جشنی برای شکار پسران دراکولا !

همیشه اوضاع آن جور که پیش بینی می شود پیش نمی رود. اساسا انسانها به کسی التزام نداده انداز پیش برنامه ریزی شده رفتار کنند. رفتار انسانها تابع هزاران عامل غیرقابل پیش بینی است .
کد خبر: ۲۷۰۸۰
عکس العمل افکار عمومی نسبت به پخش خبر کشته شدن پسران صدام هم از همان رفتارهای غیر قابل پیش بینی بود. امریکایی ها هم فکر می کردند با پخش این خبر (که هنوز بسیاری مردم جهان آن را باور نکرده اند) می توانند افکار عمومی را با خودشان همراه کنند.

پس از این که امریکایی ها چندین ماه تلاش کردند و هیچ سلاح کشتار جمعی در عراق پیدا نکردند ، اوضاع تا حدودی به هم ریخت . کم کم معلوم شد که مقامات امریکایی خصوصا سیا و پنتاگون ، برای توجیه حمله به عراق ، خبر جعلی وجود سلاح کشتار جمعی در عراق را پر و بال دادند. مرگ دیوید کلی ، کارشناس تسلیحات غیرمتعارف وزارت دفاع انگلستان - که خودکشی اعلام شد و همه آن را باور کردند! بیش از این که برای دولت انگلستان گران تمام شود برای امریکا گران تمام شد. مرگ دیوید کلی بیش ازپیش نشان داد عراق آنقدرها هم که ادعا می کنند سلاح کشتار جمعی در اختیار ندارد. حتی امریکایی ها هم می دانند که دیگر هرگونه سرمایه گذاری بر روی نظریه سلاح کشتار جمعی شکست خواهد خورد. در چنین اوضاعی بهترین راه حل وارد کردن یک شوک ناگهانی بود، شوکی بزرگ که هم افکار عمومی را به سوی خود جلب کند و هم نشانگر قدرت امریکایی ها باشد و هم مردم عراق از شنیدن آن خوشحال شوند. خبر کشته شدن پسران صدام ، پتانسیل همه موارد فوق را داشت . تنها مشکلی که وجود داشت این بود که مدتی بود امریکا در منطقه نقش چوپان دروغگو را بازی می کرد . اگر یادتان باشد در چند سال اخیر بارها و بارها خبر مرگ صدام و بن لادن از سوی امریکایی ها پخش شد که هربار ، خبر ، روز بعد از سوی خودشان تکذیب شد. بیچاره مردم عراق که از طرفی از شنیدن این خبر خوشحالند و از طرفی می ترسند فردا خبر تکذیبش را بشنوند. منتشر کردن عکسهای جنازه های احتمالی پسران صدام هم دردی را دوا نکرد. ریشه های تردید آنقدر جدی بود که با آن مشکل حل نمی شد حتی اگر بر فرض ، صحت خبر مرگ پسران صدام تایید بشود ، باز هم امریکایی ها باید به پرسشهای فراوانی پاسخ دهند. اولین پرسش این است که امریکایی ها به چه حقی و با کدام مجوز دست به این عمل زدند. دقت داشته باشید ، در این که آنها مستحق مجازات بیشتری بودند شکی نیست ؛ اما کدام دادگاه مجوز قتل آنها را داده بود؛ اگر پسران صدام در زمان جنگ و مثلا به علت بمباران ها کشته می شدند ، این موضوع قابل توجیه بود ؛ اما حالا پس از گذشت 4ماه از اشغال عراق و پایان جنگ ، آیا هنوز هم امریکایی ها حق دارند بدون برگزاری دادگاه آدم بکشند -ولو این که پسران صدام باشند - امریکا که اینقدر سنگ حقوق بشر را به سینه می زند چگونه حاضر می شود بدون تشکیل هیچ دادگاهی - حتی دادگاه صحرایی ، و یا حتی دادگاه نمایشی - بدون حضور هیچ قاضی و وکیل مدافع دستور کشتن بدهند. مقامات امریکایی می گویند هیچ تلاشی بری دستگیری عدی و قصی نکردند، چرا؛ در خوش بینانه ترین صورت ، امریکایی ها دو مهره ارزشمند را که اطلاعات بسیار زیادی در خصوص عراق ، تسلیحات کشتار جمعی و ستمهایی که بر مردم عراق رفت ، بدون گرفتن هیچ اعترافی به کام مرگ فرستادند اصلا انگار امریکایی ها به دنبال یافتن حقیقت نیستند. بسیاری از مقامات مهم عراق که اطلاعات فراوانی هم داشتند طی چند ماه اخیر یا به میل خود تسلیم نیروهای امریکایی شده اند یا نیروی حامی امریکایی آنان را به اسارت می گیرند. افرادی مانند طارق عزیز، معاون نخست وزیر و مرد شماره دوی عراق در سالهای نه چندان دور، عزت ابراهیم ، یکی دیگر از معاونان نخست وزیر و چند تن از وزرای مهم کابینه مانند وزیر نفت ، وزیر کشور وزیر تجارت اما هیچ اعتراف یا افشاگری از سوی هیچکدام در رسانه ها منتشر نمی شود. شاید امریکا آنقدر اطلاعات از عراق دارد که احتیاجی به این اطلاعات ندارد. در خصوص توان امریکا در یافتن سریع تسلیحات اتمی عراق این توضیح لازم است که عراق تسلیحات کشتار جمعی شاید نداشته باشد، ولی هواپیمای جنگی که دارد، در حالی که امریکایی ها آن را هم نتوانسته اند، پیدا کنند. سند قابل تامل دیگر این که اگر بپذیریم عدی و قصی ، جنایتکاران جنگی بوده اند - که بوده اند- و باید به مجازات برسند، چرا در جریان درگیری ها پسر 14ساله قصی را هم کشتند؛ آیا او هم جنایتکار جنگی بود؛ آیا نمی توانستند از آن سلاحهای عجیب و غریب که در فیلمها نشان می دهند، استفاده کنند که فقط عدی و قصی کشته شوند و آن پسرک 14ساله زنده بماند؛ اصولا اگر یک کشور جهان سومی شورشیان کشورش را این گونه از میان بردارد، آیا امریکا آن را به عنوان نقص حقوق بشر تلقی نمی کند؛ چرا امریکایی ها فکر می کنند فقط خودشان و طرفدارانشان «بشر» هستند؛ حال ، با همه این حرفها با کشته شدن قصی و عدی کدام مشکل عراق حل شد. امریکایی ها می گویند با این کار نیروهای وفادار به صدام جرات حمله های چریکی و ایجاد ناآرامی در عراق ندارند. اما آیا براستی همین گونه است؛ صدام که زنده است ! اگر روزی خواست تا علاوه بر سایر موارد انتقام خون فرزندانش را بگیرد، آن وقت چه؛ عدی و قصی هر قدر که بد بودند به اندازه پدرشان نبودند، اما هنوز پدر زنده است . از همین روست که مردم عراق هنوز نگرانند؛ نگران روزی که صدام از مخفیگاه خود بیرون بیاید و انتقام کشته شدن پسرانش توسط ارتش امریکا را از ملت عراق بگیرد. اتفاقی که با توجه به خصوصیات صدام زیاد دور از انتظار نیست اصلا شاید صدام خودش ، فرزندانش را قربانی کرده باشد. آدمی که برای رئیس ماندن ، کشورش را قربانی می کند و دست آخر هم برای زنده ماندن ، سرزمینش را به بیگانه تسلیم می کند، می تواند فرزنداش را هم برای چند صباح زنده ماندن قربانی کند. تنها نکته ای که واضح و بدون ابهام می ماند، این است که می گویند پسرعموی صدام به نام شیخ نواف زیدان محمد - شخصی که مخفیگاه پسران صدام را لو داد - با این کار خود دست کم 30میلیون دلار به جیب زد (هرچند شایعه است که وی 20میلیون هم به عنوان پاداش دریافت کرده است). او با این کار خود نشان داد هنوز برای بسیاری از افراد، پول از خانواده ، شرف ، و هر چیز دیگری مهمتر است .
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها