در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بعد از سالها کار در دوبله و اجرای تلویزیونی، چهچیزی شما را به رادیو برگرداند؟
شاید پاسخ این سوال را جایی مطرح نکردهام؛ ولی جالب است بدانید صدای بنده قبل از دوبله و اجرای برنامههای تلویزیونی از رادیو پخش شد. 16 یا 15 ساله بودم که با هوشنگ کاظمی برادر مرحومه ژاله کاظمی آشنا شدم. ایشان سال 1336 در رادیو ارتش فعالیت داشتند. از بنده نیز دعوت کردند که در خدمتشان باشم و در آنجا با آقای حمید منوچهری و خانم شمسی فضلاللهی و همینطور ژاله کاظمی آشنا شدم و در نمایشنامههای مختلف، نقشهای عمدتا جوان را اجرا میکردم. نکته جالبتر این مورد است که پس از 4ــ3 سال فعالیت در دوبله و رفتوآمد در استودیوهای آن زمان که معمولا هم کار دوبله انجام میدادند و هم فیلم تهیه میکردند با تهیهکنندگان و کارگردانان آشنا شدم و در همان سالها از طرف یکی از همین تهیهکنندگان برای بازی در فیلمی به نام (من مادرم) دعوت شدم. اولین روز فیلمبرداری متوجه شدم با حمید صادقی همبازی هستم. در مجموع در چند فیلم بازی کردم که هیچ کدام متاسفانه ثمری برایم نداشت.
وقتی مطمئن شدم در بازیگری شانسی ندارم، به طور جدی کار دوبله را دنبال کردم و برنامههای مختلفی را به طور زنده یا پخش مستقیم و تولیدی در رادیو انجام دادم.
از جمله برنامه وزین پیام، رنگین کمان، عصر بخیر، گفته و ناگفتهها و بخصوص در برنامه (سرزمین نور) که زندگانی مطهر پیامبر گرامی اسلام، محمد رسول الله و حضرت علی علیهالسلام را دربرمیگرفت، گویندگی کردم. برنامه بسیار مورد توجه قرار گرفت تا آنجا که رهبر عزیز و بزرگوار، گروه را به حضور پذیرفتند و چه روزی بود. خدا را شکر بعد از نزدیک به 40 سال فعالیت در دوبله و اجرای برنامههای مختلف رادیویی و تلویزیونی، اجر حضور در سرزمین نور را گرفتم. اجر دنیوی رودرروی رهبر عظیمالشان و اجر اخرویش را هم خدا میداند و بس...
چه تعریفی از رادیو دارید؟
رادیو موثرترین رسانهای است که تا به حال در اختیار انسان قرار گرفته چون رادیو یک وسیله شنیداری است و در حین کار براحتی میشود از آن استفاده کرد و به کار و وقت آدم لطمهای نمیزند و همین طور از طریق گوش و از زبان مادربزرگها و پدربزرگها و بزرگان دیگر به ما رسیده است. پس به این نتیجه میرسیم که قبل از این که رادیو و تلویزیون در جهان به وجود بیاید مردم ما در قهوهخانهها از طریق نقالها با شاهکار ادبیات خودمان که فردوسی باشد، آشنا شدند. همین آشنایی اندک، مردم را به سمت و سویی برد که باعث شناخت بیشتر آنان شد. همین نقالها که سواد بالایی نداشتند، باعث شد تا این فرهنگ دهان به دهان از طریق گوش انتقال داده شود و آنهایی که علاقهمند به ادبیات بودند، با شعرا نیز ارتباط برقرار کردند. بعد از همه این ارتباطات و نقل قولها با ظهور رادیو، گویندگان با تکتک افراد جامعه ارتباط برقرار کردند و باعث جذب و فرهنگسازی و حفظ مخاطب شد.
برنامه ساعت ماه چه جذابیتی داشت که به اجرای آن در رادیو البرز میپردازید؟
همکاری بنده با رادیو البرز را میخواهم نسبت بدهم به محبتی که همکارانم در این مرکز به بنده دارند؛ بهخصوص جناب آقای احمدپور. برنامه <ساعت ماه> جذابیت خودش را دارد و انشاءالله قول میدهم بنده هم با تجربیاتی که دارم، به همراه همکارانم، برنامه را جذابتر تقدیم دوستان عزیز کنم.
تفاوت دنیای دوبله و اجرای رادیویی چیست؟
تفاوت زیادی دارد. چون در دوبلاژ آنچه که هست، ترجمه میشود و نمیتوانیم چیزی از خودمان اضافه کرده و این محدودیت دوبلاژ است و در رادیو از آثار نویسندگان برجسته قدیمی گرفته تا شعرا و نویسندگان معاصر حتی جوانان امروز استفاده میشود و قطعا این جوانان هم روزی در عالم ادبیات و شعر، جایگاهی برای خودشان کسب خواهند کرد.
ماندگارترین کار دوبله شما؟
کارهای متعددی بود مثل: دکتر ژیواگو (عمر شریف)، خوشههای خشم و ماندگارترین فیلم به نام فارنهایت 402 که جای هنرپیشه انگلیسی اسکارورتر صحبت کردم.
فکر میکنید چه چیزی برنامه مستند دیدنیها را ماندگار کرد؟
بیشتر از هر چیز سلیقه و زحمات حرفهای آقای میرزاده تهیهکننده برنامه که امیدوارم هرجا هستند خوش و سلامت و موفق باشند، کارگردان، فیلمبردار، تدوینگر، بعد هم در آن زمان اگر اشتباه نکنم یکی دو شبکه بیشتر فعالیت نداشت. تکنولوژی ماهوارهای و غیره در کار نبود. حقیر هم جوان بودم، با بیش از 30 سال تجربه در کار دوبلاژ و بازنگری در تلویزیون. لازم است اشاره کنم قبل از دیدنیها، بنده بیش از یک سال البته پیش از انقلاب در سریالی به نام شبهای آندلس به عنوان بازیگر نقش اول بازی میکردم. حتما اطلاع دارید که در آن زمان تمام برنامهها به صورت پخش مستقیم بود. به هر حال در برنامه دیدنیها، با کمک از تجربه چندین ساله سعی داشتم تا آنجا که ممکن بود اجرای درستی داشته باشم.
حس شما پشت میکروفن رادیو به عنوان یک پیشکسوت؟
طبیعی است هرچه تجربه یک هنرمند بیشتر میشود، انتظار و توقع مردم عزیز و هنرشناس هم از کارهای او بیشتر میشود. بنده هم سعی میکنم لیاقت پیشکسوتی را داشته باشم. تا زمانی که حس کنم دیگر توانش را ندارم، بدون سروصدا دست تمام کسانی که این فرصتها را در اختیار بنده گذاشتند و به من آموختند، میبوسم و خداحافظی میکنم.
وضعیت کنونی گویندگی رادیویی را چطور میبینید؟
بنده 3ــ 2 سالی هست که خداوند امکانی برایم به وجود آورده که در مهرشهر، صاحب یک آپارتمان شوم و از شر یک عمر کرایهنشینی خلاص شوم. با این که با این سن و سال رفتوآمد به تهران برایم بسیار مشکل است، با این حال خداوند را شکر میکنم که چه بموقع بنده را هم صاحب آپارتمان کرد. این که میگویم خداوند این لطف را در حق من کرد، به خود خدا قسم میخورم عین حقیقت است، هیچ سازمان و ارگانی، کوچکترین کمکی در این رابطه به من نکرد، البته انتظاری هم نداشتم و انشاءالله نخواهم داشت. به هر حال یک سال هست که در مهرشهر ساکن هستم تا این که از رادیو البرز دعوتی از من شد نه برای فعالیت در رادیو بلکه به منظور نشست و گفتگو.
وقتی اتومبیل آمد که مرا ببرد، باور کنید یکه خوردم. چنان تجلیلی از من ناچیز به عمل آمد که تا پایان عمر فراموش نمیکنم. اینجانب که باید صادقانه از صمیم قلب از جناب آقای مهندس احمدپور، مدیر محترم رادیو البرز تشکر کنم. همینطور همه عزیزان و هنرمندانی که همه هم جوان هستند و درواقع مثل فرزندان من هستند، دست همه را میبوسم و برایشان آرزوی سلامتی و موفقیت میکنم. به پاس این محبت سعی خواهم کرد روزبهروز با کار بهتر، این بزرگواری را جبران کنم، اگر عمری باشد.
ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید/ هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند
جناب آقای مهندس احمدپور، مدیر جوان و محترم رادیو البرز، این گام را برداشتند و نیروی جدیدی به من دادند. انشاءالله پایدار باشند.
بین هنرهای مختلف، دوبله، اجرای تلویزیون و رادیو کدام را میپسندید؟
دوبله، اجرای تلویزیون و رادیو تقریبا از یک خانواده هستند و نمیشود گفت کدام را بیشتر میپسندم.
برنامه آینده شما؟
به مولایم علی قسم، مرتب با خدای خود میگویم در این دنیا بیش از لیاقتم به من دادی. در این فرصت کوتاه باقیمانده نیز به من بیاموز برای سفر آخرت چگونه توشهای ذخیره کنم.
زینت پستادست
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: