در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
زمـانـی کـه تـمـام آرزوهـای 4 ساله فوتبال ایران دود شد. زمانی که بیشتر مردم ایران خواب بودند درســت چـنــد ســاعـت پـس از آنکـه سـیـد مـهـدی رحـمـتی تسلیم مهاجم مشهور کره ای شد. دقیقه 80 بـازی ایـران و کـره جـنوبی بودکه یاران افشین قـطـبـی بـرد را با تساوی عوض کردند تا راه برای صعود همسایه شمالی این تیم هموار شود. درست زمانی که بازیکنان سرخ پوش کره شمالی بعد از 49 ســال در ورزشـگــاه ریــاض عــربـسـتــان جـشــن راهـیـابـی بـه جام جهانی را برپا کردند. این نوشته زمانی آغاز شد که آرزوهای فوتبال ایران تمام شد! حالا تابستان سال دیگر ما فقط تماشاگر اولین جام جـهـانـی فـوتبال در قاره آفریقا هستیم، بی حضور تـیـم مـلـی فـوتـبـالـمـان. در سـالـی کـه فـیـفـا بیشترین سهمیه را در طول تاریخ جام جهانی برای قاره آسیا در نـظـر گـرفته بود. در سالی که وقتی قرعهکشی بـازیهـا انـجـام شـد همه کارشناسان و مسوولان؛ تـیــم مـلــی فــوتـبــال ایــران را در آفــریـقــای جـنـوبـی مـیدیـدنـد. چـه کسی باور میکرد، تیم ملی ایران بین 5 تیم گروهش، با آن همه غرور چهارم شود. بـدتـر آنکـه بـیـن تـمـام 10 تـیـم آسیایی نتواند حتی پـنـجـم شـود. حالا رئیس خنده روی فوتبال ایران مـیتـوانـد خـودش را پـشت حرفها و رفتار آرام افـشـیــن قـطـبــی پـنـهــان کـنـد. حـالا مـیتـوانـد تـمـام اشـتـبـاهـات گذشتهاش را پشت فرصتهای هدر رفته بازیکنان در طول مسابقات پنهان کند. نترسد؛ کـه ایـن فـوتـبـال آنـقـدر جـا دارد برای پنهان شدن. حالا میتواند پایش را فراتر بگذارد، شجاعت به خـــرج بـــدهـــد، بــگـــویـــد کـــه او در فــوتـبــال ایــران نمیتوانسته حتی لیوانی را جابهجا کند، چه برسد بـه ایـن کـه تـصـمـیـمی برای فوتبال کشور بگیرد. حالا همه منتقدان فوتبال میتوانند افشین قطبی را سیبل کنند، علی کریمی را سیبل کنند.
مـتـهـم ردیـف اول را عـلـی دایـی بـدانـنـد. تـمـام حـــاشــیــههــای دور و بــر تـیــم را بــه پــای مـحـمــد مایلیکهن بنویسند.
حـالا 4 سـال وقـت هست برای رفع تقصیر و اعـلام مقصر. حالا هیچکس مقصر نیست که ما فـقـط شـانس نداشتهایم! ما که عادت کردهایم به فراموشی، این را هم فراموش میکنیم. وقتی علی دایی شد مربی تیم ملی فوتبال ایران، وقتی ما در اولـیـن بـازیـمان عربستان را در کشورش متوقف کردیم، وقتی ما کره شمالی را در تهران شکست دادیم، وقتی مدیران ورزشی داشتند موفقیت تیم مـلــی را بــه نـام خـود سـنـد مـیزدنـد. کـسـی فـکـر نمیکرد روز 27 خرداد روز سیاهی برای فوتبال ایران باشد. این نوشته در ساعت یک بامداد روز پنجشنبه 28 خردادماه 1388 تمام شد.
دوم: جـــام جــهـــانـــی فـــوتـبــال بــزرگتــریــن و مـعـتـبـرتـریـن تـورنـمـنـت فـوتـبـال در جـهـان است. هـمـیـن یـعنی بزرگترین انگیزه برای هر بازیکن فوتبالی در جهان برای شرکت در این تورنمنت مـعـتـبـر. الـبـتـه بـازیـکـنـان بزرگ بسیاری در جهان بـودهاند که شانس بازی در این جام را از دست دادهانـد مـثل اریک کانتونای فرانسوی یا ژان پیر پاپن که حتی وقتی در زمان اوج بازیشان بودند به دلیل راه نیافتن تیمشان به مرحله نهایی، از بازی در جام جهانی محروم ماندند. تیم ملی ایران در تـمام تاریخ این بازیها فقط توانسته است در 3 دوره این بازیها حضور داشته باشد.
جام جهانی 1987 آرژانتین اولین تجربه حضور ایرانیها در جام جهانی بود جایی که با یکی از 2 فینالیست همین جام یعنی هلند هم گروه شدند و تجربه بازی در مقابل ستارگان آن سالهای هلند یعنی رینوس میشل، آریهان و یوهان کرایف را بـه دست آوردند. همگروههای ایران در آن سال هـیـچکـدام ضـعـیـف نـبـودند. اسکاتلند از تیمهای درجـه اول اروپـایـی بـود، هـلـنـد کـه تا بازی نهایی پیش رفت و نایب قهرمان جام شد و پرو که اتفاقا پدیده جام جهانی سال 1987 لقب گرفت.
بـهترین نتیجه ایران اما در بازی برابر اسکاتلند رقـم خورد و ایران توانست، امتیاز این بازی را با اسکاتلند تقسیم کند.
بعد از این جام 20 سال زمان برد تا فوتبال ایران باز هم بتواند طعم شیرین بازی در جام جهانی را بـچـشـد. 20 سـالـی کـه فـوتـبـا لدوستان ایرانی در 4 دوره بـرگـزاری آن فقط با حسرت به تماشای آن پرداختند. در بین این سالها تنها باری که فوتبال ایـران کـمـی به راه یافتن به مرحله پایانی این جام نزدیک شد، سال 1994 بود. جامیکه قرار بود در آمریکا برگزار شود و هنوز سهمیه آسیا تنها 2 تیم بــود. مـرحـلـه پـایـانـی در کـشـور قـطـر و بـا حـضـور تیمهای ایران، عربستان، عراق، ژاپن، کره جنوبی و کــره شـمــالــی بـرگـزار شـد. عـلـی پـرویـن بـعـد از قـهرمانی ایران در بازیهای آسیایی پکن در سال 90 به عنوان تیم قهرمان آسیا در آن بازیها شرکت مــیکـرد. نـسـل جـدیـد فـوتـبـال ایـران هـنـوز ظـهـور نـکــرده بــود. حـمـیــد درخـشــان کــاپـیـتـان تـیـم بـود، عـابـدزاده مصدوم شده بود و دوران آغاز بازی و درخشش علی دایی بود.
ایـــران در آن بــازیهــا بــا شـکـســت بــرابــر کــره جنوبی، عراق و عربستان از راهیابی به جام جهانی باز ماند تا این نسل از فوتبال ایران حسرت به دل با جـام جـهـانـی و دنیای فوتبال خداحافظی کنند، با ایـن حـال امـا زیـاد طـولـی نـکـشید. درخشش نسل جدید فوتبال ایران در جام ملتهای آسیا در سال 1996 رقـم خـورد. چـهرههایی که با اعتماد محمد مــایـلــیکـهــن در آسـیــا درخـشـیــدنــد، دلـیـل اصـلـی راهـیـابـی ایـران بـه دوره بعدی جام جهانی شدند. مـهــدی مـهــدویکـیــا، کــریـم بـاقـری، عـلـی دایـی و خــداداد عــزیــزی دلایــل اصـلــی حـضــور ایـران در دومین حضورش در تاریخ این بازیها بود. هنوز که هنوز است یاد آوری هشتم آذر 76 و راهیابی مـعـجــزه وار تـیــم مـلــی بــه جــام جـهـانـی جـزئـی از خاطرات شیرین فوتبالدوستان ایرانی است. ایران در آن سـال بـعـد از راهـیـابـی بـه جام جهانی 1998 آنقدر خوب بازی کرد که برای اولین بار توانست رده بـیـسـت و سوم رنکینگ جهانی فیفا را کسب کـنـد. عـنـوانـی کـه هـیـچـگـاه تـکـرار نـشـد. اما انگار قسمت بود که از آن سال ما نه 4 سال یکبار که هر 8 سال یک بار بتوانیم به جام جهانی راه پیدا کنیم. سال 2002 اولین باری بود که جام جهانی در قاره آسیا برگزار میشد و همچنین اولین باری بود که 2 تیم میزبان این جام بودند و همین یعنی اولین سالی کــه سـهـمـیــه تـیــمهــای آسـیــایـی (بـه دلـیـل حـضـور بیواسطه 2 تیم کره جنوبی و ژاپن به دلیل میزبانی در مرحله نهایی) افزایش پیدا کرده بود. رقیبانمان چین بود و عربستان، اما باز هم حسرت بازی در جـام جـهـانـی بـرای دومـیـن دوره مـتـوالی به دلمان بـمـانـد. ایـن حـسـرت زمـانـی بـیـشـتـر شـد کـه 2 تیم شرکت کننده آسیایی در این جام یعنی کره جنوبی و ژاپن خوش درخشیدند. ژاپن توانست به جمع 16 تـیـم نـهـایـی جـام راه پـیدا کند و کره جنوبی در شـگـفـتـی کـامـل بـا هدایت گاس هیدینگ و کمک افشین قطبی عنوان چهارم جهان را کسب کرد.
جـام جـهانی 2006 آلمان تنها مسابقاتی بود که ایـران بـدون دردسـر و بـا خیال راحت توانست به مرحله نهایی آن صعود کند، اما هر چقدر راهیابی بـه ایـن جـام بـی دردسـر بـود خـود مـسابقات پر از حواشی و ناکامی برای تیم ایران بود. اصرار بیش از حد مربی کروات آن زمان تیم ملی برای بازی دادن بـه عـلـی دایـی بـه عنوان بازیکن اصلی سر و صــــدای خــــود بــــازیــکــنـــان را هـــم درآورد. ایـــن اعتراضها تا جایی پیش رفت تا بالاخره برانکو ایوانکویچ در بازی بعدی کمی عقب نشینی کرد تا علی دایی طعم نیمکنشینی را در تیم ملی هم بچشد. اما اینها فایدهای نکرد و جام جهانی آلمان شـد خـاطرهای تلخ برای فوتبال ایران. حاشیهها آنـقـدر بـالا گـرفـت کـه بـرانـکـو از هـمان آلمان به کشورش بازگشت و علی دایی هم 3ــ2 ماهی را دور از ایـران گـذرانـد تـا ازحـاشـیـههایاینجام و انتقادهای بیسابقه از خودش دور بماند.
با همه این حرفها جشن فوتبال جهان، سال دیگر در کشور نلسون ماندلا در آفریقای جنوبی بـرگـزار خـواهـد شـد. جایی که ما از تلویزیون به تماشای این جشن خواهیم نشست.
شانسی که از دست رفت
از دســت دادن شـانـس بـازی در جـام جـهـانـی برای هر بازیکنی جز افسوس و حسرت چیزی بـاقـی نـمـیگـذارد، امـا ایـن حـسـرت زمانی بیشتر مـیشـود که آن بازیکنها زمان خداحافظیشان رسیده باشد و عملا شانسی برای حضور در جام جهانی دیگری را نداشته باشند.
مهدی مهدویکیا: اگر ایران به جام جهانی راه پیدا میکرد حالا مهدی مهدویکیا با حضور در 3 دوره جام جهانی میتوانست رکوردی را برای خودش در ایران ثبت کند که برای دست یافتن به آن حــداقــل بـایـد بـازیـکـنـی 12 سـال در تـیـم مـلـی کـشــــورش بــــازی مـــیکـــرد. اتــفـــاقـــی کـــه بـــرای مـهـدویکـیا نیفتاد تا پایان دوران بازی او در تیم ملی ( و شاید باشگاهی ) تلختر از آن باشد که فکر مـیکـرد. مـهـدوی کـیـا جوانترین بازیکن ایرانی اسـت کـه تـوانـسـتـه در جـام جـهـانـی گـل بزند. او خـاطرات خوبی از حضور در جام جهانی دارد. سـال 98 در فرانسه وقتی او توانست دومین گل ایـران را بـه آمـریـکـا بـزنـد، شـبـانـه خـیـلی از اهالی فوتبال به کوچه و خیابانها ریختند تا در جشن شـکست آمریکا در فوتبال را با همدیگر شریک باشند. مهدویکیا بعد از تجربه آن جام در لیگ آلـمـان هـم خـوش درخشید تا پایان دهه 90 بـرای او بـهـترین سال بازی باشد. درست بــرعـکــس پـایـان دهـه اول سـال 2000 کـه برای او بدترین بود.
عـلــــی کــــریــمــــی: مــــارادونـــای آســیـــا، جـادوگـر فـوتبال ایران، دوران اوج بازی اش همزمان شد با راه نیافتن ایران به جام جهانی 2002. او اما صبر کرد تا طعم حضور در جام جهانی را در سال 2006 بچشد. بدترین حضور کریمی در میادین فوتبال در آن جام رقم خورد و مشکلات او با علی دایی در همان زمان آشکار شد. با انتخاب علی دایی به عنوان مربی ایران، حضور کریمیدر تـیـم مـلـی و جـام جـهانی ناممکن شد. وقتی اندک امید بازگشت جادوگر به تیم ملی هم با خداحافظی عجیب او از تیم ملی از بین رفت. اما تمام معادلات بـه هـم خـورد. عـلـی دایی کنار رفت. افشین قطبی آمــد. کــریـمــیدر بــاشـگــاهـش خـوش درخـشـیـد و دوبـاره شـد هـمـان شـمـاره 8 مـعـروف تـیم ملی. اما قطعا با حذف تیم ملی از راهیابی به جام جهانی او هـم بـایـد کـفـشهـایـش را در بـیـاورد و قید حضور دوباره در جام جهانی را بزند.
این ستون میتوانست با نامهای بیشتری ادامه پـیـدا کـنـد مـثـلا وحیدهاشمیان؛ مهاجم مودب و سـاکـت تـیـم مـلـی ایـران کـه سـابـقـه بازی در جام جـهــانــی دوره قـبــل را داشـتــه و حــالا امـیـدی بـه حـضـور دوبـاره در ایـن تـورنـمـنت ندارد. حسین کعبی که شاید خبرسازترین بازیکن ایران در جام جـهــانــی لـقــب گــرفــت، نــه بـه خـاطـر بـازیهـای درخـشــانـش کـه بـه دلـیـل خـطـای خـشـنـش روی لـوئـیـس فـیـگـوی پرتغالی در جام گذشته. محمد نـصـرتـی کـه بـا اعـتـمـاد افـشین قطبی توانسته بود دوباره به تیم ملی بر گردد.
پژمان نوری که میتوانست اولین حضورش را در جام جهانی، پایانی کند برای فوتبالش در عرصه مـلـی و حـتـی شـایـد سـید مهدی رحمتی که بدون شـک ناکام اصلی حذف تیم ملی ایران اوست که درخشش بازی او بود که ایران تا لحظات آخر هم امید به صعود داشت.
رئیس رکورددار
رئیس فدراسیون فوتبال ایران که سابق بر این ریاست کمیته ملی المپیک را عهده دار بود و پیشتر از آن قهرمان دوو میدانی 400 متر ایران بود، نتوانست در دوران مدیریتش راهیابی ایران به جام جهانی را به نام خودش ثبت کند. کـفـاشـیـان خـودش در هـمـان بـرنـامـه 90 مـعـروف فـروردیـن 88 بـا صراحت اعلام کرد که روی حرفهایش نمیشود حساب کرد؛ چرا که اگر فقط یک هفته گفتگوهای او را با خبرگزاریهای مختلف میخواندید دچار سردرگمیمیشدید. تناقضهای آشکار در حرفهای او حتی به فاصله کمتر از یک روز میتواند او را به رکورددار بودن در دوران ریاست فدراسیونهای ورزشی تبدیل کند.
او در برابر هر اتفاق خوشایند و ناخوشایندی میخندید. شاید اغراق نباشد که بگوییم هیچ خبرنگاری تا به حال اخم کفاشیان را ندیده است. بدترین وضعیت؛ شکست تیم ملی ایران از عربستان و برکناری دایی از تیم ملی بود؛ اما او حتی اولین پرسش فردوسیپور را با خندهرویی پاسخ گفت. شاید هنوز هم کفاشیان امیدوار بود؛ اما هر چـه پـیـش رفـت تصمیمهای او (و شاید تصمیمهای نگرفته او) بدتر شد. اعلام نام محمد مایلیکهن به عنوان سرمربی تیم ملی فوتبال ایران حاشیههای تیم ملی را از زمان اخراج دایی دوبرابر کرد. جنگ قلمیمایلیکهن با امیر قلعهنویی در آن زمان حتی به درگیری فیزیکی این دو هم کشیده شد و کفاشیان را ناچار کرد برای شأن تیم ملی هم که شده مایلیکهن را برکنار کند. اتفاقی که باعث شد دوباره رکوردی برای فوتبال ایران ثبت کند؛ یک مربی به مدت 15 روز بدون انجام دادن هیچ بازی رسمی و نیمه رسمیاز مربیگری کنار گذاشته شد.
انـتـخاب بعدی افشین قطبی بود. فردی که توانسته بود در ایران به واسطه اندیشههای تکنیکیاش و همچنین نوع ادبیات و نحوه برخورد خوبش با رسانهها به محبوبیت برسد. همچنین انتخاب قطبی در آن زمان وقتی هوشمندانهتر نشان میداد که میفهمیدیم او به دلیل حضور 3 سالهاش در تیم ملی کره جنوبی، شناخت خوبی از این تیم دارد و ما 2 بازی از 3 بازی باقی مانده مان با کره شمالی و کره جنوبی بود. بازیهایی که هر دو را مساوی کردیم تا افشین قطبی هم رویای مربیگری در جام جهانی را از دست رفته بداند.
تمام مربیان تیم ملی
وقـتی بعد از مدتها کشمکش برای انتخاب مربی تیم ملی فوتبال ایران نام علی دایی به عنوان سرمربی تیم ملی اعلام شد بیشتر اهالی فوتبال به صعود این تیم به جام جهانی خوشبین بودند. دایی بعد از خداحافظی بیسر و صدایش از بازی در تیم ملی در تیم سایپا بازی کرد. همان اول فصل در سایپا وقتی ورنر لورانت مربی آلمانی این تیم شبانه ایران را به مقصد ترکیه ترک کرد، علی دایی به عنوان بازیکن - مربی سایپا انتخاب شد تا بتواند در کنار بازیاش تجربه مربیگری هم پیدا کند. اولین مربیگری او در تیم سایپا شگفتانگیز بود. سایپا توانست با هدایت او به قهرمانی لیگ برتر ایران برسد و راهی جام باشگاههای آسیا شود. اولین حضور این تیم در آسیا همراه شده بود با انتخاب دایی به عنوان سرمربی تیم ملی، همین دلیلی شد تا دایی قید تیم سایپا را بزند و همراه تیم ملی در مسابقات مقدماتی جامجهانی شرکت کند. نتایج اولیه او در این تیم هم بد نبود اما بیشتر منتقدین به نحوه بازی تیم ملی ایران اشاره داشتند و روشی نمیدانستند که بتوان با آن موفق بود. اما ورزشگاه آزادی که قرار بود در فروردین مکانی باشد که جشن زودهنگام تیم ملی به جامجهانی در آن رقم بخورد تبدیل شد به آخرین باری که دایی روی نیمکت تیم ملی نشست. دوباره سناریوی انتخاب مربی آغاز شد. دوباره نامهای مختلف زیادی از زبان مسولان و رسانهها مطرح شد و اتفاقا دوباره اهالی فوتبال با اعلام نام مربی تیم ملی شوکه شدند. «محمد مایلیکهن» نام مربی انتخابی تیم ملی بود. هر جایی را که علی دایی در فوتبال ترک میکرد به جایش محمد مایلیکهن مینشست. او هم مثل دایی سرمربی سایپا بـود و تـوانـسـتـه بـود در مـدت کـوتـاه حضورش در این تیم، سایپا را از بحران بیرون بیاورد. اما عمر سرمربیگری مایلیکهن به انجام بازیهای تیم ملی نرسید. حاشیههای زیاد تیم ملی در آن دوران و جدالی که او با رسانهها آغاز کرده بود، در نهایت موجب شد مایلیکهن استعفا بدهد. اعلام نام جایگزین مایلیکهن زیاد طولی نکشید. افشین قطبی با اعتماد به نفس سرمربی تیم ملی شده بود و خبر از قطعی بودن صعود تیم ملی به جامجهانی میداد. اتفاقی که هیچگاه نیفتاد تا وضعیت افشین قطبی هم در تیم ملی در هالهای از ابهام قرار بگیرد.
میثم اسماعیلی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: