فریدون خشنود از جمله آهنگسازانی است که همواره با ارائه آثار منحصر به فرد و به یادماندنی، توانسته است آن انتظاری را که هر مخاطبی از یک آهنگساز دارد در همه سالهای فعالیتش در این زمینه تا اندازه زیادی برآورده کند. وی چند سالی پس از انقلاب عرصه موسیقی را ترک کرده بود و فعالیتی در این زمینه نداشت، اما پس از مدتی نخستین آلبوم خود را با عنوان دل را ببین و با همکاری علیرضا افتخاری منتشر کرد که با استقبال بسیاری از مخاطبان روبهرو شد.
خشنود آهنگسازی است که ضمن تلاش برای ارائه آثار تازه بر توجه به سلیقههای گوناگون و بویژه جوانان امروز تأکید دارد. وی از موسیقی که متأسفانه امروز به عنوان پاپ و رپ مورد توجه جوانان ماست بشدت انتقاد میکند. او همچنین از وجود آثار بیکیفیتی که به صورت کپی در بازار موسیقی وجود دارد و با قیمتی پایین تر از قیمت واقعی عرضه میشود، ناراضی است.
خشنود بتازگی فعالیت خود را در زمینه موسیقی بیشتر کرده است. وی در گذشته آلبومهای شکوه عشق، ماه پنهان و عطر مهر و غیره را به بازار موسیقی روانه کرده. همچنین نوروز امسال آلبوم «عاشقا سلام عاشقا درود» را با صدای افتخاری منتشر کرد و چند آلبوم تازه با همکاری علیرضا افتخاری و محمد حشمتی در راه دارد، ساعتی را با وی به گفتگو نشستیم.
پس از انقلاب چند سالی در عرصه موسیقی نبودید. چه شد که یکباره این عرصه را ترک کردید و سپس دوباره بازگشتید؟
این را میپذیرم که پیش از انقلاب، من از پرکارترین آهنگسازان بودم و ضمن اینکه در زمینه موسیقی تحصیلات عالیه داشتم، در کنار آن دارای تحصیلات دیگری در زمینه مهندسی ساختمان بودم. در زمان انقلاب، نخستین سرود جمهوری اسلامیرا به نام اللهالله ساختم که صدا و سیما هم با همین سرود افتتاح شد و مورد استقبال مردم هم قرار گرفت. علت نبودنم در عرصه موسیقی در این سالها این بود که کمکم به خاطر مشغلهکاری زیاد که در زمینه مهندسی ساختمان فعال بودم، فعالیت موسیقایی من خواهناخواه تحتالشعاع قرار گرفت و مجبور بودم برای گذران زندگی به تخصص دیگرم بیشتر بپردازم. همین مسائل دست به دست هم دادند و فاصله میان من و فعالیتهای موسیقایی را عمیقتر کردند. من هم از این وضع ناراضی بودم. مدتی به همین منوال گذشت تا اینکه مدیر هنری یکی از سازمانهای فرهنگی شدم. سپس در حوزه هنری هم فعالیتم را به عنوان مدیر یکی از بخشهای حوزه آغاز کردم.
پس از بازگشت به دنیای موسیقی، چه تفاوتهایی با گذشته احساس کردید؟
جامعه موسیقی ما نسبت به گذشته تغییرات بسیاری کرده است وهم اکنون انواع موسیقی از خوب و بد آن در دسترس همه هست. اساتید و شعرای بزرگی از گذشته و زمان حاضر هنوز هستند که در زمینههای گوناگون مرتبط با موسیقی بخوبی فعالیت دارند. با وجود این، متأسفانه جوانهای ما به موسیقیهای غربی رو آوردهاند که میتوان آنها را با شیوههای فرهنگی به سمت موسیقی ایرانی هدایت کرد؛ البته این به معنای رد کردن موسیقی غربی نیست؛ جوانان ما این نکته را فراموش کردهاند که ما دارای فرهنگی غنی در هنر موسیقی هستیم. اصلاً چرا ما باید از غرب تقلید کنیم و خودمان برای کسی الگو نباشیم؟ بسیاری از آهنگهایی که به صورت رپ و پاپ در حال حاضر ساخته میشوند، به صورت سمپل و برنامههای رایانهای هستند و هیچ زحمتی برای سازندگانش ندارند؛ در صورتی که در گذشته هرگز آهنگی با این روش ساخته نمیشد. در اشعاری که در این آهنگها استفاده میشود نیز پیش پا افتادهترین واژهها به کار رفته است و این در حالی است که در گذشته در ترانهها از واژههایی بیشتر استفاده میشد که بار معنایی عمیقی داشتند. از نظر من اگرچه موسیقی ما نسبت به گذشته باوقارتر و باشکوهتر شده؛ اما باید نوعی موسیقی شادتر را هم به جوانان ارائه دهیم. البته پخش موسیقی شاد باید در شأن جامعه ما باشد و نه از آن ریتمهایی که تقلیدی و مبتذل است.
پیشرفت موسیقی اصیل ایرانی در عرصههای گوناگون سیاسی و اجتماعی به اندازه شعر و ادبیات ما نبوده است. دلایل این خلا را چگونه ارزیابی میکنید؟
وقتی اساتید موسیقی اصیل ما فعالیت کنند، حتماً از آنها استقبال میشود؛ اما کسان دیگری که در حد این استادان نیستند، چون هنوز به آن مرحله نرسیدهاند و از همین استادان تقلید میکنند به دل مردم نمینشینند. بنابراین خوانندگان تازهکار به سبب تقلید از قدیمیها مورد استقبال قرار نمیگیرند و در نتیجه زود هم از این عرصه کنار میکشند. موسیقی ما با صدای اساتید موسیقی پررنگ است، نه با تقلید از آنها...
برخی کارشناسان بر این باورند که موسیقی سنتی ظرفیت همخوانی با شعر نو را ندارد. شما این مقوله را چگونه ارزیابی میکنید؟
البته این نیست که نتوان روی شعر نو آهنگ ساخت؛ اما این کار کمی در مقایسه با آهنگسازی روی اشعار کلاسیک دشوارتر خواهد بود. به هر حال ساختن آهنگ روی شعری که مانند اشعار کهن وزن و قافیه ندارد، چندان هم کار سادهای نیست. اشعاری مانند آنچه مولانا سروده است، خود دارای موسیقی بوده و سراینده آن نیز در حالات خاصی آنها را سروده؛ اما زمانی که اشعار نو را میخواهیم با موسیقی سنتی اجرا کنیم، هرچند که آهنگساز ما موسیقی را بخوبی بسازد و خواننده هم بخوبی از پس اجرای آن بر بیاید، باز هم ممکن است به اندازه شعر کلاسیک اثر به دل مخاطب ننشیند. من خود روی اشعار سهراب سپهری آثاری را ارائه کردهام؛ اما دیگر فضای آن چندان هم سنتی نیست.
آگاهی آهنگساز از صنایع و معانی شعری و تسلط وی بر ادبیات زبانی که شعر متعلق به آن است، تا چه اندازه در موفقیتش در آهنگسازی تأثیر دارد؟
این آگاهی صددرصد میتواند در این امر موثر باشد و اگر یک آهنگساز شعر را نشناسد، موسیقیای که ارائه میدهد، نوعی موسیقی یک بار مصرف خواهد شد. در این نوع موسیقی آهنگساز با شعر آشنا نیست و در نتیجه خوب را از بد نمیتواند جدا کند و پیامد آن استفاده از همین اشعار بیمایه در موسیقی موسوم به رپ است. یک آهنگساز باید شعر را بشناسد و مدام در این زمینه مطالعه داشته باشد. درباره فرهنگ و ادبیات کشورش و جایی که موسیقی به آن تعلق دارد، در کتابهایی که موجود است و در اشعار شاعران بزرگ مطالعه عمیق داشته باشد. آشنایی نداشتن با ادبیات برای آهنگساز به معنی شکست از پیش تعیینشده او در کارش است. وقتی درباره دریا صحبت میکنیم، باید دریا را لمس کرده باشیم و اگر درباره آسمان حرف میزنیم، باید ابرها و رنگ آبی آن را دیده باشیم.
با توجه به همین مواردی که گفتید، به نظر شما رموز برقراری ارتباط هر چه بهتر با مخاطب چه چیزهایی است؟
داشتن شناخت درستی از مردم و جامعهای که در آن زندگی میکنیم از همه چیز مهمتر است و باید درد این مردم را بدانیم که نیازهای اقشار مختلف یک جامعه واقعاً چه چیزهایی است. این افراد از موسیقی چه انتظاراتی دارند و در برآوردن این انتظارات باید اصول علمی موسیقی را در نظر بگیریم تا به خطا نرویم. همه موسیقی عشق و احساس است و آهنگساز و موسیقیدانی موفق است و حق مطلب را کاملاً ادا میکند که احساسات و عواطف مخاطب را در نظر بگیرد.
گرایش مردم به انواع موسیقی در دورههای گوناگون تغییر کرده. شما این دگرگونیها را چگونه ارزیابی میکنید؟
من چندان هم با این گفته شما موافق نیستم و البته این را هم میپذیرم که عده بسیاری از مردم با موسیقی سنتی و خاطرات آن زندگی میکنند و هنوز هم از آن لذت میبرند. در عین حال، نسل جوانی هم وجود دارند که موسیقی را کمی ریتمدارتر میخواهند. هنرمندی مانند آقای افتخاری همواره کوشیده است تا آثاری که ارائه میدهد، با گذشته متفاوت بوده و این ریتم را هم تا جایی که به موسیقی ما لطمه وارد نکند، در این آثار گنجانده است. به هر حال ما این توانایی را داریم که به گروههای سنی گوناگون، موسیقی مناسب را در چارچوبهای معین ارائه دهیم.
برخی صاحبنظران حوزه موسیقی بر این باورند که آثار تولیدی موسیقی در چند سال اخیر، کمی تکراری شده است. به نظر شما تا چه اندازه نوآوری در موسیقی امکانپذیر است؟
این به توانایی آهنگسازهای ما باز میگردد که به آن صورت نوآوری ندارند و متأسفانه بیشتر آنان به دنبال جنبههای مادی این کار هستند. البته چارهای هم غیر از این ندارند؛ چون دغدغههایی مانند تأمین معاش این فرصت را به آنان نمیدهد. اگر بخش اقتصاد موسیقی ما محکم و پایدار بود که متأسفانه در حال حاضر بسیار متزلزل است، قطعاً آهنگسازان ما شرایط بهتری داشتند و آثار بهتری هم ارائه میدادند. نمونه سادهاش اینکه وقتی آلبومی به بازار ارائه میشود، از صبح به عصر نرسیده، همه وبسایتهای اینترنتی آن را به رایگان در دسترس همه میگذارند! در کنار این قضیه، در برخی جاهای شهر در حاشیه خیابانها تازهترین آلبومها به صورت سیدی و با کمترین بها عرضه میشوند. این در حالی است که اصل این اثر در ویترین کتابفروشیها خاک میخورد و به خاطر اینکه چند آلبوم را با قیمتی ارزانتر میتوان کنار خیابان خرید، دیگر کسی به اصل آن رجوع نمیکند. در اینجا مردم هم مقصرند و باید با نخریدن آثار تقلبی، به هنرمندان جامعه ما بها دهند. به این ترتیب اصل این آثار فروش پررونقی پیدا میکند و هنرمندی که دغدغه اقتصادی همه ذهن او را مشغول کرده است، کمکم از قید این دغدغهها آزاد میشود و برای تولید آثار خلاقانهتر تمرکز پیدا میکند. در نتیجه نوآوری در موسیقی برای موسیقیدانان کاملاً امکانپذیر میشود.
آمن خادمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم