تمام دلیل‌ها

من زنده نیستم به تمام دلیل‌ها بیهوده‌اند نذر و دعا و دخیل‌ها من مرده‌ام به روی سر و چشم گردنم هی خاک پشت خاک بریزید بیل‌ها! فریاد می‌زنی که مرا... دوست... ناگهان گم می‌شود صدای تو در قال و قیل‌ها دستت نمی‌رسد به بهاری که هک شده ست روزی بروی قامت سرد فسیل‌ها موسای چشم‌های مرا را آب برده است هی زل نزن به چشم عزادار نیل‌ها تو اولین ستاره دنباله‌دار و من نسلی که منقرض شده در بین ایل‌ها باید پیاده راهی هندوستان شویم یادی نمی‌کنند از این خطه فیل‌ها
کد خبر: ۲۶۲۲۸۰

مهتاب یغما

غزل کاشی‌ها

محو در گستره‌ آبی نقاشی‌ها
غزلی چیده‌ام از زمزمه کاشی‌ها
باز در خلسه‌ام آواز «بنان» می‌پیچد
حافظ آهسته مرا برده به خوش‌باشی‌ها
بر سرم سایه‌ ابر کلماتی است شهید
شب رویایی شاعر شدن کاشی‌ها!
شب گل انداخته ازجلوه طاووسی تو  
یاقلم موی تو در پرده نقاشی‌ها  
دفترم باغچه‌ای نرگس شیرازی توست
کار چشمت شده سرمشق غزل‌پاشی‌ها!
طرح لبخند تو را ماه به ماهی‌ها گفت
شور انداخته در برکه‌ای از کاشی‌ها
هیجانی ازلی ریخته‌ای در غزلم
منم و کوچه‌ رندی‌ها، قلاشی‌ها
شعر من یک ورق از باغچه شب بویت
شرح سربسته‌ای از فلسفه گیسویت!

محمدحسین انصاری نژاد

ردپا

دلم گرم تو بود
گرم یادگاری‌هایت
و اکنون
در همه پس کوچه‌های دل
روی آسفالت‌ها
جاری است ردپای تو

محمد جمالو

من، ما نیست

با پنجره‌ای خسته، پس حال تماشا نیست
پس خوب نمی‌بینم پس منظره زیبا نیست
 می‌بندم اگر زشت است، زشت است که می‌بندم
دنیای پر از درهم، بی‌پنجره دنیا نیست
انسانم و ممکن نیست آزاد بیندیشم
وقتی همه‌ فکرم در جمجمه زندانی ا‌ست
شعر است که می‌بیند آن نقطه پایان را
نقطه
سرخط، شاعر بنویس که
من، ما نیست

مریم جعفری آذرمانی

تقدیم به ساحت قدسی حضرت علی اکبر(ع)‌
بدر ماه تو

بر روی قامت تو خدا مد گذاشته است
 بر سرو‌های باغ سر آمد گذاشته است
 انگار چهره تو  به تعریف هرکه دید
 آیینه روبه‌روی محمد(ص) گذاشته است
روی پیمبری تو دستان تیغ را
در لحظه فرود مردد گذاشته است
هرکس که کینه داشته از بدر ماه تو
 برپیکر تو زخم مشدد گذاشته است
دستی که روی سینه نشد، مثل تیغ شد
تیغی که روی سینه تو رد گذاشته است
داغ تو است این که خدا سرخ و آتشین
با پرچمی به سینه گنبد گذاشته است

مهدی پرویز

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها