استتار مدارس دخترانه ، راهی برای جبران مافات
طرح محرمسازی مدارس دخترانه که به تازگی به طرح شادابسازی مدارس دخترانه تغییر نام داده، هر چند ابتدا با هدف اعطای آزادی بیشتر به معلمان و دانشآموزان مطرح شد، اما بیشترین هم خود را بر ایجاد فضای مطلوب برای جستوخیز و تحرک دختران بخصوص در زنگ ورزش قرار داده است. اگر چه برخی هم از استتار مدارس دخترانه و تقسیم آن به اندرونی و بیرونی انتقاد کرده و نسب به آثار روانی آن بر دانشآموزان دختر هشدار دادهاند، اما آموزش و پرورش معتقد است که اجرای این طرح به تحکیم بنیادهای اعتقادی دختران، التزام منطقی آنها به حجاب و ارتقای سطح سلامت، جسمانی و روانی دانشآموزان کمک میکند. چنانچه مهری سویزی، مدیرکل امور بانوان وزارت آموزش و پرورش میگوید: طرح شادابسازی مدارس دخترانه از سال 84 مطرح شده که در صورت اجرای آن، دختران میتوانند در مدارسی که کاملا استتار شده بدون حجاب تردد کنند.
به هر حال آموزش و پرورش قصد دارد، امسال اجرای شادابسازی یا استتار مدارس دخترانه را به طور جدیتری پیگیری کند، اما این کار 10 تا 15میلیون تومان برای هر مدرسه هزینه دارد. سویزی ابراز امیدواری میکند که فعلا در هر استان 2 تا 3 مدرسه، مشمول این طرح شوند.
ورزش همگانی خارج از استاندارد
هر چند محرمسازی مدارس دختران با توجه به محدودیتهای موجود میتواند راهی برای تحرک و جستوخیز دختران باشد، اما در سطح جامعه هم زنان به طور محسوسی کمتر از مردان تحرک دارند و حتی ورزش میکنند که شاید توسعه ورزش همگانی به طور قابل توجهی به رشد و افزایش تحرک و ورزش در زنان منجر شود. رضا قراخانلو، عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس و رئیس سابق کمیته ملی المپیک ایران در تازهترین تحقیق خود که از سوی انجمن جامعهشناسی ایران منتشر شده است، میگوید: «موقعیت ورزش در شرایط فعلی با نقایص بسیاری روبهروست. بین 10 تا 15 درصد مردم در کشور به ورزش همگانی میپردازند که این آمار در کشورهای توسعهیافته به 80 درصد میرسد. در واقع ورزش همگانی در ایران نسبت به گذشته پیشرفت داشته، ولی تا وضعیتایدهآل فاصله زیادی داردو به همین دلیل لازم است مدیریت و توسعه آن، مورد توجه قرار گیرد.» او میگوید: «هرچند اخیرا از سوی شهرداری تهران اقدامات خوبی انجام شده ولی کافی نیست. در این زمینه نبود امکانات بخصوص برای زنان در توسعهنیافتگی ورزش همگانی موثر است.»
به گفته برخی استادان رشتههای ورزشی، بودجهبندی در ورزش کاملا سلیقهای و آمیخته با میل مسوولان و مدیران است. محمد احسانی، یکی از همین استادان میگوید: بودجه ورزشی همگانی در سال گذشته حدود 6 میلیارد تومان بود که تقریبا یک صدم درصد از مجموع 600 میلیارد تومان بودجه ورزش کشور را شامل میشود، علاوه بر سیاستگذاری نامناسب در ورزش همگانی که بر سطح عمومی ورزش بانوان تاثیر دارد، وجود برخی تنگناها بمانند گرانی کلاسها و لوازم ورزشی، کمی باشگاههای خاص زنان و محدودیت ساعات ورزش در باشگاه برای زنان، اولویتدهی خانواده به ورزش فرزندان پسر به ازای کنارهگیری مادر و دختران جوان از ورزش بویژه در شهرهای کوچک و از همه مهمتر نبود نیاز به ورزش در زنان و اکتفا کردن به فعالیتهای روزمره منزل به جای ورزش منظم در زنان از جمله دلایل نادیده گرفته شدن تحرک ورزشی در زنان و پیامدهای پس از آن است.
زنان مسن فراموش شدهاند
وقتی از ورزش و حرکات منظم ورزشی در زنان صحبت میشود، بیشتر افراد این حرکات را به دختران یا در نهایت زنان جوان محدود میکنند؛ در حالی که انجام حرکات ورزشی در زنان میانسال و مسن اثری حتی بیش از دیگران دارد که در بیشتر موارد نادیده گرفته میشود.
صبح یک روز بهاری، در یکی از میادین محلات شرق تهران؛بیش از 24 نفر از زنان محله جمع شدهاند و نرمش میکنند، بعضی هم دور میدان میچرخند و پیادهروی میکنند، چند نفری هم با وسایلی که شهرداری در میدان قرار داده، نرمش میکنند.
خانمی که 47 ساله و خانهدار است، میگوید: «تا وقتی بچهها مدرسه میروند، میتوانم صبحها اینجا بیایم و ورزش کنم. اگر مدارس تعطیل شود دیگر نمیتوانم، از طرفی کمردرد شدیدی دارم و دکتر گفته حتما باید ورزش کنم.»
دیگری 54 ساله است و به قول خودش، غصه هیچکس را ندارد. به تندی راه میرود اما از کفش مناسب خبری نیست؛ وقتی به او میگویم پاشنه این کفش به کمرتان فشار میآورد؛ تازه میفهمد که این کفش برای ورزش مناسب نیست.
سمیه رفیعی، میانسال است و با حسرت میگوید: «آنوقت که باید ورزش میکردیم، نمیدانستیم حالا هم که دوست داریم ورزش کنیم، درد آرتروز و زانو نمیگذارد.» ادامه میدهد: «4 تا بچه دارم که حالا همه ازدواج کردهاند، آنقدر درگیر خونه و بچهها بودم که وقت ورزش کردن را نداشتم اما شوهرم صبح به صبح ورزش میکرد، حالا هم هیچ مشکلی ندارد. تورو خدا به خانمهای جوان بگو، همانقدر که به فکر بچهها هستند، به آینده و سلامت خودشان هم فکر کنند.»
نوزادی رنجور به نام ورزش قهرمانی
ورزش قهرمانی آن هم در حوزه زنان را میتوان به موجود ناتوان و رنجور تشبیه کرد که بهرغم حرکتهای مثبت هنوز از پوسته ناتوانی خارج نشده است. سهم بسیار کم بانوان در این ورزش، کاملا مشهود است؛ در حالی که سهم زنان در بسیاری از کشورهای توسعه یافته به بیش از 50 درصد از ورزشکاران قهرمانی برآورد میشود هنوز در بسیاری از فدراسیونهای ورزشی، زنان سهمی ندارند و آنجا که سهمی تعریف شده زنان در موقعیت فرودست هستند.
براساس بخشنامه سازمان تربیت بدنی 30 درصد بودجه این سازمان به زنان اختصاص دارد؛ در حالی که گفته میشود فدراسیونها قادر به تامین هزینههای ورزشکاران زن نیستند. از سویی، مشکل بزرگ ورزش بانوان در سطح تیمهای حرفهای نداشتن اسپانسر است که چون مسابقات آنان پخش تلویزیونی ندارد، کمتر باشگاه یا کارخانهای حاضر به سرمایهگذاری در این حوزه است. بسیاری از باشگاههای بزرگ به همین دلیل با تنگناهایی روبهرو هستند.
بنابراین ورزش بانوان چه در حوزه مدارس و دانشگاه و چه در حوزه ورزش همگانی و قهرمانی با مشکلاتی روبهروست که حل این مشکلات به برنامهریزی بیشتر و دقیقتری نیازمند است، با توجه به مردانه بودن فضای سیاستگذاری ورزش کشور، توجه به این گونه برنامهریزیها همچنان مبهم است.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم