قدم اول را در اجرا، آهسته و پیوسته برداشتید؟
با توجه به پیشینهام در تئاتر و سینما باید بگویم بله، اصولا به قدم آهسته و پیوسته معتقدم.
پس به نوعی لحظهها را لحظهشماری کردید تا مجری شدید؟
نه، اجرا در افق هنری که از ابتدا برای خودم ترسیم کرده بودم، نبود و آرزوی مجری شدن نداشتم که بخواهم برای رسیدن به آن لحظهشماری کنم. همواره بازیگری، کارگردانی و نوشتن را ترجیح میدهم. در سینما یک هم به عنوان کارشناس مجری برنامه در حوزه تخصصی حرفه خودم فعالیت نمودم. آقایان اخوان (مدیر گروه تامین برنامه شبکه اول) و فرودگاهی (تهیهکننده و کارگردان سینما یک) با نظر لطفی که به من داشتند، ریسک بزرگی انجام دادند زیرا سابقهای طولانی در اجرا نداشتم و تنها در گذشته، برنامهای کوتاه راجع به سینما و جشنواره فیلم کوتاه اجرا کرده بودم که هیچ شباهتی به کارم در سینما یک نداشت اما در مجموع خدا را شکر میکنم که خصوصیات فردی که برای اجرای این برنامه، مدنظر بود در من وجود داشت و توانستم از مرداد 87 در خدمت این برنامه باشم.
اما قبلا که گفته بودید سینمایی و منتقد نیستید؟
فکر نمیکنم هیچ وقت چنین حرفی زده باشم.
چند ماه قبل که به عنوان مهمان در برنامه «این شبها» حضور داشتید به این نکته اشاره کردید.
در آن برنامه منظورم این بود که در درجه اول، خودم را تئاتری میدانم. متاسفانه امکانات و فرصتها به طور مساوی در اختیار بچههای درس خوانده تئاتر قرار نمیگیرد و شرایط اجراهای صحنهای عادلانه نیست بنابراین وقتی فعالیت در تئاتر دشوار باشد باید به سمت سینما و تلویزیون که زیر مجموعه داشتههای حرفهایمان است گرایش پیدا کنیم. البته به نظر من سینما، تئاتر و تلویزیون با همه تفاوتهایشان خیلی به هم شباهت دارند و ما هر جا که باشیم باید به وظیفهمان عمل کنیم و کار خوب انجام دهیم.
با این حال آینده حرفهای و معیشتی در تئاتر را چطور ارزیابی میکنید؟
تئاتر ما یک حوزه فرهنگی خیلی مظلوم است که همواره تعداد محدودی در آن مشغول کارند و وارد شدن به شبکه بسته اینها خیلی سخت و دشوار است لذا امیدوارم روزی بـرسـد کـه هـر کـس بـراسـاس شـایـسـتـگی و توانمندیهایش محک بخورد و امکانات به طور نسبی در اختیار افرادی که شایستهترند قرار گیرد. من خودم را عرض نمیکنم اما افرادی را میشناسم که توانایی فوقالعادهای دارند و الان کار نمیکنند. تئاتر ما تا به روز نشود و مشکلات مردم در آن دیده نشود، نمیتواند تاثیرگذار باشد. به لحاظ معیشتی نیز همکاران ما با دشواریهای زیادی روبهرو هستند و همین باعث میشود که تئاتر همواره به حمایت دولت نیاز داشته باشد.
باورهایتان را در سینما یک، بارور کردید؟
باور کلی من این است که به اندازه یک ذره هم که شده در عرصههای فرهنگی مملکتم، موثر باشم و فکر میکنم در این برنامه فضای مناسبی پدید آمد تا بکوشم و این باور را بارور نمایم. امیدوارم موفق شده باشم.
در اجرای سینما یک، خالق چه بودید؟
خالق گفتگویی بودم که به ارتقای سطح دانش فرهنگی و سواد سینمایی و بصری مخاطب عمومی شبکه یک سیما میانجامید و تا حدودی به رازگشایی سینما در مفهوم عام و یک محصول هنری به نام فیلم به طور خاص برای علاقهمندان هنر هفتم میپرداخت.
چرا به عنوان مجری، مشارکت جدی در نقدها و تحلیلها ندارید و بیشتر محو گفتههای منتقدان و کارشناسان میشوید؟
اصلا یکی از سیاستهای سینما یک این بود که من تنها در مقام پرسشگر حاضر باشم و با طرح سوالات خوبی که ممکن است پرسش بسیاری از بینندگان هم باشد برنامه را پیش ببرم. همانطور که میدانید شبکههای مختلف ما تعاریف گوناگونی دارند و بر همین اساس، مخاطب شبکه یک سیما، عمومیتر است یعنی باید مخاطبین را در تیپهای مختلف و در عین حال از حد وسط به بالا در نظر گرفت و هدفگذاری کرد بنابراین خیلی نقطهگرا ــ مثل برنامههای تولید شده برای شبکه چهار ــ برخورد نکردیم. تلاش من به عنوان مجری این بوده که سوالات خاص و اصطلاحات تخصصی به کار نبرم و خودم را جای یک جوان شهرستانی محروم که دوست دارد از سینما سر در آورد بگذارم و اجازه دهم تا حرف کارشناس مهمان برنامه به خوبی شنیده شود.
همت شما در اجرا به چیست؟
باور کنید افتخار و موهبت بزرگی است که روبه روی دوربین برنامهای قرار بگیرم که بینندههایش تا پاسی از شب بیدار مینشینند و مباحث آن را دنبال میکنند. شعار نمیدهم و از صمیم قلب میگویم که بیشترین انرژی را من از همین قضیه میگیرم. هیچ وقت فکر نمیکنم تنها هستم و به همین دلیل نیز بسیار راحت و آسوده سوالاتم را مطرح میکنم چرا که نسبت به تکتک مخاطبان احساس مسوولیت مینمایم بنابراین باید همتم به این باشد که صادقانه با آنها برخورد نمایم و خودم باشم البته این مهم به درسهایی که در بازیگری آموختهایم نیز باز میگردد. ما یاد گرفتهایم که هر چه راحتتر، صادقانهتر و صمیمیتر ظاهر شویم مخاطب، بهتر باورمان میکند. این موضوع در همه جا حتی زندگی نیز صادق است. نیازی نیست خودم را به بیننده تحمیل کنم یا اصطلاحا خودی نشان بدهم و خدا را شکر هیچ وقت هم هدفم این نبوده است. سعی میکنم بین خود، کارشناس برنامه و دوربینی که میتواند چشم به تکتک بینندهها باشد یک مثلث بسازم و حرمت آن ضلعی که اصلا صحبت نمیکند (مخاطب) را حفظ نمایم.
یعنی فکر میکنید با توجه به نقد فیلمها بعد از نمایش آن در ساعات پایانی شب و خستگی احتمالی مخاطب، تحلیلها و نقدها واقعا از سوی دو طرف (بیننده و منتقد) جدی گرفته میشود؟
نقد و تحلیل پایانی برنامه برای مخاطبان جدی که دغدغه سینما و هنر هفتم دارند تدارک دیده شده است. خود من آن زمان که برنامه هنر هفتم از شبکه اول سیما پخش میشد 17 ــ 16 ساله بودم و باور کنید با همه خستگیام تا پاسی از شب، بیدار مینشستم و صدای تلویزیون را کم میکردم تا مزاحم سایر اعضای خانواده نباشم و برنامه را به دقت پیگیری مینمودم. هنوز که هنوز است برخی از فیلمهای پخش شده در هنر هفتم را به یاد دارم و در ذهنم حک شده است و بسیاری از فیلمسازان را از طریق همین برنامهها شناختم. فکر میکنم الان هم این اتفاق در مورد خیلیها میتواند بیفتد.
اما سینما یک در کنار مخاطبان جدی، طیف عام را نیز در برمیگیرد و ساعات پایانی شب نمیتواند برای مخاطب سازی و جلب توجه مخاطبان غیر حرفهای به سینما، مناسب باشد؟
قطعا همینطور است اما این را هم فراموش نکنید که در تمام این سالها، سینما یک (با اسامی مختلفی که داشته است) تقریبا در همین بازه زمانی پخش میشود و تا حدودی جا افتاده است و مخاطبانش با همه دشواریها، این را پذیرفتهاند درست مثل برنامه نود که خیلیها ازجمله خودم را به خاطر علاقه به فوتبال تا پاسی از شب بیدار نگه میدارد. البته اینها به معنای توجیه آنچه شما اشاره کردید نیست و اگر ساعت مناسبتری پخش شود خیلی بهتر است.
در عرصه هنر، همواره راه و بیراه را از هم تشخیص دادهاید؟
نمیتوانم چنین ادعایی داشته باشم، اما همواره کوشیدهام تا قبل از هر کاری دو دو تا چهار تای لازم را انجام دهم و بسنجم که نتیجه خوبی به دست میآید یا نه. البته تجربیات سالهایی که در این وادی بودهام نیز به کمکم میآید.
چه زمانی نگاهتان به سینما یک عوض شد؟
همان طور که اشاره کردم یک دورهای مخاطب این برنامه بودم. فیلمهایش را میدیدم و گاهی اوقات از دور قضاوت میکردم که مثلا این چه فیلمی است یا این صحبتها چیست؟ اما وقتی در گروه تولیدش قرار گرفتم نگاهم از یک مخاطب صرف به کسی که جزو عوامل پدیدآورنده یک برنامه است تبدیل شد. این را هم بگویم که نقد حق هر بیننده است و من نیز هیچ گاه از نقدهایی که بینندگان، با وجود همه بزرگواری و لطفشان به برنامه مطرح میکردند ناراحت نشدم. به دقت میشنیدم و پاسخ میدادم.
گاه شاهد هستیم از کارشناسانی که منتقد سینما نیستند یا حتی تسلط و آشنایی کافی در این حوزه ندارند در سینما یک و برنامههای مشابه استفاده میشود تا فیلمها را در حوزه تخصصی خودشان به نقد بکشند. فکر نمیکنید این شیوه بیش از آن که بتواند به شناخت درست یک اثر سینمایی کمک کند تصور نادرستی از آن فیلم در ذهن مخاطب ترسیم میکند؟
دلایلی که تصمیمگیرندگان دعوت از کارشناسان دارند برای من قابل قبول است، زیرا ما همواره تنوع را در نظر میگیریم و اگر در چند برنامه از یک جامعهشناس، روانشناس، استاد دانشگاه یا فردی که در حوزههای غیر از سینما فعالیت میکند دعوت کردهایم به آن دلیل بوده که ویژگیهای غیرسینمایی فیلم نمایش داده شده برای بحث در آن برنامه خیلی مهمتر و بارزتر بوده است. بنابراین در چنین برنامههایی من به عنوان مجری تا حدودی از سوالات تخصصی سینمایی کم میکردم و بیشتر به محتوای فیلم میپرداختم.
اما در برنامه شما قرار بر نقد فیلم نمایش داده شده است نه بررسی ارتباط سینما با دیگر اجزای جامعه؟
سوال شما بجاست و نمیتوان آن را نادیده گرفت، اما بپذیرید که چون من تصمیمگیرنده نبودهام نمیتوانم پاسخ بدهم.
به روزگار کدام مجری، غبطه میخورید؟
در تلویزیون ما برخی از مجریان که تعدادشان کم هم نیست واقعا صاحب شخصیت اجرا هستند و برنامه با حضور آنها برای مخاطب تعریف میشود. هویت برنامهاند و من خیلی از آنها یاد گرفتهام، اما این دلیل نمیشود که بخواهم مثل آنها باشم یا به جایگاه و روزگارشان غبطه بخورم. واقعا این گونه نیستم.
چه کسانی را در رسانه ملی، صاحب شخصیت اجرا میدانید؟
آقایان اسماعیل میرفخرایی، محمدعلی اینانلو، مرتضی حیدری، فرزاد حسنی، عادل فردوسیپور، رضا رشیدپور، عـلـی درسـتـکار، کوروش علیانی، محمد صالحعلاء، محمدرضا شهیدیفرد، تیم اجراکننده مردم ایران سلام و... اینها نسبت به اجرا، فرم خودشان را پدید آوردهاند.
اصلا تعریف شما از شخصیت اجرا چیست؟
این که مجری با توانمندیها، نوع نگاه، ایستادن، نشستن و حتی لباسی که بر تن میکند به یک برنامه شخصیت و هویت ببخشد تا جایی که به نمادی برای شناخت محتوای برنامههایی که اجرا میکند تبدیل شود و از توانایی ذهنی و سرعت انتقال بالا، آگاهی لازم و هوش سرشار و صمیمیت برخوردار باشد.
جو حاکم بر اجرای امروز را چطور میبینید؟
اجرا نسبت به گذشته با حضور مجریان توانمندی که در این سالها شاهد بودهایم از حالت سخن گفتن صرف، خارج شده و به سمت تخصصی شدن پیش میرود. خوشبختانه غالب مجریان نیز در حوزه خود، کارشناس هستند و این امیدوارکننده است و میتواند توانایی و اثربخشی برنامهها را مضاعف کند. همچنین مجریان جوان دیگری در این مسیر در حال پیشرفت و آموزش هستند که قطعا در آینده جایگاه خوبی خواهند داشت.
موافقید در پایان این گفتگو، سراغی هم از دکتر احسان فاکتور 8 بگیریم؟
آره، اتفاقا فکر میکردم بیشتر صحبتهای ما در این مصاحبه راجع به فاکتور 8 باشد چون با گذشت 8 ــ 7 ماه از اجرایم در سینما یک، هیچ مصاحبهای در این باره با من شکل نگرفت و کمکم داشتم ناامید میشدم.[با خنده] سریال فاکتور 8 چه در مرحله تولید و چه پخش، یک کار دوست داشتنی و تجربهای خوب بود. دکتر احسان، چهرهای چند وجهی داشت و همین باعث میشد که این نقش را خیلی دوست داشته باشم. انشاءالله در عالم واقعیت نیز بتوانیم شاهد موفقیت دانشمندان کشورمان در تولید فاکتور 8 باشیم.
پس باید منتظر یک مائده ایرانمنش بود؟
قطعا هست. تا جایی که میدانم تلاشهایی برای تولید این دارو در داخل کشور صورت گرفته است که امیدوارم هرچه زودتر به نتیجه برسد.
شیما و میلاد کریمی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم