تحقیقات پلیسی در این ارتباط ادامه داشت تا این که مرد شاکی دوباره به مرکز پلیس مراجعه و عنوان کرد، مردی ناشناس در تماس تلفنی با منزلم ادعا کرد فرزندم را ربوده و برای آزادی او 60 میلیون تومان پول خواست. ابتدا حرفهایش را جدی نگرفتم؛ ولی مرد ناشناس چند بار دیگر تماس گرفت و وقتی صدای گریه فرزندم را که تقاضای کمک میکرد پخش کرد، متوجه آدمربایی شدم. سرهنگ صادقی ادامه داد: با اطلاعات جدیدی که ماموران به دست آوردند، جستجو برای یافتن مخفیگاه آدمرباها آغاز شد تا این که در ادامه تحقیقات پلیس، مخفیگاه ربایندگان که منزلی در یکی از محلههای مشهد بود، شناسایی شد و ماموران 3 روز قبل با عزیمت به این محل، موفق به دستگیری یکی از ربایندگان شدند و پسر 8 ساله را که در یکی از اتاقهای خانه زندانی بود، نجات و تحویل خانوادهاش دادند.
با انتقال مرد آدمربا به اداره آگاهی مشهد، وی در اظهاراتش به پلیس گفت: از چندی قبل با خانواده شاکی آشنایی داشتم. به این ترتیب وسوسه شدم با ربودن پسر وی، از او 60 میلیون تومان اخاذی کنم. روز حادثه با مشاهده فرزند شاکی در خیابان به بهانه پرسیدن آدرس، او را با همکاری یکی از دوستانم ربودیم و با انتقال به منزلم، با خانوادهاش تماس گرفته و تقاضای پول کردیم که ناکام ماندیم. به دنبال اظهارات متهم، همدست وی تحت تعقیب پلیس قرار گرفت و روز گذشته دستگیر شد و با انتقال به مرکز پلیس، در بازجویی به همکاری با دوستش در عملی کردن نقشه آدمربایی اعتراف کرد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم