سرهنگ محمدیان، رئیس پلیس آگاهی تهران در این باره گفت: روز 26 بهمن سال 87 مردی 53 ساله با مراجعه به کلانتری 121 سلیمانیه طی شکوائیهای اعلام کرد: ساعت 30/19 روز23 بهمن در خیابان پیروزی هنگام سوار شدن به خودرو، 3 نفر از جهتهای مختلف به من نزدیک شدند و پس از ضرب و شتم شدید با چاقو و تهدید اسلحه کلت، مرا به اطراف کرج منتقل و در مدت دو شبانهروز با شکنجه به وسیله چاقو و کابل گفتند، فردی با پرداخت 200 میلیون تومان از ما خواست تا تو را بکشیم، اما من حاضر شدم مبلغ بیشتری به آنها بدهم تا از کشتن من صرفنظر کنند.
به دنبال این شکایت به دستور توکلی، بازپرس شعبه پنجم دادسرای جنایی تهران پرونده برای رسیدگی تخصصی به کارآگاهان اداره یازدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ ارجاع شد.
شاکی در مقابل کارآگاهان اظهار کرد: «من پیمانکار ساختمانی هستم و وضعیت مالی خوبی دارم. زمانی که به آدمربایان گفتم، حاضرم پول بیشتری در مقابل آزادیام به آنها بپردازم، آنان از ضرب و شتم من دست برداشتند. در حسابهایم مبلغ قابل توجهی نبود لذا با یکی از دوستانم تماس گرفته و گفتم نیاز فوری به پول دارم و او نیز مبلغ 70 میلیون تومان به حسابم واریز کرد. همچنین یک فقره چک به مبلغ 35 میلیون تومان که در کیفم بود، از من گرفتند و عصر روز 24 بهمن حوالی شهریار رهایم کردند.»
سرهنگ محمدیان افزود: طبق گزارش پزشکی قانونی روی بدن گروگان بیش از 150 نقطه کبودی جراحت ناشی از اصابت ضربات چاقو، کابل و لوله و همچنین تعدادی شکستگی در نقاط مختلف بدن بوده که نشان از ضرب و شتم شدید و وحشیانه گروگان توسط گروگانگیران بود که به بستری شدن این مرد در بیمارستان منجر شد.
وی افزود: پلیس آگاهی تهران بزرگ تیم ویژهای از کارآگاهان اداره یازدهم (مبارزه با آدمربایی) را تشکیل داده تا به صورت ویژه موضوع را پیگیری کنند، اما آدمرباها هیچ سرنخی از خود باقی نگذاشته بودند. کارآگاهان در مرحله بعدی تحقیقات و با توجه به این که شاکی مدت کوتاهی موفق به دیدن چهره متهمان شده بود، به چهرهنگاری از آنان پرداخته و با بررسی شبانهروزی بانک اطلاعات مجرمان سابقهدار موفق شدند یکی از آنان را به نام حمید (27 ساله) که سارق سابقهدار موتورسیکلت و خودرو است، شناسایی کنند.
با شناسایی این فرد تحقیقات برای به دست آوردن اطلاعاتی از وی و کشف مخفیگاه وارد مرحله تازهای شده و سرانجام روز 25 خرداد سال 88 محمد را پس از 4 ماه تلاش و کار اطلاعاتی دستگیر و به اداره یازدهم منتقل کردند. محمد در پلیس آگاهی به ربودن و ضرب و شتم شاکی اعتراف و همدستانش به نامهای حامد و مسعود را نیز معرفی کرد که این دو متهم نیز 2 روز بعد و طی هماهنگیهای انجام شده با بازپرس پرونده و در همان باغی که گروگان خود را در آنجا نگهداری میکردند، شناسایی و دستگیر شدند.
این متهمان با انتقال به اداره یازدهم پلیس آگاهی و سپس مواجهه با شاکی، به آدمربایی اعتراف کردند و گفتند: حامد که از بستگان دور شاکی بود، اطلاعاتی درباره او در اختیار ما قرار داد.
پس از آن که شاکی را ربوده و به باغی در اطراف کرج منتقل کردیم، تصمیم گرفتیم طوری وانمود کنیم که گروگان فکر کند کسی به ما پول داده تا او را بکشیم، بنابراین بشدت او را مورد ضرب و شتم قرار دادیم تا راضی شود مبلغ بیشتری به ما بپردازد. بنابراین به او گفتیم فردی به ما 200 میلیون پرداخت کرده تا تو را بکشیم. ابتدا گروگان راضی شد به ما 300میلیون تومان بپردازد؛ اما در نهایت توانست تنها 70 میلیون تومان فراهم کند.
این متهمان در ادامه اعترافات خود اعلام کردند: پس از تماس شاکی با دوستش 70 میلیون به حساب وی واریز شد. او را مجبور کردیم تا چکی به همان مبلغ صادر و پس از تماس با آژانسی، چک را در اختیار راننده آژانس گذاشته تا آن را دریافت و به حساب یک صراف واریز کند. سپس به صرافی رفته و به همان میزان دلار دریافت کردیم.
پرونده دوم آدمربایی
رئیس پلیس آگاهی تهران تصریح کرد: در ادامه رسیدگی به پرونده آدم ربایان از سوی کارآگاهان و احتمال این که سرقتهای دیگری نیز مرتکب شدهاند، مشخص شد این افراد سال 83 نیز یک طلافروش را ربودهاند. محمد که در همسایگی طلافروش، دفتر آژانس تاکسی تلفنی را اداره میکرد، با اطلاع از نحوه ورود و خروج و مشخصات محل سکونت این طلافروش در کرج، 6خرداد 83 وی را در حالی که از منزلش به سمت محل کار در حرکت بود، ربود و به باغی در دماوند منتقل کرد. متهمان درخصوص این آدمربایی اظهار کردند ابتدا با ضرب و جرح شدید و تهدید به مرگ گروگان خود، کلیدها و رمز گاوصندوق طلافروشی را از وی گرفتهاند و پس از مراجعه به محل، 5/2 کیلوگرم طلا از آنجا سرقت کردهاند.
با تلاش کارآگاهان، مالباخته که پس از این اتفاق، طلافروشی خود را تعطیل کرده بود شناسایی و با اخذ پرونده از مرجع مربوطه در تحقیقات معلوم شد غیر از طلاهای مسروقه (5/2 کیلوگرم) جواهرات برلیان وی نیز به ارزش 130 میلیون تومان به سرقت رفته که یکی از آدمرباها این موضوع را از دیگر همدستان خود مخفی کرده بود. در این ارتباط یکی از خریداران طلاهای مسروقه به نام اکبر شناسایی و دستگیر شد.
پرونده سوم آدمربایی
با دستگیری 3 نفر دیگر از متهمان در دومین پرونده آدمربایی (5/2 کیلوگرم طلا به همراه جواهرات برلیان) و احتمال ارتکاب سرقتهای دیگر، این افراد اعتراف کردند: با توجه به این که اکبر در کار طلاسازی بود، با معرفی یکی دیگر از طلافروشان 26اردیبهشت 84 صاحب طلافروشی را که مرد میانسالی بود، از نزدیکی منزلش در خیابان شریعتی ربودیم و به باغی در اطراف دماوند منتقل کردیم و پس از ضرب و شتم و تهدید فراوان، کلیدهای گاوصندوق طلافروشی و کارگاه طلاسازی وی را گرفتیم و 27 کیلوگرم طلا از این دو محل سرقت کردیم تا طلاها پس از سرقت به اکبر و 2 نفر دیگر به نام عباس و حمید فروخته شوند که این دو نفر نیز 15تیرماه 88 در خیابان پیروزی دستگیر شدند.
پرونده چهارم آدمربایی
محمدیان افزود: در ادامه تحقیقات، پرونده دیگری نیز به سرقتها و آدمربایی این متهمان خشن و بیرحم اضافه شد. گروگانگیران درباره چهارمین طعمه خود اظهار کردند: تحت پوشش مامور، سال 85 به یک پمپ بنزین در شرق تهران مراجعه کردیم و ضمن بستن دست و پا و دهان کارگران و مدیر پمپ بنزین، آنان را در یک اتاقک حبس کردیم. بعد تعدادی از آدمرباها با پوشیدن لباس کارگران، اقدام به سرویسدهی به شهروندان کردند و بقیه افراد وجوه گاوصندوق پمپ بنزین را به مبلغ تقریبی 10میلیون تومان سرقت کردند و متواری شدند.
سرهنگ عباسعلی محمدیان، رئیس پلیس آگاهی تهران بزرگ تصریح کرد: با اعلام خبر دستگیری این باند آدمربایی در تیرماه امسال، تعدادی از شهروندان تهرانی که در یکی دو سال اخیر به شیوههای فوق از آنان سرقت شده، به اداره یازدهم پلیس آگاهی مراجعه کردهاند که تحقیقات از متهمان در خصوص این پروندهها نیز ادامه دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم