در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
جمعیت ایران در سال 1200 و پیش از حمله مغول 5/2 میلیون نفر بوده. این جمعیت در سال 1800 کمتر از 5 میلیون نفر بود. به عبارت دیگر، جمعیت کشور در طول 6 قرن فقط 2 برابر شده است.در طول یک قرن بعد و تا سال 1900، 3 میلیون نفر به جمعیت ایران اضافه شد. روزنامههای تهران23 آذر 1355 گزارش کرده بودند که جمعیت ایران 34 میلیون و نفوس تهران و حومهاش 3 میلیون و 700 هزار تن است. سال 1355 سال سرشماری هر 10 سال یکبار ایران بود. جمعیت ایران 27 سال پس از آن زمان، تقریبا 2 برابر و نفوس تهران 3 برابر شده است.
در سال1355 سومین سرشماری عمومی،افزایش جمعیت از 79/25 میلیون نفر در سال 1345 به 71/33 میلیون نفر را نشان داد که معادل کاهش متوسط رشد سالانه جمعیت از 13/3 درصد در فاصله سالهای 45 1335 به 71/2 درصد در فاصله سالهای 55 1345 بوده است. چهارمین سرشماری در سال 1365 جمعیت را 49 میلیون و 445 هزار و 10 نفر با رشد 9/3 درصد اعلام کرد. در سال 1375جمعیت کشور 60 میلیون و 55 هزار نفر بود.
جمعیت کل کشور براساس سرشماری 1385 حدود 70 میلیون و 472 هزار نفر است که در مقایسه با جمعیت 60 میلیون و 55 هزار نفری سال 1375 رشدی معادل 61/1 درصد را در سال نشان میدهد. میانگین رشد جمعیت کشور طی دهه 1375 1365 معادل 96/1 درصد بوده است. با توجه به این روند میتوان قضاوت کرد نرخ رشد جمعیت که در دهه 1365 1355 با شتاب فزایندهای همراه بوده بتدریج کاهش یافته و در حال حاضر روند کنترل شدهای را نشان میدهد.
جمعیت شهری کشور در سال 1385، معادل 5/68 درصد جمعیت کل کشور و برابر با 48 میلیون و 245هزار نفر بوده است که در مقایسه با جمعیت شهری سال 1375، رشدی برابر با 7/2 درصد را در سال نشان میدهد.
جمعیت شهری کشور در سال 1365 معادل 3/54 درصد، در سال1375 معادل 3/61 درصد و در سال 1385 معادل 5/68 درصد جمعیت کل کشور بوده و در 2 دهه 1385 1365 نرخ رشد سالانه جمعیت شهری معادل 3 درصد بوده است.
جمعیت روستایی کشور که در سالهای 1365 و 1375 به ترتیب 7/45 درصد و 7/38 درصد جمعیت کل کشور بود، در سال 1385 به 5/31 درصد رسیده است. متوسط بعد خانوار کل کشور در سال 1385 برابر با 03/ 4 نفر بوده که معادل 8/0 نفر کمتر از بعد خانوار در سال 1375 است. این شاخص در سال 1375، 84/4 نفر بوده است. در سال 1385 بعد خانوار روستایی 36/4 نفر و بعد خانوار شهری 89/3 نفر بوده است. بیشترین بعد خانوار در استان سیستان و بلوچستان معادل 12/5 نفر و کمترین آن در استانهای گیلان و تهران معادل 59/3 نفر و 60/3 نفر بوده است.
جمعیت زیر 14 ساله کشور که در دهه 13651355 حدود نیمی از جمعیت کشور را تشکیل میداد در سال 1385، 08/23 درصد از جمعیت کشور را در برمیگیرد و از این لحاظ جامعه ایران بتدریج ویژگی دارا بودن جمعیت بسیار جوان را پشت سر میگذارد. جمعیت فعال 10 ساله و بیشتر کل کشور در سال 1385 معادل 23 میلیون و 466 هزار نفر بوده که 25/87 درصد آنها شاغل هستند.
جمعیت فعال 10 ساله و بیشتر، در سال 1385 در مناطق شهری 15 میلیون و 929 هزار نفر بوده است که 18/88 درصد آن را شاغلان و 82/11 درصد آن را بیکاران تشکیل میدادند. در مناطق روستایی در همین سال7میلیون و 493هزار نفر جمعیت فعال شمارش شدهاند که 27/85 درصد آن را شاغلان و 73/14 درصد آن را بیکاران تشکیل دادهاند.
درصد شهرنشینی در کشور از 3/61 درصد در سال 1375 به 5/68 درصد در سال 1385 افزایش یافته است. این فرآیند بر اثر 2 پدیده مهاجرت روستاییان به شهرها و تبدیل روستاها به شهر حاصل شده است.
در سال 1385، 5/31 درصد جمعیت کشور در مناطق روستایی و عشایری ساکن بودهاند. طی دهه 13851375 سالانه به طور متوسط 44/0 درصد از جمعیت روستایی کشور کاهش یافته که ناشی از مهاجرت به شهرها و تبدیل روستاها به شهر بوده است. به این ترتیب در دهه 13851375 بیشترین جریان مهاجرت و نیز تبدیل روستاها به شهرها در استان اصفهان (87/2 درصد)، مرکزی (31/2درصد) و تهران (07/2 درصد) اتفاق افتاده است.
در کل کشور تنها استانهای سیستان و بلوچستان، فارس، کرمان، هرمزگان و کهگیلویه و بویراحمد نرخ رشد مثبت در جمعیت روستایی خود را در دهه اخیر داشتهاند.
موفقیت در کنترل جمعیت
در ایران کنترل جمعیت و تنظیم خانواده به صورت پراکنده در سال 1337 شروع شد. از سال 1348 این کار به صورتی متمرکز ادامه یافت.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1365 توجهها به افزایش جمعیت جلب شد و پس از اولین سمینار ملی جمعیت و توسعه در سال 1367 برنامه ملی تنظیم خانواده مورد تایید حضرت امام خمینی در سال 1368 قرار گرفت و متعاقب آن دولت سیاست تحدید موالید را اعلام کرد. در سال 1368 این سیاست رسمی با عنوان تنظیم خانواده اتخاذ شد و اجرای آن به وزارتخانههای بهداشت و درمان و آموزش پزشکی، فرهنگ و آموزش عالی، آموزش و پرورش و سازمانهای ذی ربط دیگر واگذار شد.
در سال 1370 لایحه کنترل جمعیت و تنظیم خانواده از طرف دولت تهیه و تقدیم مجلس شد و در سال 1372 از تصویب مجلس گذشت و به تایید شورای محترم نگهبان رسید. این مصوبه نشانه بارز حمایت همه جانبه نظام جمهوری اسلامی ایران و تعهد سیاسی دولت از اجرای برنامههای تنظیم خانواده و کنترل جمعیت است. این قانون نه فقط به قطع انگیزهها و پاداشهای متعلقه به خانوادههای پر اولاد و فرزندان زیاد دست زد، بلکه به موازینی فراتر از تنظیم خانواده مانند ایجاد فرصتهای آموزشی و اشتغال زنان، تامین امکان بقای نوزادان از طریق بهبود خدمات بهداشت مادر و کودک از یکسو و از سوی دیگر گسترش پوشش نظام تامین اجتماعی به عنوان منبع تامین و حمایت سنین کهولت تاکید داشت.
با کوششهای انجام شده، حجم جمعیت ایران که میرفت به حد 93 میلیون نفر تا سال 1385 افزایش یابد، اینک در حد 70 میلیون نفر متوقف شده و از این طریق فقط در فاصله سالهای 1385 1368 از حدود 23 میلیون اضافه بار جمعیت در کشور جلوگیری شده است.
اهمیت تنظیم خانواده
تنظیم خانواده در 2 بعد خانواده و جامعه اهمیت دارد.تنظیم خانواده در مقیاس خانوادگی، وسیلهای برای فاصلهگذاری بین فرزندان و تعیین تعداد فرزندان است.
برخلاف برداشت عمومی، تنظیم خانواده تنها ابزار کنترل جمعیت است. در این نگرش، جنبههای ارتقای سلامت تنظیم خانواده که در سطح خانواده و جامعه از اهمیت زیادی برخوردار هستند، نادیده گرفته میشود.
برنامههای تنظیم خانواده و جمعیت، منحصر و محدود به کنترل باروری در زن نیست و ابعاد مهمتری نظیر جنبههای بهداشتی، اجتماعی، اقتصادی، حقوقی، روانی و فرهنگی را نیز شامل میشود که به مراتب از اهمیت بیشتری برخوردارند. یکی از اهداف برنامههای تنظیم خانواده، توانمندسازی خانوادهها برای تصمیمگیری آزادانه، آگاهانه و مسوولانه به منظور تعداد و فاصلهگذاری بین فرزندانشان است. افزایش آگاهی جامعه از تاثیر بارداریهای ناخواسته و پرخطر بر سلامت مادر و کودک، موجب بهبود سلامت خانواده و در نهایت جامعه میشود.
در کشور ما نسبت مرگ مادران ناشی از بارداری و زایمان از مقدار 91 مرگ در 100 هزار تولد زنده در سال 1366 به 4/37 مرگ مادر در 100 هزار تولد زنده در سال 1375 کاهش یافته است. اطلاعات سال 1384 کاهش بیشتر این نسبت را تا 6/24 مرگ مادر در 100هزار تولد زنده نشان میدهد. حدود همین فاصله زمانی پوشش روشهای مطمئن پیشگیری از بارداری از 5/27درصد در سال 1368 به 60 درصد در سال 1384 افزایش یافته است. این میزانها میتواند نشان دهند که در ایران نیز مانند دیگر کشورهای جهان شاید بتوان تنظیم خانواده را به عنوان یکی از مهم ترین دلایل برای کاهش مرگ و میر مادران جامعه در نظر گرفت.
در بعد اجتماعی، یکی از راههای برقراری تعادل میان توسعه اقتصادی و اجتماعی ، میزان رشد جمعیت است؛ البته جلوگیری از زاد و ولد تنها راه حل توسعه یافتگی نیست، بلکه یکی از راهها محسوب میشود. این شیوه وسیلهای است تا بتوان تعادل میان رشد اقتصادی و افزایش جمعیت را برقرار کرد.
امروزه هدف اساسی در کلیه برنامههای تنظیم خانواده و جمعیت، هماهنگی ساختار جمعیتی با روند توسعه اقتصادی و اجتماعی است. از جانب دیگر هدف اصلی توسعه اقتصادی بر اعتلای کیفیت زندگی مردم معطوف شده و افزایش ناخالص ملی رفاه بیشتر را برای مردم، بخصوص آنها که در پایین ترین سطوح در آمد قرار دارند، مدنظر قرار میدهد.
برنامههای تنظیم خانواده و جمعیت منحصر و محدود به کنترل باروری در زن نشده و ابعاد مهمتری نظیر جنبههای بهداشتی، اجتماعی، اقتصادی، حقوقی، روانی و فرهنگی را نیز شامل میشود که به مراتب از اهمیت بیشتری برخوردارند.
روزی برای جمعیت
موضوع جمعیت جهان آنقدر اهمیت دارد که سازمان ملل یک روز را برای آن اختصاص دهد. دفتر بنیاد جمعیت سازمان ملل متحد در سال 1990، یازدهم جولای مصادف با 20 تیر را به عنوان روز جهانی جمعیت نامگذاری کرد.همه ساله از طرف سازمان ملل عبارتی به عنوان شعار سال برای این روز انتخاب میشود.
موضوع سال (2006) روز جهانی جمعیت، جوانان انتخاب شده بود و شعار «جوان بودن مشکل است » برای آن درنظر گرفته شد. موضوع روز جهانی جمعیت سال 2007 ، مشارکت مردان در تامین سلامت مادران بود و دو شعار هیچ زنی در طول زندگیاش نباید بمیرد و مردان شریک و عاملان تغییر، حامیان حقوق بشر و دوران مادری سالم هستند به عنوان پیام آن سال در نظر گرفته شد. شعار روز جهانی جمعیت در سال 2008 «تنظیم خانواده حقی است که باید آن را به واقعیت تبدیل کرد» بود. در سال 2009 موضوع تحصیلات زنان انتخاب شده است و شعار زنان تحصیلکرده جنگ با فقر برای آن در نظر گرفته شده است.
بیستمین جشن روز جهانی جمعیت در جهان در حالی برگزار میشود که وضعیت زنان در بسیاری از نقاط با مردان متفاوت است و بوضوح سطح تحصیلات پایینتری دارند.
رو به سالخوردگی
در حال حاضر هرم سنی جمعیت ایران در حال انتقال از جوانی به سالخوردگی است. بدین ترتیب اگر نقطه شروع کاهش اساسی و مستمر باروری در ایران را سال1365 در نظر بگیریم تا پایان ربع اول قرن پانزدهم هجری شمسی (1425) جمعیت ایران کاملا سالخورده خواهد بود. در حالی که تا سال 1375 همواره کمتر از 5 درصد از کل جمعیت ایران در سنین بالاتر از 65سال قرار داشت و هنگام نیل به سالخوردگی کامل جمعیت ( دهه سوم قرن پانزدهم) نسبت درصد جمعیت 65ساله به بالا به حدود 15 درصد میرسد که در واقع بیش از 3 برابر خواهد شد.
تامین نیاز جوانان
از نظر روند تحولات ساختاری ناشی از کاهش مستمر باروری آنچه در حال حاضر مساله محوری است تراکم نسبت زیادی از جمعیت در سنین نوجوانی و جوانی یعنی 15 تا 24 سالگی است. افراد واقع در این گروه سنی هنگامی که سطح باروری کشور بالا بوده (دهه اول بعد از انقلاب اسلامی) به دنیا آمدهاند و به همین لحاظ تراکم نسبی بالا را با خود به این سنین منتقل کردهاند. نسبت درصد جمعیت 15 تا 24 ساله از کل جمعیت برای اولین بار در سال 1375 به بیش از 20 درصد رسید و از آن پس نیز روندی رو به افزایش داشته است و در طول دهه 1380 نیز این افزایش ادامه خواهد داشت.
اگر در دهه گذشته این خیل جمعیتی نیاز به مدرسه داشت و ما شاهد مدارس دو شیفته و سه شیفته و ایجاد نسبتاً سریع تر تاسیسات و تسهیلات زیربنایی بودیم، اکنون تامین نیازهای مرتبط به آموزش عالی،ایجاد اشتغال و بالاخره ازدواج و تشکیل خانواده خیل عظیم نوجوانان و جوانان در دهه جاری از مسائل اصلی و محوری کشور محسوب میشود. در دهه 1380 میزان ازدواج و به تبع آن باروری افزایش یافت که این منجر به نوعی مقاومت موقت در مقابل روند رو به کاهش باروری خواهد شد.
مردان در کنار زنان
سالانه بیش از نیم میلیون زن در پی بارداری و زایمان جان خود را ازدست میدهند.99درصد این زنان درجوامع در حال توسعه به سر میبرند. تعدادی بیش از این از عواقب بارداری و زایمان که پیامدهای بسیار جدی درکیفیت زندگی زنان و خانوادههای آنان دارد،رنج میبرند. تقریبا تمام این مرگ ومیرها و رنجها قابل پیشگیری هستند. تعداد بیشماری از زنان در طول بارداری و زایمان به این دلیل که حقوق جنسیتی و بهداشت باروری آنان نادیده گرفته شده است جان میبازند.
مردان به عنوان شرکای سلامت مادران میتوانند نجات بخش زندگی آنان باشند.آنها در بسیاری از زمینهها نقش تصمیم گیرندهای دارند. به طور معمول شوهران درخصوص تنظیم خانواده تصمیمگیری میکنند.
حمایت یک همسر مطلع ، بارداری و زایمان یک زن را بهبود میبخشد و میتواند در زندگی یا مرگ زنان در زمان مشکلات و هنگامیکه زنان نیاز به مراقبتهای پزشکی فوری دارند تاثیرگذار باشد. پدران دلسوز میتوانند نقش مهمیدر محبت، مراقبت و تغذیه کودکان خود ایفا کنند.
بسیاری ازکشورها در دهه گذشته موفقیتهای قابلتوجهی در کاهش نرخ مرگ و میر مادران به دلیل دسترسی زنان در برنامههای تنظیم خانواده، دسترسی آنان به ماما و مراقبتهای اورژانس زایمانی به دست آوردهاند. با وجود این اقدامات بسیار بیشتری باید در سراسر جهان برای دستیابی به اهداف هزاره به منظور بهبود سلامت مادران تا سال 2015 صورت پذیرد. همکاری با مردان استراتژی بسیار مهمیبرای پیشرفت حقوق و بهداشت باروری است.
علی اخوان بهبهانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: