در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
تلویزیون به علت قابلیت و قوت بسیار موثرش از زمره رسانههایی است که در میان بدست آورندگان یا طالبان قدرتسیاسی، خواهان انبوهی دارد. چه قدرتهایی که برخاسته از آراء مردماند و چه آنهایی که ساختاری استبدادی دارند تلاش کرده و میکنند، سلطه خود را روی این وسیله دوام و قوام بخشند. این چنین است که وقتی کشوری از نظر سیاسی دچار چالش و سختیهایی میگردد و یا در بدترین وضعیت تنش و تقابل، نظیر جنگ داخلی و کودتا قرار میگیرد، تلویزیون است که نسبت به دیگر وسایل ارتباط جمعی، موقعیت و جایگاه حیاتی و پر اهمیتتری مییابد.
در گذشتهای نه چندان دور یا اگر چه تعامل قدرت سیاسی مسلط جامعه با تلویزیون به گونهای بود که حاکمان سیطره بیشتری روی این رسانه داشتند اما اینک با گسترش صنایع دیجیتالی و تولید و وسعت وسایلی مانند ماهواره، اینترنت و مانند آنها این ارتباط و نسبت صورت دیگری یافته است. با وجود این نباید فراموش کرد حتی در توسعه یافتهترین کشورها و در جوامعی که بخش خصوصی، وسیعترین مشارکتها را در راهاندازی شبکهها و تولیدات برنامههای تلویزیونی دارند قدرت سیاسی حاکم و دیگر فعالان سیاسی، میکوشند از طریق تلویزیون اهدافشان به گونهای که مورد خواسته آنان است پیش رود.
تلویزیون برای این منظور برنامههایی را تولید میکند که معدودی از آنها نمایشی بوده و غالبشان با ساختار ترکیبی، میزگرد یا سخنرانی، عرضه میشوند.
این وسیله پس از سقوط رژیم پهلوی، یکی از اهرم و ابزارهایی بوده که سعی شده، از آن در جهت ترویج ارزش و آرمانهای انقلاب و استحکام مبانی نظام جمهوری اسلامی بهره گرفته شود. در این چارچوب، در مجموعه شـبـکـههـای تـلـویـزیـونی سراسری و ملی به شمار قابلتوجهی از برنامههای با رویکرد سیاسی با همان ساختارهایی که اشاره گردید، برمیخوریم که میکوشند موضع انقلاب و نظام را در برابر رویدادهای سیاسی داخلی، منطقهای و جهانی روشن کنند و درک و تحلیلی را ارایه نمایند که با این حاکمیت برخاسته از انقلاب و نظام در هر مقطعی همراهی و سنخیت دارد.
سـیـمـای کشورمان در همه شبکهها، گروههای بـرنـامـهسـازی دارد کـه بـه تـولـیداتی میپردازند که موضوعشان سیاسی است. همه آنها زیر نظر معاونت سیاسی فعالیت دارند. از شبکه خبر که اساسا شبکهای کاملا سیاسی است بگذریم به شماری دیگر از گروههای تولیدی نظیر حماسه و دفاع مقدس، اجتماعی، اقتصادی و تاریخ برمیخوریم به موضوعهایی میپردازند که هر چند اهداف و بنمایه سیاسی دارند اما میکوشند به آنها از همان منظر حماسی، اجتماعی و... بنگرند.
گروههای سیاسی برنامهساز، همیشه سوژههایی دارند که دستمایه بحث و تحلیل کارشناسانشان قرار میگیرد. این وضعیت به هنگام وقوع وقایع مهمی نظیر واقعه 11سپتامبر، حمله آمریکا به افغانستان و عراق یا درگیری اسرائیل با حزبالله لبنان و حماس که اخیرا اتفاق افتاد شدت و دامنه وسیعتری پیدا میکنند. اینگونه تولیدات معمولا به صورت مستقیم و با ساختار میزگرد انجام میگیرند و نظرات کارشناسانی دیگر، از طریق ارتباط تلفنی منعکس میگردند.
تعدد گروههای سیاسی برنامهساز در میان شبکههای مختلف تلویزیون، گام و کوششی ضروری و مطلوب است. در این میان اصل و محور مهم باید میزان اثرگذاری تولیدات آن گروهها باشد. یکی از زمینههایی که امکان تاثیرگذاری را فراهم خواهد کرد، ساخت برنامههای سیاسی هماهنگ با جایگاه و تعریف هر شبکه است.
از کاستیهای مشخص تولیدات سیاسی تلویزیونی پیرامون سوژهای معین همانندی و شباهت آنها از جنبههای گوناگون است. به هنگام واقعهای مهم مثلا حمله اسرائیل به غزه و مقاومت 22 روزه با وجود تعاریف متفاوتی که برای هریک از شبکههای سراسری ما شده، مخاطبان گوناگونی که هر کدام از آنها دارند ناگهان با تولیداتی مواجه میگردیم که از جهت موضوع، نحوه نگرش به آن، مضمون و ساختار برنامه همسان و یکیاند.
به عنوان مثال اگر در نظر بگیریم شبکه 3 سیما با مخاطب جوان و شبکه 4 با مخاطب خاص تعریف شدهاند پر واضح است این موقعیت و ویژگی باید به هنگام ساخت آن برنامه سیاسی لحاظ شود و از این رهگذر موضوع از زوایای گوناگون و متناسب با نیاز و قابلیتهای مخاطب مورد پرداخت قرار گیرد.
در نظر گرفتن این تفاوتها اثر خود را در نگرش به موضوع و ساختار برنامه خواهد گذاشت. مثلا طرح سوژه مقاومت غزه در همان شبکه 3 سیما، با مخاطب جوان این ضرورت را ایجاب خواهد کرد که درباره پیشینه موضوع یا شیوه طراحی سوال و جوابها همچنین گزینش کارشناسان نکات مختلف و بیشتری لحاظ شوند یا ساختار طراحی صحنه، ریتم و جلوههای بصری مناسبتر داشته باشد یا در شبکه 4 سیما، لازم میآید با توجه به مخاطبان خاص آن موضوع در فضای بازتر و عمیقتری به نسبت شبکههای دیگر به بحث گذارده شود؛ هر چند که مخاطبان تلویزیون ایران، شبکهها را به صورت تخصصی نگاه نمیکنند و همه مردم بیننده همه شبکهها هستند.
از دیگر نمودهای شبیه بودن تولیدات سیاسی را میتوانیم در کارشناسانی بدانیم که با وجود تفاوتهای شکلی و ظاهریشان اطلاعات و تحلیلهایی یکسان ارائه میدهند از الگویی واحد پیروی میکنند. به عنوان مثال در ارتباط با مقاومت غزه هنگامی که دیدگاههای کارشناسان را در برنامههای سیاسی شبکههای مختلف مرور میکنیم مشاهده مینماییم تحلیلهای مطرح شده از سوی آنان حتی از نظر شیوه ورود به بحث، پرداخت محتوایی و خروج از آن شباهتهای پررنگی دارند که برای مخاطب ملالآور است.
پیرامون صاحبنظرانی که به عنوان کارشناس و میهمان به اعلام نظرات خویش میپردازند نکات قابل طرح دیگری وجود دارد که در نظر گرفتن آنها خواهد توانست بر قوام و غنای برنامههای سیاسی بیفزاید. یکی آن که به هر میزان کارشناس مدعو از نگرش عمیقتری نسبت به سوژه بهرهمند باشد و تحلیل خود را از موضع مستقلتری بیان کند خواهد توانست به ضریب اعتماد مخاطب به برنامه و تعمیق آگاهیهای بینندگانش بیفزاید. نکته دیگر لزوم فضاسازی برای طرح دیدگاههای متفاوت و مختلف در حوزه تحلیل و اعلام موضع پیرامون سوژه است. میدانیم اصولا موضوعاتی که با علوم انسانی ارتباط دارند بویژه مسائل سیاسی به علت پیچیدگی و دارابودن لایههای ظاهری از یک سو و لایههای پنهانی بیشتر از طرف دیگر، خالق نظرات و اندیشههایی در میان صاحبنظران و حتی گروههای عامتر بوده که گاه بسیار متفاوت، متضاد و متناقض مینمایانند. با این واقعیت که در جای جای جامعه ملموس است این انتظار طبیعی خواهد بود به هنگام بحث روی موضوع باید نمایندگان برجسته هر کدام از دیدگاهها حضور داشته باشند. این وضعیت در مواردی در تلویزیون تجربه شده است به عنوان مثال گاه در گفتگوی بعد از خبر ساعت 30/22 شبکه 2 سیما یا گفتگوهای ساعت 21 شبکه خبر، میهمانان و کارشناسانی از نحلههای فکری ــ سیاسی متفاوت حضور مییابند که همین رویکرد به آن برنامه شأن و موقعیت مستحکمتری میدهد.
تولیدات سیاسی در تلویزیون در حوزه نظریهپردازی سمت و سوی طراحی شده، عمیق و موثری را نشان نمیدهند. با وجود آن که گاه در شبکه 4 سیما، نظارهگر برنامههایی هستیم که به این حیطه میپردازد، اما این رویکرد قوت و عمق و هماهنگیای که باید با نیازهای مخاطب و مسائل روز داشته باشند، ندارند.
طرح مباحث نظری چه در زمینه مسائل ذهنیتر، نظیر ماهیت قدرت و سیاست و ارتباط آن با ابعاد مختلف انسانی و چه درباره محورهایی که به ساختار سیاسی کشورمان برمیگردد میتواند از زوایای مختلف قابل اهمیت باشد. نظام سیاسی جهانی یا جامعهمان در مقاطع گوناگون به تجربههای سیاسی نوینی برمیخورند که مواجهه با آنها پیش از اتخاذ هر موضع عملی محتاج درک تئوریک و نظری روشنی از آن است. تنوع منابع اطلاعاتی و بالا رفتن سواد و سطح بینش عمومی و سیاسی مردم کشورمان این ضرورت را ایجاب میکند که تلویزیون در حوزه نظریهپردازی سیاسی به طرح و پرداخت دیدگاههای بکر و بهروزتر به صورتی مستمر بپردازد.
برنامههای سیاسی تلویزیونی، در عرصه آموزشی چندان چشمگیر نیست. در شرایطی که آموزش مسائل و اصول گوناگون سیاسی میتواند این زمینه را فراهم کند که هر یک از افراد جامعه خود در موقعیت تحلیلگر سیاسی قرار گیرند.
یکی از موضوعهایی که با این هدف میتواند مورد توجه قرار گیرد، تحلیل سیاسی است. از دیگر سوژههای در این ارتباط، آموزش رفتارهای سیاسی و نظایر آنها بوده که طرح آنها از این زاویه برای جامعه امروز ما که از میل و گرایش سیاسی گستردهای برخوردار است اهمیت و ضرورت دارد. آنها که به کار تولید برنامههای سیاسی در تلویزیون کشورمان میپردازند به علت حساسیت و محدودیتهایی که برای پرداخت این گونه مضامین وجود دارد با سختیهایی روبهرویند که برنامهسازان با توجه به این سختیها و محدودیت و نیاز و شرایط مخاطب برنامههایی مفید و جذاب تدارک ببینند.
محمدرضا کریمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: