با انتقال جسد وی به پزشکی قانونی، تحقیقات در این خصوص آغاز شد تا این که یک ماه بعد، جسد زن دیگری در قزلحصار کرج پیدا شد که مانند قربانی اول به قتل رسیده بود. در ادامه تحقیقات پلیسی قضایی، اجساد 4 زن دیگر در ساوجبلاغ، جاده قزلحصار، کمالشهر و فرودگاه پیام کشف شد. در بررسی پرونده این قربانیان معلوم شد همگی آنها به یک شیوه به قتل رسیدهاند و تحقیقات پلیسی ادامه داشت تا این که 25 خرداد سال گذشته، مردی با مراجعه به آگاهی استان تهران، از ناپدید شدن دختر جوانش خبر داد. جستجو برای یافتن وی ادامه داشت که 2 روز بعد، جسد دختر وی در یکی از محلههای کرج کشف شد.
با کشف هفتمین قربانی و بررسی پروندهها، مشخص شد محل کشف اجساد 4 قربانی به یکدیگر نزدیک است و احتمال این که قاتل در آن حوالی زندگی میکند، وجود دارد. با به دست آمدن این سرنخ، تحقیقات روی این موضوع متمرکز شد که دوم تیر ماه وقوع قتل هشتم گزارش شد. بنابراین، کارآگاهان جنایی در بررسی سوابق کیفری افرادی که در محدوده وقوع قتلها زندگی میکردند، دریافتند در آن حوالی، یک متهم سابقهدار به نام امید زندگی میکند که با خودروی قهوهای رنگی مسافرکشی میکند. با به دست آمدن هویت این مرد و سوابق وی، خانهاش در خرمدشت کرج شناسایی شد و ماموران با هماهنگی قضایی به منزل وی رفتند و متوجه شدند او چند روز پیش، همراه همسرش (مریم) شبانه آن منزل را تخلیه کرده و به مکان نامعلومی رفتهاند.
با فرار آنها، فرضیههای پلیسی مبنی بر قاتل بودن امید قوت گرفت و پاتوقهای احتمالی وی زیر نظر گرفته شد که سرانجام 19 تیر سال گذشته همراه همسرش در یکی از شهرهای شمال کشور دستگیر شد. با انتقال متهمان به اداره جنایی آگاهی استان تهران، آنها مورد بازجویی قرار گرفتند و راز 8 فقره قتل را فاش کردند.
اعتراف به قتل زنان
امید قاتل سریالی زنان در اظهاراتش گفت: 2 سال قبل، زنی را به عنوان مسافر سوار خودرویم کردم، اما به خاطر این که راه را گم کرده بودم، زن مسافر به دروغ از من شکایت کرد و من روانه زندان شدم. پس از آزادی تصمیم به انتقامگیری از زنان گرفتم. با توجه به این که سالها قبل به اتهام کیفقاپی و سرقت دستگیر شده بودم و چند فقره سابقه کیفری داشتم، تصمیم گرفتم ابتدا اموال قربانیان را بدزدم و بعد آنها را به قتل برسانم.
به این ترتیب، به عنوان مسافر، آنها را در محلههای مختلف کرج سوار میکردم و با اغفال آنها، زنان و دختران جوان را در غیاب همسرم به خانهام میکشاندم و پس از آزار و اذیت، آنها را خفه میکردم و اموالشان را به سرقت میبردم و بعد اجساد را داخل ملحفه میپیچیدم و در حاشیه بزرگراههای اطراف محل زندگیام، رها میکردم. همسرم از قتل سوم به بعد، متوجه جرایم من شد و بعد بخاطر علاقهای که به من داشت، در فروش طلاهای مسروقه مرا همراهی میکرد. بنابراین یک روز قبل از انتخاب سوژهها، او به بهانه دیدن خانوادهام، به شهرستان قزوین میرفت و من مرتکب قتلها میشدم، بعد با همسرم تماس میگرفتم و او به خانه بازمیگشت و به کمک هم به یک طلافروشی در خرمدشت کرج میرفتیم و طلاهای مسروقه را میفروختیم و برخی اقلام مانند کیف و گوشی تلفن همراه را به عنوان هدیه به خانوادههایمان یا اقوام میدادیم. در ادامه، 2 زن را هم در شمال کشور به قتل رساندم.
به دنبال اعتراف این متهم، همسرش هم مورد بازجویی قرار گرفت و به همکاری با وی در سرقت و فروش اموال 6 مقتول اعتراف کرد. متهمان پس از بازسازی صحنه قتل روانه زندان شدند و تحقیقات تکمیلی از آنها ادامه داشت تا این که روز گذشته، مریم متهم ردیف دوم پرونده، برای ادامه تحقیقات به شعبه یکم بازپرسی دادسرای جنایی کرج منتقل شد و هر گونه همکاری با شوهرش را انکار کرد.
انکار در آخرین جلسه تحقیقات
مریم متهم در اظهاراتش به بازپرس حسینی رازلیقی گفت: من معاونت در 6 فقره قتل عمدی و 6 فقره سرقت را قبول ندارم، اما در فروش و هدیه دادن برخی اقلام قربانیان با وی همکاری کردم. شوهرم فرد ترسویی بود و هنوز باور نمیکنم او قاتل باشد. هر وقت درخصوص کیفهای زنانه، طلا و گوشیهای تلفن همراه صحبت میکردم، ادعا میکرد که آنها را از خریداران اموال مسروقه خریده اما از این که خودش آنها را از مقتولان سرقت کرده، حرفی نمیزد. من با اعتمادی که به وی داشتم، حرفهای او را قبول میکردم و هرازگاهی برای کار کردن در آرایشگاه هم که در خانه مادرشوهرم بود، به شهرستان قزوین میرفتم و اصلا اموال مسروقه (طلا) را من نفروختهام و شوهرم خودش این کار را کرده و من هم به دروغ اعتراف کردم که با او همکاری کردهام تا گناه او کمتر شود و بتوانم نجاتش دهم، من از محلهای انتقال جسد بیاطلاع بودم. متهم ادامه داد: برخی اموال را به من میداد تا به خانوادهاش به عنوان هدیه بدهم، اما در قبال اموالی که به خانواده خودم داده بودم، پول گرفتم.
راز قتلهای او را نمیدانستم، اما وقتی متوجه شدم، از او خواستم خود را معرفی کند که قسم خورد دیگر کار خطایی انجام نمیدهد و من بناچار پذیرفتم و سکوت کردم. گمان میبرم انگیزه قتلها از سوی شوهرم سرقت نبوده و او بیمار روانی است. من در قتلها، انتقال اجساد و سرقتها، با شوهرم همکاری نداشتم. برایم دیگر فرقی نمیکند، چه مجازاتی پیش روی من است، زندگیام بر باد رفته است.
بنابراین گزارش، با توجه به انکار متهم در همکاری با شوهرش، وی با قرار قانونی روانه زندان شد و قرار است شوهر وی امید برای اخذ آخرین دفاع به شعبه یکم بازپرسی دادسرای جنایی کرج انتقال یابد. این در حالی صورت میگیرد که 8 اولیای دم برای متهم تقاضای مرگ کردهاند و با توجه به نامشخص بودن خانواده 2 قربانی دیگر، قاضی فرهادی، دادستان کرج به عنوان مدعیالعموم از سوی آنها برای قاتل سریالی، اشد مجازات را خواستار شد تا بزودی پرونده این زوج تبهکار به دادگاه کیفری استان تهران ارسال شود تا آنها محاکمه شوند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم