دکتر مجید عباسی اشلقی*

حرکت به شرق

یکی از سنت‌های دیرپای روسی تدوین اصول کلان سیاست‌های امنیتی و نظامی است؛ به طوری‌که از سال 1912 در روسیه سابقه تدوین دکترین نظامی وجود داشته و بعدها این موضوع به سایر بخش‌ها نظیر سیاست خارجی و امنیت ملی نیز تسرّی پیدا کرده است.
کد خبر: ۲۶۷۸۲۴

پس از فروپاشی اتحاد شوروی، نخستین سند مفهومی سیاست خارجی در سال 1993 و دومین آن در 28 ژوئن سال 2000 در آغاز دوران زمامداری ولادیمیر پوتین تدوین و تصویب شد.

این دکترین در 15 جولای سال 2008 توسط دیمیتری مدودف، رئیس‌جمهور جوان روسیه با توجه به تحولات رایج در نظام بین‌الملل نوسازی و تحت عنوان دکترین جدید سیاست خارجی روسیه مطرح شد. اصلی‌ترین محورهای این دکترین که در نشست 15 و 16 جولای سال 2008 سفرا و نمایندگان روسیه در مسکو اعلام شد، عبارتند از:

1. تأکید بر افزایش نقش روسیه در روند تحولات جهانی

2. تأکید بر اینکه سیاست جهانی دچار تغییرات اساسی شده و باید متناسب با آن سیاست خارجی روسیه نیز تغییر کند

3. توجه به این نکته مهم که در جهان کنونی رویارویی ایدئولوژیک و میراث جنگ سرد کنار گذاشته شده است

4. توجه به روند جهانی‌سازی و چالش‌های جدّی آن

5. کنار گذاشتن مفاهیمی نظیر دشمن و استفاده از مفاهیمی همچون رقابت و همکاری در برابر غرب

6. احتراز از برخوردهای یک‌جانبه و حمایت از اصول حقوق بین‌الملل

7. مشارکت فعال روسیه در شکل دادن به نظم نوین جهانی

8. تغییر جهتگیری در سیاست خارجی از اروپا و آمریکا به سوی آفریقا و آمریکای‌لاتین و تداوم اولویت کشورهای جامعه مشترک‌المنافع در سیاست خارجی روسیه.

در میان اصول فوق بند هشتم مبنی بر تغییر جهت سیاست خارجی روسیه از اروپا و آمریکا به سمت آفریقا و آمریکای‌لاتین از سایر بندها مهم‌تر جلوه می‌کند. به نظر می‌رسد روسیه به موازات افزایش فشارهای آمریکا که جلوه بیرونی آن در ماجرای استقرار سپر دفاع موشکی در شرق اروپا و نیز گسترش نفوذ ناتو به حوزه حیاط خلوت روسیه در جمهوری‌های شوروی نمود یافته همه امکانات خود را بسیج کرده است تا مانع توسعه نفوذ بیشتر آمریکا در محیط پیرامونی خود شود.

به همین دلیل مسکو سند راهبردی جدید سیاست خارجی خود را به سوی حیاط خلوت آمریکا در آمریکای‌لاتین سوق داده است. توسعه روابط نظامی با کوبا و ونزوئلا و برگزاری مانورهای مشترک دریایی با کشورهای آمریکای‌لاتین از جمله اقداماتی است که روسیه در یک‌سال اخیر انجام داده است.

روس‌ها در این مدت نشان داده‌اندکه نسبت به کشورهای مستقل جامعه مشترک‌المنافع نیز حساس هستند و به راحتی اجازه ورود آمریکا به محدوده امنیتی خود را نمی‌دهند.

پاسخ سریع و قاطعانه روسیه به حمله گرجستان به اوستیای‌جنوبی حاکی از این امر است. روس‌ها بر این اعتقادند که حمله به تفلیس مانع از گسترش بیش از پیش ناتو به حوزه نفوذ روسیه شده و از اجرای یک سناریوی خطرناک امنیتی پیشگیری کرد. ضمن این‌که از پیوستن اکراین به ناتو( هنوز از دستور کار حذف نشده است) که می‌توانست قوس مناقشات در مرزهای روسیه را گسترده‌تر کند، پیشگیری کرد.

رفتار روسیه در قبال بحران گرجستان و عضویت احتمالی اکراین در سازمان پیمان آتلانتیک‌شمالی (ناتو) حاکی از تداوم سیاست عملگرایانه و اهمیت محیط امنیتی پیرامونی برای سیاست خارجی روسیه است. یکی از تحولات محسوس دیگری که در سیاست خارجی مدودف که تداوم سیاست‌های پوتین نیز محسوب می‌شود تلاش مضاعف برای برقراری نظام چند قطبی است.

در یک‌سال اخیر توجه ویژه‌ای به چین شده به گونه‌ای که نخستین سفر رئیس‌جمهور جوان روسیه به این کشور صورت گرفته که حاکی از تداوم روابط راهبردی بین دو طرف است.

گفتگو با مقامات هندی و ایرانی و تداوم همکاری‌های هسته‌ای با ایران و نیز سفر دکتر محمود احمدی‌نژاد، رئیس جمهوری اسلامی ایران به مسکو در ژوئن سال 2009 برای شرکت در اجلاس سران کشورهای عضو و ناظر «سازمان همکاری‌های شانگهای» و روند مذاکرات و گفتگوهای این اجلاس، حاکی از پررنگی سیاست حرکت به شرق در سیاست خارجی مسکو است.

علاوه بر این نباید از ایفای نقش فعال روسیه در موضوع هسته‌ای کره‌شمالی نیز غافل شد. به عبارت بهتر می‌توان ادعا کرد در یک‌سال اخیر کمیت روابط با غیر غرب به کیفیت جدیدی تبدیل شده است. فشرده شدن تماس با کشورهای عضو BRIC (حرف اول کشورهای برزیل، روسیه، هند و چین) و سفرهای رئیس‌جمهور روسیه به کشورهای اصلی آمریکای‌لاتین و هند، ملاقات با رهبران کره‌جنوبی و نظایر آن نشان می‌دهد که سیاست خارجی روسیه به سوی چند وجهی شدن که جوابگوی وضعیت کنونی و آینده جهان است، پیش می‌رود.

توجه به بازارهای بکر و اقتصاد نوپای کشورهای آفریقایی نیز حاکی از توجه ویژه روس‌ها به عامل اقتصاد در سیاست خارجی و توجه به اهمیت روندهای جهانی شدن است. رئیس‌جمهور روسیه با پررنگ‌تر کردن عامل اقتصاد در سیاست خارجی منافع این کشور را در نهادها، سرمایه‌گذاری‌ها، زیر ساخت‌ها، نوآوری و عقل و خرد تعریف کرده و با سیاست خارجی فعال در صدد تحقق آنهاست. در کنار فعالیت‌های ذکر شده روس‌ها به خوبی می‌دانند که روابط وخیم با غرب و به‌ویژه ایالات‌متحده اصولا به نفع آنها نیست زیرا میدان مانور مسکو را در نظام بین‌الملل تنگ می‌کند. روس‌ها به خوبی می‌دانند که توسعه روابط با شرکای جدید در شرایط مناسبات سالم و خوب با غرب همیشه بهتر از توسعه این روابط بدون داشتن روابط مناسب با غرب است چرا که در این‌صورت این تلاش به عنوان جستجوی جایگزینی برای روابط با غرب جلوه می‌کند.

بازسازی روابط با اتحادیه‌اروپا و خروج از بحران نظری و ورود به مرحله عملگرایی بویژه در موافقتنامه‌ها و قراردادهای انرژی از اولویت‌های روسیه در روابط با اروپا بوده است. همچنین دیدارها و گفتگوهای سران کشورهای روسیه و آمریکا نیز نشانگر توجه هر دو طرف به لزوم تداوم راهبردی با یکدیگر است.

با توجه به شرایط موجود و تحولات سیاست خارجی روسیه از سال 2008 بدین سو، به نظر می‌رسد دکترین مدودف نیز بر عملگرایی مبتنی بر منافع ملی که سنت دیرینه سیاست خارجی روس‌ها است، استوار شده است.

مقامات سیاست خارجی روسیه تلاش دارند تا همراه با نگاه عمیق‌تر و دقیق‌تر به شرق، همچنان حرکت خود به سوی غرب را نیز ادامه دهند. به عبارت بهتر می‌توان جوهره دکترین جدید سیاست خارجی روسیه را نگاه به غرب و حرکت به سوی شرق دانست.

*دکترای روابط بین الملل و مدرس دانشگاه

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها