در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
عناصر زیباییشناسی سالهای دفاع مقدس ایران در درون آدمهای درگیر جنگ بود. به همین دلیل بستن قاب برای عکاس سخت بود که بسادگی بتواند جهانبینی خود را در ظاهر خشونتهای جنگ جستجو کند. عکاس جنگ با قرار دادن خود در وسط میدان نبرد درباره آنچه اتفاق میافتد از طریق تصاویر عکسها ارتباط برقرار میکند و این ارتباط و گفتگوی خاموش درباره جنگ است که باعث میشود عکاس در صحنه جنگ با تمام احساس خود همه اطراف را نگاه کند و با دیدن رنجها و دردهایی که به واسطه اصابت گلولهها ایجاد میشوند، از درون ذهنش درونیات مردان درگیر جنگ را بر روح و روان انسانهای دیگر مینشاند.
شرایط عکاسی در جنگ دشوار است؛ چرا که برای رسیدن به موقعیت باطن جنگ همواره باید در مرکز جنگ بود تا با احساس درون خود شرایط غیرقابل تحمل انسان درگیر جنگ را احساس کرد و آن احساسها را در وضعیت قابل باور در ترکیب قابهای عکس قرار داد و این عکاس جنگ است که بهعنوان یک شاهد با عکسهای خود گواه باورهای انسان درگیر جنگ است که در میان انواع خطرها و تراژدیها غرق میشود. عکاس جنگ با شکافتن احساسها و انگیزههای انسان درگیر جنگ آن را در شرایط طاقتفرسا در ترکیبهای عکس خود بروز میدهد و این عکسها با غلبه بر احساسات مردمی که دور از صحنههای جنگ به سر میبرند، آنها را از حالت بیتفاوتی خارج میکند و برمیانگیزاند.
به این نکته هم اشاره کنیم که بدترین چیز در این احساس آن است که عکاس بهدنبال منفعت باشد. در حقیقت آن عکاسی که از باورهای خود دست بکشد، با هتک حرمت انسان درگیر جنگ، نقش خود را توجیه میکند. وجود عکاس جنگ در صحنه جنگ، بخشی از نبرد با دشمن است که با عکسهای خود از رنجها و مرگها و پیروزیها، در بیداری انسانها تأثیر میگذارد و به همین دلیل است که عکاس جنگ باید نزدیک سوژه باشد تا عکسهایش مؤثر واقع شوند. برای همین است که عکاس جنگ باید با درک عمیق آنچه بر سر مردم میآید و آنها را وادار به مقاومت میکند، از ژرفنای وجودش در ترکیب قاب عکس نفوذ کند و این ذهنیت عکاس جنگ که در زاویه دید او و نوع نگاهش تجلی یافته، میتواند جوهره انسان درگیر جنگ را طوری در ترکیب عکسها توصیف بکند که چشمهایی با دیدن آن تصویرها در احساسات مردان جنگ شریک بشوند. در حوادث 8 سال جنگ و تهاجم بر ایران این عکاسان بودند که با نگرش در چهرههای انسانهای درگیر مقاومت و ثبت آنها شکوه ارزشها را قاب میگرفتند.
مسوولیت واقعی یک عکاس در جنگ این است که در میان فجایع و تراژدیهای جنگ با بیان تصویری مؤثر، در قضاوت برای تاریخ نیز مؤثر باشد؛ هر چند تمامی صحنههای جنگ خشن و ویرانکننده است، اما دوربین عکاس جنگ میتواند لحظههای انسانی را نیز ثبت کند و من به عنوان یک عکاس بااحساسی که در جنگ تجربه کردهام، برانگیختن احساس انسانها برای جبران ویرانیها را از توانایی عکاسی جنگ میدانم و میتوان گفت شاخصه مهم عکاسی در جنگ برانگیختن و ثبت احساس انسان درگیر جنگ است. این دگرگونی در عکاسی سالهای دفاع مقدس، به پشتوانه مقاومتها و تأثیرگذاری انسانهای درگیر جنگ بود که ذهنیات اعتقادی و ایمان و فرهنگ خود را در تمامی صحنههای دفاع مقدس به همراه داشتند و این، تنها رمز نهفته در درون آدمهای درگیر سالهای جنگ بود که دفاع ملت ایران را با همه جنگهای دنیا متفاوت میکرد و امروز با گذشت سالها از پایان جنگ، باید به عکاسانی که در سالهای جنگ قاب عکسها را بستهاند پرداخته شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: