این حرف دیگر خیلی تکراری و نخنماست که اصغر فرهادی به استناد همین 4 فیلمی که ساخته، دقیقا میرود سراغ موضوعات پارادوکسیکالی که هیچ وقت به یک جواب مشخص نمیرسند. اگر در «شهر زیبا» اخلاق و قانون رو در روی هم قرار میگیرند و اگر «چهارشنبه سوری» نشان میدهد که تضادهای درونی و بیرونی ما آدمها چقدر جدی است، «درباره الی» کاری میکند که یک جماعت حقوقخوانده و قانوندان بعد از یک عمر، در فاصله بودن یا نبودن یک غریبه، به چالشی بیفتند که هیچ جوری نتوانند از دستش خلاص شوند.تابستان فصل مسافرت است و یکی از مهمترین گزینههای اکثر ما سفر به شمال است. اگر تازه از این سفر برگشته باشید، حستان موقع دیدن فیلم کم و بیش شبیه حس شنا در حاشیه کناره دریاست؛ مدام زیر پایتان خالی میشود و هر بار میگویید دیگر تمام شد. ولی یک پا که میگذارید عقب و پایتان به جایی گیر میکند، دلتان قرص میشود و دوباره تشویق میشوید این کار را تکرار کنید و با این کار به روزمرگی و تقدیری که همیشه خدا بدجور احاطهمان کرده و مدام زیر پایمان را خالی میکند، دهن کجی کنید و پوزخند بزنید. اما مسلما این بار موقع تکرار عینی این تجربه، یاد الی خواهید افتاد و فصل پرواز بادبادکش که این بار خودش هم با آن پرواز میکند و به نمایندگی از تقدیری که هر آن ممکن است زیر پای همه ما را خالی کند، لبخند تلخی تحویلمان میدهد. شاید هم زیر لب زمزمه میکند: «همیشه پیش از آن که فکر کنی، اتفاق میافتد.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم