درباره فیلم نیویورک

یازدهم سپتامبر هندی

نیویورک،‌ اولین فیلم موفق و پرفروش سینماهای هند، پس از پایان اعتصاب دو ماهه اتحادیه تهیه‌کنندگان علیه مالکان مولتی پلکس‌هاست. پس از پایان اعتصاب، به مدت 3 هفته هیچ یک از فیلم‌های جدید هندی در گیشه نمایش با موفقیت مالی روبه‌رو نشد، اما نیویورک به این وضعیت ناامیدکننده خاتمه داد و با پر کردن سالن‌های نمایش فیلم از تماشاچی، دوباره لبخند را بر لب‌های اهالی صنعت سینمای بالیوود آورد. نیویورک در 10 روز اول نمایش خود در هند و دیگر کشورهای جهان، 11 میلیون دلار فروش کرد و با این رقم فروش، لقب موفق‌ترین اثر سینمایی سال 2009 سینمای هند را (تا این تاریخ) به خود اختصاص داد. جان آبراهام، کاترینا کایف، نیل نینتین موکش و عرفان‌خان بازیگران اصلی فیلم هستند. این درام خانوادگی و اجتماعی را کبیرخان براساس فیلمنامه‌ای از ساندیپ سریواستاو کارگردانی کرده است.
کد خبر: ۲۶۷۲۱۰

قصه

شهر نیویورک در روزهای آغازین سال 1990 آرام است و اهالی شهر مشغول زندگی و کار خود هستند. سام (با بازی آبراهام) جوانی هندی است که در این شهر درس می‌خواند. او دانشجوی رشته حقوق است و در اوقات بیکاری در یک رستوران کار می‌کند تا بتواند هزینه تحصیل خود را تامین کند. مایا (با بازی کایف) همکلاسی اوست. آنها در دوران کودکی در هند همسایه بوده‌اند. مایا مشکلات درسی خود را با کمک سام حل می‌کند و یکی از دانشجویان ممتاز دانشگاه است. جمع 3 نفره آنها را عمر (با بازی نینتین موکش) تکمیل می‌کند. عمر در بدو ورود به دانشگاه اختلافاتی با سام پیدا کرد و به عنوان رقیب درسی او شناخته شد. ولی این رقابت بزودی تبدیل به یک دوستی عمیق شد. سام، مایا و عمر در ساعات روزهای تعطیل، با یکدیگر به گشت و گذار در شهر می‌پردازند و پاتوق دائمی آنها، کنار آب رودخانه‌ای است که دو ساختمان بزرگ و دوقلوی برج مرکز تجارت جهانی در آنجا قرار دارد. ارتفاع و بلندی این مرکز، توجه آنها را نیز مثل بقیه اهالی، به خود جلب کرده است، اما این اوضاع آرام، ناگهان در روز یازدهم سپتامبر به هم می‌ریزد و شهر، مورد حمله تروریستی گروه القاعده قرار گرفته و دو برج مرکز تجارت جهانی، در برابر دیدگان حیرتزده مردم شهر نابود شده و فرو می‌ریزد. سام، مایا و عمر هم مثل بقیه مردم شهر گیج و وحشتزده هستند. با پایان حمله و مهار حملات توسط دولت مرکزی، دور تازه‌ای از مشکلات شروع می‌شود. سام، مایا و عمر مثل بسیاری دیگر از شهروندان آسیایی و خاورمیانه‌ای مقیم آمریکا به مراکز پلیس احضار می‌شوند. آنها ساعت‌ها مورد بازجویی و پرسش و پاسخ قرار می‌گیرند تا ثابت شود، ارتباطی با عوامل تروریستی ندارند. شرایط زندگی برای آنها هم مثل بسیاری دیگر از مردم شهر، سخت و غیرقابل تحمل شده است. در چنین اوضاع و احوالی است که سام و عمر از یکدیگر دور می‌افتند و همدیگر را گم می‌کنند. هشت سال پس از این اتفاق، یک روز عمر به شکل پیش‌بینی نشده سام را در خیابان‌های نیویورک می‌بیند. دوستی قدیمی دوباره زنده می‌شود و شکل می‌گیرد. سام و مایا با یکدیگر ازدواج کرده‌اند و صاحب یک فرزند هستند. مایا از دیدن دوباره عمر خیلی خوشحال می‌شود، اما زمانی که بحث بین دوستان قدیمی شروع می‌شود، تفاوت‌ها آشکار می‌شود. سام و عمر درباره نوع عملکرد دولت آمریکا در قبال حوادث یازدهم سپتامبر و موضع آن نسبت به مهاجرین آسیایی، دیدگاه‌های متفاوتی دارند. همین تفاوت دیدگاه است که سام را به این باور می‌رساند که عمر با گروه‌های تندرو و تروریستی رابطه دارد. در چنین شرایطی است که پای روشن (با بازی عرفان‌خان)‌ به ماجراها کشیده می‌شود. او یک پلیس هندی است که در آمریکا کار و فعالیت می‌کند، آیا سام در مورد دوست و همکلاس قدیمی خود درست فکر می‌کند؟ وی تلاش دارد به این دوست کمک کند، ولی تا کجا می‌تواند پیش برود؟

نقد

«نیویورک» یک فیلم بالیوودی است که شباهت چندانی به دیگر فیلم‌های بالیوودی سال‌های اخیر ندارد. سه بازیگر مطرح و جوان سینمای عامه‌پسند و فراگیر هند نقش‌های اصلی آن را بازی کرده‌اند، شروع فیلم البته شبیه بقیه ملودرام‌های هندی است، ولی وقتی این قصه جلو می‌رود مشخص می‌شود که تماشاچی با نوع دیگری از سینما سر و کار دارد. فضای فیلم تلاش دارد حال و هوایی دلهره‌آور شبیه کارهای آلفرد هیچکاک یا برایان دی‌پالما داشته باشد. البته کبیرخان کارگردان فیلم، موفق نمی‌شود به کیفیت بالای کاری این دو فیلمساز (و بویژه هیچکاک)‌دست پیدا کند، ولی تلاش‌های صادقانه وی در این راه قابل تحسین است. این فیلم هم مثل تعدادی دیگر از محصولات سال‌های اخیر بالیوود، قصه‌اش را در یک طول زمانی زیاد تعریف می‌کند. اخیرا در سینمای هند مد شده است که قصه فیلم در شروع ماجرا کاراکترهای اصلی خود را معرفی می‌کند و خیلی سریع به چند سال بعد (معمولا 8 سال)! کات می‌خورد، در این حالت، این کاراکترها که طی این مدت از حال و احوال یکدیگر بی‌خبر بوده‌اند، دوباره همدیگر را پیدا می‌کنند، اما مساله اصلی اینجاست که شرایط مثل سابق نیست و معمولا یکی از آنها یک مشکل خیلی بزرگ دارد. در قصه «نیویورک» کاراکتر عمر که حالا مدیر یک شرکت تاکسیرانی در نیویورک است، متهم به تهیه اسلحه برای گروه‌های تروریستی است و دوستان قدیمی و صمیمی او مایا و سام (که البته طی این 8 سال هیچ خبر و اطلاعی از او نداشته‌اند)‌ قصد کمک به او را دارند. «نیویورک» ملغمه‌ای از تمام عناصری است که سینمای هند برای جذب تماشاچی از آنها بهره می‌گیرد، اما این بار، قصه‌ای جذابتر دارد که سعی می‌کند به شکلی کاملا منطقی و معقول، حوادث و ماجراهای خود را تعریف کند. در عین حال، این فیلم با قصه‌ای که دارد، سیاه‌تر از محصولات همیشگی بالیوود است. منتقدین سینمایی در هند، فیلم را یک کار آبرومند و موجه معرفی کرده‌اند و استقبال تماشاگران از آن نشان می‌دهد که آنها هم با منتقدان سینمایی همراه و همسو هستند. موفقیت خوب مالی فیلم در گیشه نمایش هم حال و هوای خاصی به سینمای هند و جامعه هنری آن داده است. پس از شکست تجاری یک دوجین فیلم سینمایی، پرفروش‌ شدن این فیلم، صنعت سینمای هنر را به تداوم موفقیت محصولات خود در میانه فصل تابستان امیدوارتر کرده است. «نیویورک» را شرکت قدیمی و معتبر «یاش راج فیلم» تهیه کرده که غالب آثاری که تهیه می‌کند، در گیشه نمایش با موفقیت مالی خوبی روبه‌رو می‌شوند.

کیکاووس زیاری

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها