نقش‌های ماندگار

شخصیت‌های فیلم‌های خوب، همچون انسان‌های واقعی زنده‌اند و اگر در فیلمنامه به اقتضای داستان، زندگی‌شان خاتمه یابد، در دنیای اذهان، نامیرا و ابدی‌اند. نقش‌های ماندگاری که به «تاریخ» می‌پیوندند: تاریخ حیات بشر.
کد خبر: ۲۶۷۲۱۵

«فیروزه» در «شهر زیبا» (1)‌

کسی را ندارد. تنهاست با درد شوهر معتادی که یک‌سال و نیم است از او طلاق گرفته ولی برای خاطر آسایش و امنیت در محله، هنوز او را شوهر خودش معرفی می‌کند و نیز تنهاست با غم برادری که بزودی اعدام می‌شود و همین‌طور با رنج نگهداری از کودک خردسالی که هیچ‌کس بالای سرش نیست. با این همه مأیوس نیست. اگرچه گویا دیگر نسبت به گرفتن رضایت از پدر ملیحه دلسرد شده است اما آمدن «اعلا» این دلسردی را هم از وجودش می‌زداید. او دوباره سعی می‌کند، دوباره التماس می‌کند و دوباره تحقیر می‌شود، اما این بار تنها نیست.

دوستان اکبر برای فیروزه دوست محسوب می‌شوند و حتی از این هم نزدیک‌تر: فامیل. فیروزه در مقابل مأموران نیروی انتظامی‌ از اعلا به عنوان فامیل نام می‌برد و در دعوای بین او و شوهر سابقش هم طرف اعلا را می‌گیرد. ولی این تنها انگیزه فیروزه از جانبداری از اعلا نیست. خواهر اکبر این دوست فداکار برادرش را دوست دارد. نه به عنوان برادر، نه به عنوان دوست برادر که به عنوان همدم و همدرد. به عنوان یار و مونس و سایه بالاسر. به عنوان همسر.

اما تقدیر همان‌طور که همیشه سخت‌ترین آزمون‌ها را پیش پای فیروزه نهاده تا صبر و استقامت او را به مبارزه بطلبد این بار هم او را وادار به انتخابی بسیار سخت و پیچیده می‌کند. پدر ملیحه راضی شده به جای قصاص دیه طلب کند و به دنبالش هم رضایت داده به جای دیه دامادی اعلا را بپذیرد، اما آیا این بهای مناسبی برای زنده ماندن اکبر است؟ فیروزه حالا باید بین اکبر و اعلا یکی را انتخاب کند. مساله هم فقط خواست خود او نیست، پای زندگی و آینده اعلا هم در میان است. چه باید کرد؟ فیروزه از طرفی پیشنهاد مادر سمیه را به اعلا نمی‌گوید و از طرف دیگر وقتی اعلا ماجرا را می‌فهمد در را به روی او باز نمی‌کند و سعی می‌کند با او قطع رابطه کند. اگر فقط اولی بود می‌گفتیم فیروزه در این دوراهی سخت اعلا را انتخاب کرده و اگر فقط دومی‌ بود می‌گفتیم اکبر را. اما فیروزه فهمیده‌تر و بزرگ‌تر از آن است که اشتباه کند. زندگی به او تصمیم درست را  اگرچه غم‌انگیز و سخت باشد  آموخته. فیروزه تصمیم را به خود اعلا وامی‌گذارد. اوست که باید انتخاب کند. اگر نخواست با سمیه ازدواج کند که خوب فیروزه هم او را به چنین کاری نه مجبور کرده و نه حتی ترغیب و اگر هم حاضر شد زیر بار این شرط غیرمنصفانه برود باز فیروزه با فاصله‌ای که از او گرفته راه را برای این انتخاب او باز گذاشته است. براستی انتخاب سختی است و چه بزرگ است فیروزه که در گذشته قربانی انتخاب دیگران شده و امروز هم مثل قبل خود را فدایی انتخاب دیگران می‌کند. چه بزرگ است فیروزه که بعد از تمام این سختی‌ها و رنج‌ها هنوز دیگرخواه است و ذره‌ای خودخواهی و خودبینی در وجودش نیست.

عاقبت این روح بلند نمی‌تواند آرامش و سعادت و نیکبختی نباشد. چه نام با مسمایی دارد او. این شهر زشت می‌تواند زیبا باشد اگر نگین آن، وجود مهربان خواهرها، مادرها و همسران فداکاری همچون «فیروزه» باشد.

1- فیلم سینمایی شهر زیبا، دومین فیلم اصغر فرهادی که در سال 1383 تولید و با اکران عمومی موفقی روبه‌رو شد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها