پس از این تماس با عزیمت ماموران گشت انتظامی به محل حادثه مشخص شد، مرد جوانی که یک دوربین شکاری به همراه دارد، کنار جوی آب افتاده و 3 نفر نیز در کنارش ایستادهاند. به این ترتیب، مرد جوان و همراهان وی به کلانتری انتقال یافتند و مورد بازجویی قرار گرفتند.
ماموران ابتدا به تحقیق از 3 مرد جوان پرداختندکه مشخص شد مرد زخمی، مزاحم خواهر یکی از این 3 نفر بوده و به همین دلیل آنها کتکش زدهاند.یکی از آنها در اظهاراتش به پلیس گفت: مرد مزاحم از سالها قبل به عناوین مختلف برای خواهرم ایجاد مزاحمت میکرد و پس از اینکه خواهرم به درخواست ازدواج او پاسخ منفی داد، این مزاحمتها، بیشتر شد.
وی افزود: روز حادثه از محل کارم خارج شدم و به سراغ خواهرم رفتم تا با هم به خانه برویم که در خیابان متوجه مرد مزاحم (خواستگار سمج) شدم که پشت درختی پنهان شده بود و با یک دستگاه دوربین شکاری، اتاق محل کار خواهرم را زیر نظر گرفته بود. عصبانی شدم و داد و فریاد راه انداختم که دوستانم رسیدند و راه فرار وی را سد کردیم و با پلیس تماس گرفتیم و موضوع را اطلاع دادیم. در همین موقع خواستگار سمج با ما درگیر شد و قصد فرار داشت که او را کتک زدیم تا مانع فرار وی شویم و بعد او را تحویل ماموران دادیم.
به دنبال اظهارات این مرد و 2 همراه وی، ماموران به تحقیق از خواستگار سمج پرداختند که وی گفتههای 3 مرد جوان را پذیرفت و برای ادامه تحقیقات به شعبه نهم بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه 2 تهران انتقال یافت و روز گذشته مورد تحقیقات قضایی قرار گرفت.
اعتراف به مزاحمت برای دختر جوان
خواستگار سمج - متهم - در اظهاراتش به بازپرس رنگآمیز گفت: 6 سال قبل با خواهر شاکی آشنا شدم و پس از آن به هم علاقهمند شدیم و تصمیم به ازدواج گرفتیم، تا اینکه 4 ماه قبل او طی تماسهای تلفنی و چند مرتبه ملاقات بیان کرد خانوادهاش راضی به این وصلت نیست و به همین دلیل نمیتواند با من ازدواج کند و باید او را برای همیشه فراموش کنم.
با شنیدن این حرفها شوکه شدم و از او خواستم اجازه دهد با خانوادهاش صحبت کنم که بیفایده بود.
متهم ادامه داد: دختر مورد علاقهام جواب تلفنهایم را نمیداد. بدون او زندگی برایم بیمعنا بود و اجازه نداشتم حتی برای دیدن او به محل کارش بروم. از دوری او طاقت نیاوردم و 2 ماهی را بیآن که دختر مورد علاقهام متوجه شود، در حوالی محل کارش پرسه میزدم و او را برای دقایقی از دور نگاه میکردم، تا اینکه یکی از همکارانش متوجه شد و من لو رفتم.
متهم افزود: پس از آن تصمیم گرفتم در فاصله دورتری بایستم و او را با دوربین نگاه کنم.
بنابراین، از یک هفته قبل پس از خارج شدن از محل کارم به حوالی محل کار دختر مورد علاقهام میرفتم و با پنهان شدن پشت یک درخت که در مجاورت محل کارش بود، با دوربین شکاری او را تحت نظر میگرفتم.
وی اضافه کرد: عاقبت شب حادثه در حالی که دفتر کار دختر مورد علاقهام را زیرنظر داشتم برادرش در خیابان متوجه من شد و با دوستانش به من حمله کردند و کتکم زدند.
باور کنید، من قصد مزاحمت برای این دختر و خانوادهاش را ندارم، فقط او را دوست دارم و میخواهم با او ازدواج کنم، حتی اگر سالها در زندان بمانم.
بنا بر این گزارش، خواستگار سمج با قرار قانونی روانه زندان شد تا تحقیقات تکمیلی از وی صورت بگیرد.