دختر جوان در اظهاراتش به بازپرس صمدی گفت: حدود یک ماه پیش برای خرید یک دستگاه رنو به چند مرکز خرید و فروش خودرو رفتم. در یکی از مراکز با یک تبعه افغان به نام امیر آشنا شدم که ادعا میکرد دوستش یک دستگاه خودروی رنو دارد و میخواهد آن را بفروشد. به همین خاطر شماره تلفن همراهم را به او دادم و خواستم درباره قیمت خودرو با دوستش صحبت کند و نتیجه را به من اطلاع دهد.
یک هفته از او اطلاع نداشتم تا اینکه بعدازظهر 28 خرداد به من زنگ زد و ادعا کرد دوستش را برای فروش خودرو متقاعد کرده و خواست که با او قرار ملاقات بگذارم.
دام سیاه مرد افغان برای دختر جوان
شاکی ادامه داد: با شنیدن حرفهایش، با او قرار ملاقاتی در یکی از محلههای مرکزی کرج گذاشتم و به اتفاق او به محله حصارک کرج رفتیم.
پس از طی مسافتی در مقابل یک خانه قدیمی خودرویش را متوقف کرد و از من خواست دقایقی منتظر وی بمانم تا او فروشنده را برای ملاقات با من صدا بزند.
10 دقیقهای گذشت اما خبری از وی نشد. کمکم به اوضاع مشکوک شدم و تصمیم گرفتم آن محل را ترک کنم که ناگهان امیر مرد شرور به سراغم آمد و با چاقویی که به سمتم گرفت مرا تهدید به قتل کرد و با خود به داخل آن خانه برد. هرچه التماس میکردم مرا رها کند، بیفایده بود.
مرد شرور با زور و تهدید چاقو مرا داخل یکی از اتاقهای خانه برد و پس از یک ساعت زندانی کردن من در اتاق، مرا کتک زد و بعد مورد آزار و اذیت قرار داد.مرد هوسران در حالی که بدحال بودم، مرا سوار خودرویش کرد و بعد از طی مسافتی در یکی از محلههای کرج رها کرد و متواری شد.
تهدیدهای مرگآمیز
شاکی افزود: بسختی خود را به خانهام رساندم و با بازگو کردن ماجرا برای خانوادهام، آنها به جستجوی مرد شرور پرداختند، اما موفق به یافتن وی نشدند.
یک روز بعد از وقوع حادثه، مرد شرور به دفعات با تلفن همراهم تماس گرفت و تهدیدم کرد اگر از وی شکایت کنم، فیلمی را که از صحنههای آزار و اذیت من تهیه کرده است در شهر پخش میکند و آبروی خانوادگیام را میبرد و بعد از آن نقشهای که برای قتل من و اعضای خانوادهام طراحی کرده، عملی میکند.
با شکایت دختر جوان، پرونده برای ادامه تحقیقات در اختیار ماموران اداره جنایی آگاهی استان تهران قرار گرفت و ماموران با اطلاعاتی که از شاکی به دست آوردند، به چهرهنگاری رایانهای از افغان شرور پرداختند و پاتوقهای احتمالی وی تحت نظر گرفته شد تا عاقبت روز دوم تیرماه امسال، متهم فراری در خانهای در کمالشهر کرج شناسایی و دستگیر شد.
با انتقال این متهم به اداره جنایی آگاهی استان تهران، وی مورد بازجویی قرار گرفت و راز سیاه خود را فاش کرد.
اعتراف به آزار شیطانی
امیر مرد افغان در اظهاراتش به پلیس گفت: چند هفته قبل وقتی به یکی از مراکز خرید و فروش خودرو رفته بودم، متوجه شدم دختر جوانی به تنهایی به این مرکز آمده و میخواهد خودرو بخرد.
بنابراین، به بهانه این که دوستم قصد فروش خودرویی را دارد، دختر جوان را فریب دادم. روز حادثه پس از تماس تلفنی، او را به بهانه ملاقات با فروشنده خودرو به حوالی حصارک کرج بردم و با زور و تهدید چاقو دختر جوان را به خانهام بردم و پس از زندانی کردن وی، او را مورد آزار و اذیت قرار دادم. پس از وقوع این حادثه، از ترس این که دختر جوان با پلیس تماس نگیرد و مرا لو ندهد، تلفنی با وی تماس گرفتم و به دروغ ادعا کردم فیلمی از وی تهیه کرده و قصد دارم آن را در سطح شهر پخش کنم و بزودی نقش قتل وی و خانوادهاش را عملی میکنم.
بنابراین گزارش، متهم با قرار قانونی از سوی بازپرس صمدی، رئیس شعبه دوم دادسرای جنایی کرج، روانه بازداشتگاه پلیس شد تا در ادامه تحقیقات پلیسی، دیگر ابعاد مختلف پرونده فاش شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم