در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کشف جسدمرد گمشده پس از 22 روز
مرد شاکی در اظهاراتش به پلیس گفت: 28 تیر ماه، پسرم غلام با خودرویش از منزلمان در محله حصارک کرج خارج شد تا به مغازهاش در شهرستان هشتگرد برود که ناپدید شد و جستجوی ما برای یافتن وی بینتیجه ماند تا این که چند روز قبل برای پیگیری پروندهام به پلیس آگاهی استان تهران رفتم که آنها گفتند جسد مجهولالهویهای از سوی پلیس آگاهی هشتگرد کشف شده است. گمان میکنم، جسد متعلق به فرزند گمشدهام باشد.به دنبال اظهارات این مرد، ماموران از وی خواستند به پزشکی قانونی مراجعه کند که مرد پس از مشاهده جسد گفت جسد متعلق به فرزندش غلام است. با مشخص شدن هویت مقتول، رسیدگی به این پرونده وارد مرحله جدیدی شد.
تماس تلفنی مرموز هویت قاتل را لو داد
تحقیقات قضایی پلیسی ادامه داشت تا اینکه 3 ماه بعد، مردی ناشناس با اداره آگاهی شهرستان هشتگرد تماس گرفت و ادعا کرد قاتل غلام، جوانی به نام محمد است که درخصوص خرید و فروش موادمخدر فعالیت دارد و خودروی مقتول را به مردی به نام سعید که در یکی از شهرستانها زندگی میکند، فروخته است.ماموران از این مرد خواستند استنادات خود را به مرکز پلیس ارائه کند اما مردناشناس گفت اگر قاتل فراری متوجه شود من، او را به پلیس لو دادهام، مرا هم مانند غلام به قتل میرساند.با اطلاعاتی که ماموران از مردناشناس به دست آوردند، جستجوی ویژهای را آغاز کردند تا اینکه پس از یک ماه، خودروی سرقت شده مقتول در یکی از شهرستانها توقیف و راننده آن پس از دستگیری به مرکز پلیس انتقال یافت و در بازجوییها گفت خودرو را به قیمت 2میلیون تومان از مردی به نام محمد خریداری کرده است.
با به دست آمدن مشخصات فروشنده خودرو، معلوم شد مشخصات وی با اطلاعاتی که مرد تماس گیرنده در اختیار پلیس قرار داده است، مطابقت دارد.
اعتراف به قتل
پاتوقهای احتمالی قاتل فراری بهطور غیرمحسوس زیرنظر گرفته شد تا عاقبت وی در یکی از محلههای کرج دستگیر و پس از انتقال به اداره آگاهی هشتگرد، مورد بازجویی قرار گرفت و راز قتل غلام را بر ملا کرد و گفت موادمخدر با او معامله کرده بودم اما حاضر به پرداخت پول آن نبود. بنابر این با او در مغازهاش واقع در سهیلیه کرج قرار ملاقات گذاشتم و زمانی که متوجه شدم حاضر به پرداخت بدهیاش نیست، با وی درگیر شدم و با ضربههای چاقو او را به قتل رساندم و بعد جسدش را در یکی از محلههای هشتگرد رها کردم و پس از سرقت خودرویش، آن را با مدارک جعلی فروختم. به دنبال اظهارات متهم و بازسازی صحنه قتل، قاتل به زندان منتقل شد اما زمانی که در یک قدمی محاکمه قرار گرفته بود، هفته گذشته راز قتل دیگری را برای مسوولان زندان فاش کرد که مشخص شد اظهارات وی مبنی بر قتل جوانی به نام شهرام در فروردین سال 86 صحت دارد .
بازپرس حسینی رازلیقی، رئیس شعبه یکم دادسرای جنایی کرج با شنیدن اظهارات متهم، وی را با تجدید قرارقانونی در اختیار کارآگاهان اداره جنایی آگاهی استان تهران قرار داد تا در ادامه تحقیقات پلیسی، راز دیگر اتهاماتش فاش شود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: