرسپولیس هنوز پابرجا مانده است... نه به لطف انصاری فردها که بیتردید به پشتوانه هوادارانش. آنچه اهمیت پیدا میکند، شکل نخواستن علی کریمی است. بازیکنی که سالها برای این تیم اعتباری خرید و اگر مبالغهگر نباشیم، میتوان نامش را در جمع 11 بازیکن اول تاریخ باشگاه قرار داد. انصاری فرد را خواسته یا ناخواسته به حق یا به ناحق باید در قامت مدیرعامل باشگاه پرسپولیس پذیرفت و برای او چنین حقی را قائل شد که مجموعه تحت امرش را بسته به علایق و اعتقادات خود آرایش کند، اما همین سیاست محافظهکاری و بازی پشت پردهای که انصاری فرد برای دور کردن کریمی از تیمش انجام داد، تشخص انصاری فرد را زیر علامت سوالی بزرگ قرار میدهد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: