فیلمهایی را که فعلا روی پرده هستند، میشود دقیقا به 2 دسته تقسیم کرد؛ یکی «درباره الی» و آن یکی همه فیلمها غیر از «درباره الی!»اگر فکر میکنید این فقط یک شوخی است، میتوانید همه آن «و غیره» یعنی «خروس جنگی» و «هر چی تو بخوای» و «پسر تهرونی» و «پاتو زمین نذار» و «امشب شب مهتابه» را ببینید و بعد که به این نتیجه رسیدید هیچ کدام فرق چندانی با هم ندارند، بروید «درباره الی» را ببینید. ولی لازم است قبلش بدانید که یکی دو هفتهای است بلیت سینما برخلاف نرخ تورم کمی تا قسمتی بالا رفته و ممکن است این آزمایش و سعی و خطا خیلی به مذاقتان خوش نیاید.
این حرف دیگر خیلی تکراری و نخنماست که اصغر فرهادی به استناد همین 4 فیلمی که ساخته، دقیقا میرود سراغ موضوعات پارادوکسیکالی که هیچ وقت به یک جواب مشخص نمیرسند.
اگر در «شهر زیبا» اخلاق و قانون رو در روی هم قرار میگیرند و اگر «چهارشنبه سوری» نشان میدهد که تضادهای درونی و بیرونی ما آدمها چقدر جدی است، «درباره الی» کاری میکند که یک جماعت حقوقخوانده و قانوندان بعد از یک عمر، در فاصله بودن یا نبودن یک غریبه، به چالشی بیفتند که هیچ جوری نتوانند از دستش خلاص شوند.تابستان فصل مسافرت است و یکی از مهمترین گزینههای اکثر ما سفر به شمال است.
اگر تازه از این سفر برگشته باشید، حستان موقع دیدن فیلم کم و بیش شبیه حس شنا در حاشیه کناره دریاست؛ مدام زیر پایتان خالی میشود و هر بار میگویید دیگر تمام شد. ولی یک پا که میگذارید عقب و پایتان به جایی گیر میکند، دلتان قرص میشود و دوباره تشویق میشوید این کار را تکرار کنید و با این کار به روزمرگی و تقدیری که همیشه خدا بدجور احاطهمان کرده و مدام زیر پایمان را خالی میکند، دهن کجی کنید و پوزخند بزنید.
اما مسلما این بار موقع تکرار عینی این تجربه، یاد الی خواهید افتاد و فصل پرواز بادبادکش که این بار خودش هم با آن پرواز میکند و به نمایندگی از تقدیری که هر آن ممکن است زیر پای همه ما را خالی کند، لبخند تلخی تحویلمان میدهد. شاید هم زیر لب زمزمه میکند: «همیشه پیش از آن که فکر کنی، اتفاق میافتد.»
جابر تواضعی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم