در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
نکیسا، اولین جانشین عابدزاده: نیما نکیسا اولین آنها بود. او که همزمان با عابدزاده در اردوهای تیم ملی حضور داشت، پس از کنار رفتن وی در بازیهای آسیایی 98 بانکوک دروازهبان اول تیم ملی شد؛ اما پس از آن در بازی با عمان آنقدر ضعیف ظاهر شد که از ترکیب اصلی کنار گذاشته شد و بعد هم به دلیل نداشتن ثبات لازم در عملکرد هیچگاه به تیم ملی بازنگشت و حتی از سطح اول فوتبال باشگاهی فاصله گرفت.
غلامپور، کارنامهای ضعیف
بعد از نکیسا باید به بهزاد غلامپور اشاره کرد. او که همدوره عابدزاده بود، در سالهای 72 و 73 نیز کارنامه نه چندان موفقی در تیم ملی از خود به جای گذاشته بود، با کنار رفتن عابدزاده دوباره فرصتی پیدا کرد تا در همان سال 77 دروازهبان تیمملی شود.
وقتی نکیسا کادر فنی را در بازی با عمان ناامید کرد، غلامپور درون دروازه قرار گرفت و بازیهای متوسطی به نمایش گذاشت که در مجموع کارنامه پرباری نداشت.
طباطبایی، شیر کپنهاگ
هادی طباطبایی یکی دیگر از دروازهبانهایی بود که وظیفه حراست از سنگر تیم ملی را در مقطعی به عهده داشت. سال 78 او شماره یک تیم ما بود. دروازهبان اول آن روزهای تیم ملی در دیدار با تیمهای دانمارک، ژاپن و آمریکا بازیهای قابل قبولی ارائه کرد. طباطبایی حتی به خاطر این بازیها لقب شیر کپنهاگ را به خود اختصاص داد، اما او هم نتوانست سالهای متمادی جایگاه خود را حفظ کند.
هادی طباطبایی از بازیکنان بااخلاق و بیحاشیه بود، اما علاوه بر این که قد و قامت مناسبی برای این پست نداشت، در باشگاه خود نیز دچار افت شد و پس از آن از تیم ملی فاصله گرفت.
برومند، افت در استقلال و تیم ملی
جام ملتهای 2000 آسیا تیم ملی فوتبال کشورمان دروازهبان دیگری داشت. پرویز برومند آن روزها درون دروازه تیم ملی بود، اما همان طور که خیلی زود در استقلال و فوتبال باشگاهی افت کرد و وارد حاشیه شد، از تیم ملی هم کنار رفت تا او هم مثل دیگران نتواند نقطه قابل اتکایی برای ملیپوشان فوتبال لقب بگیرد.
بلاژهویچ آمد، فنایی رفت
داوود فنایی در حالی که در پرسپولیس و در رقابت با عابدزاده پیشرفت خوبی داشت، در اواخر سال 79 به تیم ملی آمد تا شاید بتواند پاسخی برای معمای درون دروازه باشد. در بعضی دیدارها خیلی خوب و در بعضی نقطه مقابل بود. فراز و نشیب زیاد فنایی و البته سلیقه بلاژهویچ سبب شد تا با آمدن او، فنایی به تیم ملی دعوت نشود و البته پساز آن دیگر این شانس نصیبش نشد.
میرزاپور، فرصت زیاد برای اشتباه
در طول این سالها ابراهیم میرزاپور تنها کسی بود که فرصت بیشتری برخلاف میزان اشتباههایش در تیم ملی پیدا کرد. با آمدن بلاژهویچ و پس از آن برانکو و همکارانش، دروازه تیم ملی برای 5 سال متوالی به او سپرده شد.
از سال 80 تا 85 بارها میرزاپور به دلیل اشتباههای فاحش مورد انتقاد بود، اما بلاژهویچ و برانکو اصرار داشتند که از او استفاده کنند. گرچه میرزاپور معدود بازیهای خوبی هم در کارنامه داشت، اما اوج اشتباههایش در جام جهانی خاطرات خوب را هم به دست فراموشی سپرد.
رودباریان، آمد و رفت
حسن رودباریان هم از کسانی بود که نتوانست اعتماد مربیان را در خط دروازه برای مدت طولانی جلب کند. رودباریان در جام ملتهای 2007 آسیا دروازهبان تیم ملی بود. با وجود اینکه نسبتا خوب بود، اما دروازهبان مطمئنی نبود.
... و حالا مهدی رحمتی
تا این که نوبت به سیدمهدی رحمتی رسید. وی در میان همتایانش از سال 86 تاکنون به مراتب بازیهای بهتری را به نمایش گذاشته است، ضمن این که روند ثابتی داشته است. بازیهای خوب او در تیم باشگاهیاش «مس» در فصلی که گذشت و همچنین نمایش قابل توجه در دیدارهای مقدماتی جام جهانی 2010 آفریقا از او دروازهبانی مطمئن ساخته است. رحمتی در زمان سرمربیگری دایی و در حال حاضر قطبی، از مهرههای قابل اتکا بوده است تا جایی که واعظی و طالبلو چندان فرصتی برای نشان دادن تواناییهایشان نداشتند؛ اما اگر رحمتی بخواهد به این روند ادامه دهد، چه باید بکند؟ چرا در فوتبال ما، دروازهبانها بیشتر از دیگر بازیکنان آسیبپذیرند و خیلی زود دچار افت میشوند؟ اگر فوتبال ملی ما بخواهد همچون نسل قبل درون دروازه برای سالهای متمادی با خیالی آسوده پیش برود، چه راهکاری باید بیندیشد؟ برای یافتن پاسخی مناسب برای این پرسشها بد نیست با نظرات کارشناسان آشنا شویم. بسیاری از آنها براین باورند که مهدی رحمتی پس از گذشت 10 سال دروازهبانی است که علاوه بر فیزیک بدنی از نظر فنی هم قابلیتهای لازم را دارد و میتواند حداقل تا چند سال آینده وظیفه حراست از دروازه تیم ملی را به عهده داشته باشد؛ اما باید در کنار او جانشینهای مطمئنی را هم پرورش داد.
به رحمتی باید فرصت داد
حمید بابازاده که خودش تجربه زیادی در این زمینه دارد، در این خصوص به «جامجم» میگوید: همین که در یک سال گذشته رحمتی، نفر اول تیم ملی درون دروازه بوده، نشان میدهد او میتواند به عنوان تکیهگاه تیم، اگر خودش بخواهد برای سالهای متمادی این جایگاه را حفظ کند. متاسفانه فوتبال ما از بیثباتیها در همه ابعاد رنج میبرد؛ در حالی که به دروازهبانی مثل رحمتی که فاکتورهای لازم را برای موفقیت دارد باید فرصت داد، او حالا با خط دفاع تیم ملی هماهنگ است، خودش ضعف آشکاری ندارد و میتواند در میان دروازهبانهایی که در سالهای اخیر آمدند و رفتند، سنتشکنی کرده و ماندگار شود.
دروازهبان نباید وارد حاشیه شود
محمدرضا کربکندی با اشاره به تغییر زیاد در پست دروازهبانی تیم ملی در سالهای اخیر به خبرنگار جامجم میگوید: قطعا یکی از مشکلات ما در این سالها، یافتن یک دروازهبان کامل برای تیم ملی بوده است. به همین علت شاهد بودیم که دروازهبانها به صورت چرخشی و مکرر عوض میشدند و ما از این تغییرات و اشتباهاتش ضربه خوردیم؛ اما مهدی رحمتی از آن دسته بازیکنانی است که در 2 سال اخیر به تکامل رسیده است و اگر روی خروجها بهتر عمل کند، واقعا مطمئن و کامل است.
وی ادامه میدهد: دروازهبانی همان طور که پستی مطمئن برای بازیکن است، میتواند جایگاهی لغزنده هم باشد. مطمئنا از این نظر که در ایران دروازهبان کامل کم پیدا میشود و لغزنده از این جهت که گاهی یک اشتباه جبراننشدنی، گناه کل تیم را بر گردن دروازهبان میگذارد، بنابراین کار سختی است؛ اما هر تیمی که یک دروازهبان ثابت و مطمئن دارد، با خیالی راحت به میدان میرود. به نظر من، رحمتی یا هر کسی که میخواهد جانشینی مطمئن درون دروازه باشد، باید فقط به مسائل فنی بیندیشد، 2 برابر بقیه بازیکنان تمرین کند و علاوه بر این که به حاشیه توجه نکند، برای رسیدن به هماهنگی با خط دفاع تلاش کند.کربکندی معتقد است که رحمتی میتواند تا دو سه سال دیگر دروازهبان اول تیم ملی باشد.
بیتوجهی به دروازهبانی
اما هادی طباطبایی که خودش نیز این حضور را تجربه کرده است، نظر جالبی درخصوص دلایل افت دروازهبانها دارد. وی به «جامجم» میگوید: درخشش در دروازه تیم ملی اهمیت دارد؛ اما آنچه مهمتر است، تداوم این موفقیتهاست که در فوتبال ما، کار سادهای نیست.
وی ادامه میدهد: این ضعف مربوط به دروازهبانی و پست ما نیست. این مربوط به ضعف در کل فوتبال ماست. در فوتبال ایران، کمترین توجه به پست دروازهبانی میشود. در تیمهای باشگاهی و ملی اهمیتی به مربی دروازهبانان نمیشود؛ در حالی که مهمترین بازیکنانی که میتوانند سرنوشت دفاعی یک تیم را رقم بزنند، به دست این مربیان تمرین داده میشوند. به همین علت دروازهبانهایی که در مقطعی موفق هستند، در این سیستم هدر میروند و نمیتوانند به روندی که داشتند، ادامه دهند.
طباطبایی معتقد است، دروازهبان میتواند باعث اطمینان خاطر مربی و خط دفاع باشد. وی میگوید: وقتی توپی از خط دفاع میگذرد، خیلی مهم است که مربی و بازیکنان دیگر به دروازهبان اطمینان داشته باشند. در حال حاضر رحمتی این ویژگی را دارد و فقط امیدوارم بتواند این روند را ادامه بدهد.
سارا احمدیان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: